دیدگاه: حمید اشرف، چهره درخشان کمونیستی که همواره نام و یاد او جاودان خواهد ماند

توکل

تیرماه سال ۵۵ روزی که خبر جان باختن رفیق حمید اشرف و دیگر اعضای رهبری سازمان به زندان رسید، یکی از وحشتناک‌ترین روزهای زندگی سیاسی عموم نیروهای سازمان بود. از سیاهکل تا ٨ تیر، سازمان ضربات متعددی را متحمل شده بود و برجسته‌ترین کادرها در جریان مبارزه از دست رفته بودند. یک سال پیش از آن نیز رژیم شاه رفیق جزنی را به همراه دیگر اعضای گروه در زندان به گلوله بست که ضایعه بزرگی برای سازمان بود. اما هیچیک از این ضربات، سنگین‌تر از ٨ تیر نبود. در جمع رفقائی که در این روز جان باختند، سازمان رفیقی را از دست داده بود که دیگر جایگزینی برای او وجود نداشت. حمید تنها بازمانده رفقائی بود که سازمان چریک‌های فدائی خلق ایران را بنیان گذاشتند. حمید مظهر زنده تمام آگاهی کمونیستی، مبارزه آشتی ناپذیر با نظم موجود، تجریه، قهرمانی و از خود گذشتگی ۵ سال مبارزه پیگیر سازمان بود. حمید یک رهبر سیاسی آگاه و با تجربه بود که به دفعات سازمان را از بطن طوفان‌های سخت که سازمان را تا لبه‌ی پرتگاه نابودی کشاند، نجات داده بود. کسی در سازمان نبود که جایگزینی برای حمید باشد. به خواندن ادامه دهید

گرامی باد خاطره فدائیان شهید رفقا امیر پرویز پویان، رحمت الله پيرونذيری و اسکندر صادقی‌نژاد

پويان-سوم-خرداد سوم خرداد ماه ۱۳۵۰، يادآور جانفشانی سه تن از رفقای سازمان است که هر يک به نوبۀ خود سهم ارزنده ای در شکل گيری سازمان چريکهای فدائی خلق ايران داشته اند.

رفقا امیر پرویز پویان و رحمت الله پيرونذيری، در حاليکه در خانۀ تيمی واقع در نيروی هوائی در محاصرۀ مزدوران رژيم سلطنتی پهلوی، ساواکيها و پليس قرار گرفته بودند، پس از مبارزه ای قهرمانانه و تا پای جان، پس از آن که گلوله هايشان را نثار دشمنان کارگران و زحمتکشان نمودند، با آخرين گلولۀ خويش، به زندگی خود پايان دادند و مرگ را بر اسارت در دست دژخيمان ترجيح دادند.
رفیق اسکندر صادقی‌نژاد نيز در همين روز و در ارتباط با ضربۀ مشترکی که منجر به شهادت رفقا پويان و پيرو نذيری شده بود، در مکانی ديگر و در درگيری با مأموران امنيتی جان خود را در راه آرمانهایش فدا میکند.
براساس روایتی، در اين درگيری، رفیق اسکندر پشت درب ورودی ساختمانی که در حال نقل مکان به آن بوده اند، موضع گرفته و با تیراندازی به طرف پلیس فرصتی ایجاد می‌کند که رفيق احمد زیبرم فرار نماید، رفقا شهین توکلی و سعید آریان که داخل ساختمان بوده اند در اثر اصابت گلوله زخمی و دستگیر می‌شوند. رفيق امير پرويز يکی از رهبران و بنيانگذاران سازمان، در مشهد متولد شد، در همانجا با رفيق مسعود احمد زاده آشنا شد و فعاليت مبارزاتی خود را آغاز کرد. بعدها به اتفاق رفقا مسعود احمد زاده و عباس مفتاحی به سازماندهی اوليه گروه پرداختند.
رفيق پويان علاوه بر شور انقلابی و خلاقيت کم نظيرش در درک مسائل اجتماعی، نويسنده ای برجسته نيز بود، او در کتاب خود «خشمناک از امپرياليسم، ترسان از انقلاب» به تشريح موضع متزلزل خرده بورژوازی پرداخت. همچنين کتابی بنام «بازگشت به ناکجا آباد» نوشت. رفيق پويان در آخرين اثر خود «ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقاء»، به ضرورت مبارزه، به بقای رزمنده در مقابل بقای منفعل تأکيد گذارد، هر چند که امروز در نگرش به گذشتۀسازمان، نارسائيهای تزهای مطرح شده در اين اثر محرز بوده و آنرا نميتوان ناديده انگاشت، ليکن نقش رفيق در بنيانگذاری سازمان چريکهای فدائی خلق ايران و تلاش رزمنده ای که او در راستای تدوين تئوری مبارزه و در راه سوسياليزم بعنوان آرمان طبقۀ کارگر بعمل آورد، جايگاه ويژه ای در آسمان پرستاره و گلگون رفقای جانفشان سازمان به وی بخشيده است.
رفیق پویان، رفیق و هم‌رزم صمد بهرنگی، در کتاب خود، “ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا”، در مورد شرایط سیاسی حاکم می‌نویسد: «ما نه هم چون ماهی در دریای حمایت مردم، بلکه هم چون ماهی‌های کوچک و پراکنده در محاصره تمساح‌ها و مرغان ماهی‌خوار به سر می‌بریم. وحشت و خفقان، فقدان هر نوع شرایط دمکراتیک، رابطه ما را با مردم خویش بسیار دشوار ساخته است.»
رفیق پویان در ادامه در نقد گروه‌هایی که در آن شرایط ، بقا و بی عملی را تئوریزه می‌کردند می‌نویسد: «هر گونه خط مشی که هدف خود را صرفاً بقای گروه‌ها و سازمان‌های مارکسیست – لنینیست قرار دهد، بی آن که به خصلت رشدیابنده آن‌ها توجهی مبذول دارد، خط مشی اپورتونیستی و تسلیم‌طلبانه است…این خط مشی به نوبه خود و در تحلیل نهایی انحلال‌طلبانه نیز هست…نظریه تعرض نکنیم تا باقی بمانیم در حقیقت چیزی جز این نیست که بگوییم: به پلیس اجازه دهیم تا بدون برخورد با مانع ما را در نطفه نابود کند.»
از این رو بود که اقدام مسلحانه به عنوان تنها راه برای شکستن سکوت و از بین بردن مانع برای ارتباط با توده‌ها مورد توجه این محافل قرار گرفت.
رفيق پويان پس از دستگيری رفقای سياهکل و اعدام آنان، در اعدام انقلابی فرسيوی جنايتکار شرکت کرد و بالاخره پس از سالها مبارزه در راه آرمان زحمتکشان، جان خود را در اين راه نثار نمود.
ياد رفقا پاينده و راهشان پر رهرو باد به خواندن ادامه دهید

یاد و خاطره‌ی رفیق محمدتقی افشانی گرامی باد

تماس با سازمانبا کمال تأثر مطلع شدیم که رفیق محمدتقی افشانی یکی از بنیان‌گذاران سازمان چریک‌های فدائی خلق ایران در پی یک دوره‌ی طولانی ابتلا به بیماری پارکینسون سرانجام در نیمروز ۱۶ بهمن ۱۳۹۵ با زندگی وداع گفت.

وی پس از اتمام دوره‌ی دبیرستان وارد دانشکده‌ی پزشکی تبریز می‌شود و در آنجا فعالیت سیاسی مستمر خود را آغاز می‌نماید. او بعد از مدتی که ارتباط نزدیکی با گروه احمدزاده – پویان برقرار می‌کند شاخه‌ی تبریز سازمان را ایجاد می‌نماید و در مبارزه‌ی مسلحانه علیه رژیم شرکت می‌جوید. پس از حماسه سیاهکل او به همراه چند از رفقای سازمان در سال ۵۰ دستگیر می‌شود و تحت شکنجه‌های طاقت‌فرسا قرار می‌گیرد و به حبس ابد محکوم می‌شود. ۷ سال بعد در آستانه‌ی قیام باشکوه ۵۷، هنگامی‌که طومار رژیم ددمنش شاهنشاهی درهم‌پیچیده می‌شود، وی با سربلندی به همراه همه‌ی زندانیان آزاد می‌گردد و مورد استقبال بی‌نظیر مردم قرار می‌گیرد. ازآن‌پس ولی آثار ضرب‌وجرح شکنجه‌های زندان در وی ظاهر می‌شود و به‌تدریج بیماری پارکینسون در وی نمایان شده و شدت می‌گیرد تا آنجا که سرانجام وی را از پای درمی‌آورد.

کمیته‌ی خارج از کشور سازمان فدائیان (اقلیت) بدین‌وسیله ضمن بزرگداشت رفیق ارجمند محمدتقی افشانی درگذشت وی را به خانواده و رفقا و دوستانش تسلیت می‌گوید و همچنان بر ادامه‌ی مبارزه‌ی وی پا می‌فشارد.

 زنده‌باد آزادی – زنده‌باد سوسیالیسم

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

برقرار باد حکومت شورایی

کمیته‌ی خارج از کشور سازمان فدائیان (اقلیت)

۱۵ فوریه

یاد و خاطره‌ی رفیق بهرام مهین گرامی باد

باخبر شدیم که متأسفانه رفیق بهرام مهین یکی از مبارزین جنبش کمونیستی ایران به دنبال درگیری درازمدت با بیماری پارکینسون و ضعف بدنی و تنگی نفس در تاریخ نهم فوریه ۲۰۱۷ درگذشت.

وی که از همان دوران دبیرستان از یاران کرامت دانشیان و یوسف آلیاری بود راهش را علیه رژیم درنده‌خوی شاهنشاهی انتخاب کرد و پس از اتمام تحصیلات متوسطه برای ادامه آن به ترکیه رفت و به مبارزاتش در این کشور ادامه داد که منجر به اخراج وی از ترکیه شد. او از فعالین کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در اروپا و از بنیان‌گذاران حزب رنجبران بود. رفیق بهرام که در آستانه‌ی انقلاب ۵۷ به ایران برگشته بود بار دیگر مجبور شد از ایران خارج شود و در شهر هانوفر آلمان اقامت نماید. رفیق بهرام یکی از فعالین مبارزات کارگری بود و در ایجاد نهادهای همبستگی با جنبش کارگری فعال بود. وی زندگی‌اش را در راه مبارزات کارگران و زحمتکشان در هر دو دوره‌ی حکومت سرمایه‌داری شاهنشاهی و جمهوری اسلامی گذاشت.

کمیته‌ی خارج از کشور سازمان فدائیان (اقلیت) ضمن تسلیت به بازماندگان و رفقای وی یاد و خاطره‌ی این مبارز خستگی‌ناپذیر را گرامی می‌دارد.

 زنده‌باد آزادی – زنده‌باد سوسیالیسم

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

برقرار باد حکومت شورایی

 کمیته‌ی خارج از کشور سازمان فدائیان (اقلیت)

۱۵ فوریه ۲۰۱۷

یاد رفیق مسعود طاعتی با حضور صدها تن از یارانش گرامی داشته شد

Image result for ‫مسعود طاعتی زاده‬‎

به مناسب سالگرد درگذشت رفيق مسعود طاعتی زاده

روز یکشنبه ۲۰ دی ماه ۸۸ رفیق مسعود طاعتی در سن ۵۵ سالگی در اثر بیماری پارکینسون در ایران  درگذشت.

مسعود طاعتی که در جوانی از بازیکنان تیم ملی بسکتبال بود، در دوران قبل از انقلاب سال ۵۷ هوادار سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران بود و بعد از انقلاب در صفوف سازمان به مبارزه برای تحقق اهداف آزادی‌خواهانه و سوسیالیستی خود ادامه داد.

پس از انشعاب درونی سازمان، رفیق مسعود به فعالیت با گرایش انقلابی اقلیت ادامه داد. وی که در بخش محلات جنوب و غرب تهران سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران(اقلیت) فعالیت می‌کرد، در بهمن ماه سال ۶۰ دستگیر شد و تا اواخر سال ۶۷ در زندان‌های اوین، قزل حصار و گوهردشت زندانی بود. روحیه بالا و مقاوم رفیق در زندان به علاوه خصائل برجسته کمونیستی، از او چهره محبوبی در زندان ساخته بود.

وی ۵ سال پیش به یکی از بدترین انواع پارکینسون مبتلا شد و روز به روز  حالش به وخامت گرائید. سال‌ها معالجه و درمان بی نتیجه ماند. سرانجام روز یکشنبه ۲۰ دی ماه، چشم از جهان فروبست و در قطعه ورزشکاران در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

در مراسم یادبودی که روز سه‌شنبه برگزار شد، بیش از ۴۰۰ تن از اقوام، بستگان و یارانش حضور یافته و یاد وی را گرامی داشتند.

کمیته خارج کشورسازمان فدائیان (اقلیت) با گرامیداشت یاد این رفیق ارجمند، به همسر و دو فرزند، خانواده و بستگان وی صمیمانه تسلیت می‌گوید و برای آن‌ها بردباری و سلامت  و بهروزی آرزو می‌کند.

یاد رفیق مسعود طاعتی پاینده و راهش پوینده باد

کمیته خارج کشورسازمان فدائیان (اقلیت)

۲۳ دی ماه ۱۳۸۸

سرنگون باد جمهوری اسلامی ایران

برقرار باد حکومت شورائی – زنده باد سوسیالیسم

متن کامل در فرمت پی دی اف

رفیق مسعود طاعتی زاده هم از ميان ما رفت

به مناسب سالگرد درگذشت رفيق مسعود طاعتی زاده

اطلاعیه کانون زندانیان سیاسی در تبعید:

قهرمان و مبارزی کمونیست از میان ما رفتImage result for ‫مسعود طاعتی زاده‬‎

رفیق مسعود طاعتی زاده روز شنبه نوزدهم دی ماه ١٣٨٨ برابر با نهم ژانویه ٢٠١٠ در منزل مسکونی‌اش در تهران درگذشت. مسعود در جریان یورش رژیم به احزاب و سازمان‌های سیاسی مخالف، در بهمن سال ۶٠ در رابطه با سازمان چریک‌های فدائی خلق ایران (اقلیت) دستگیر شد و پس از گذراندن دوران سخت بازجوئی و  شکنجه‌های طاقت فرسا، تا بهمن ۶۷ در زندان بود. مسعود از زندانیان مقاوم دهه ۶٠ و یکی از جان به در بردگان کشتارهای سال‌های نخستین دهه شصت و کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ بود.

مسعود کمونیستی مبارز و انقلابی و ورزشکاری محبوب و قهرمان با سابقه تیم ملی بسکتبال ایران بود. او دارای روحیات و خصائل قوی انسانی بود و به همین خاطر نیز در جامعه ورزشی ایران و در زندان و در میان زندانیان سیاسی چپ از محبوبیت و احترام ویژه‌ای برخوردار بود.

مسعود پنج سال پیش در حالی که به بازی بسکتبال مشغول بود، درد شدیدی در ناحیه گردن و دستانش همراه با بی حسی بروز می‌کند. این واقعه آغازی بود بر بیماری سهمگین پارکینسون ام اس که روز به روز بدن وی را به تحلیل برد و عاقبت روز گذشته قلب مهربان این قهرمان عرصه ورزش و مبارزه را از تپیدن بازداشت.

پیکر هم‌بند مبارز ما روز یکشنبه بیستم دیماه، در میان غم و اندوه خانواده، دوستان، جامعه ورزشی و یاران زندان وی در قطعه قهرمانان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

یادش گرامی، راهش پررهرو باد

کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید)

بیستم دیماه ١٣٨٨ برابر با دهم ژانویه ٢٠١٠

http://www.kanoon-zendanian.org/DOCuments%20(htm)/Masoud-Taati.html

شرح کوتاهی از تولد تا مرگ پهلوان نام دار مسعود طاعتی زاده

به مناسب سالگرد درگذشت رفيق مسعود طاعتی زاده

که می رويم به داغ بلند بالائی…

خبر آن بود که جانِ جوان و شمع وجودِ مسعود طاعتی زاده، زندانی سياسی و پهلوان ملی پوش سابق تيم بسکتبال ايران، اين مبارزِ خوش اخلاقِ راه آزادی و عدالت روز شنبه ۱۹ دی در تهران خاموشی گرفت.

مسعود در سال ١٣٣٣ در خانواده‌ای متوسط در «سی متری جی» جنوب غربی تهران زاده شد، مکانی که ورزشکاران بسياری را در دامن خود پرورانده است. بعد از اتمام تحصيلات متوسطه و گذر از آزمون کنکور به عنوان دانشجوی تربيت بدنی در مدرسه عالی ورزش پذيرفته شد و به تحصيل دراين رشته پرداخت. به جهتِ پشتکار و توانايی‌های بدنی‌اش به سرعت در رشته بسکتبال اوج گرفت و به تيم ملی راه يافت.

به خواندن ادامه دهید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: