یادمان جانفشانان کشتارهای دهه شصت در زندان‌های جمهوری اسلامی

2017_yadmanدر ۲۹مین سالگرد کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی، یاد تمامی جانفشانان دهه شصت را گرامی می‌داریم و  با تجمع در میدان “دام” آمستردام و نمایش گوشه‌ای از جنایات چهار دهه اخیر در ایران،  توجه افکار عمومی جهان را به سرکوب سیستماتیک و کشتار در جمهوری اسلامی جلب می‌کنیم.

برنامه شامل نمایشگاه عکس و اجرای موسیقی زنده

زمان: شنبه ۹ سپتامبر ۲۰۱۷

Amsterdam-DAM

MANIFESTATIE

فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) در هلند

متن کامل در فرمت پی دی اف

آخرین لحظه‌ها

رحمان درکشیده

(در یاد جان‌باخته‌گان تابستان ٦٧)

 نمی‌خوام از آخرش بگم، از اون‌جا که با طناب حلق‌آویز شدم، یعنی حلق‌آویزمون کردن. موهاشونو از ته زده بودن و داد  می‌زدن: “٥ تا جان‌باز بیان” و منظورشون از جان‌باز ماها بودیم که قرار گذاشته بودن حلق‌آویزمون کنن. نمی‌خوام از آخرش بگم، آخه اون لحظه‌ها، اون آخرین لحظه‌ها، اوج زنده‌گی‌ام بودن و می‌خوام در آخر ازشون یاد کنم.

می‌خوام از یه جای دیگه شروع کنم. از اون جا که منو به خاطر اعتقاد نداشتن به خدا و فقط به خاطر همین “یک کلمه” به سمت “چپ” بردن. یعنی همون جایی که بچه‌های اعدامی رو می‌نشوندن تا آخر کار اون‌ها رو جمع کنن و ببرن. اصلن نگفتن که این سوال‌ها واسه چی هس؟! اصلن نگفتن که این دادگاه‌س! اصلن نگفتن که به تو حکم اعدام دادیم! اصلن تو کی هستی؟! اصلن حکمی ندادن دست‌ام تا بتونم اعتراض کنم! اصلن اعتراض یعنی چی؟! تو به خاطر همین که معترضی قراره اعدام بشی! وکیل؟ وکیل چیه! کشک چیه دوغ چیه! اصلن نمی‌دونی چه خبره!… اما حس می‌کنی! توی این سال‌ها عادت کردی که حس کنی، “حسی” که ریشه تویِ سال‌ها تجربه و سال‌ها زندون کشیدن داره، یعنی این‌جوری بگم که اوضاع رو “بو” می‌کشی. به خواندن ادامه دهید

شعر ” تبعیدیان” به یادمان همه رفقای جانفشان مان، که در راه سوسیالیسم و آزادی با پرچم جان پیکار کردند

farhangi150تبعیدیان

 

در کرانه‌های افق

در سرزمین‌های  دوردست

در ازدحام کوچه‌های خلوت تغییر

ما

تبعیدیان  ستم

ما

راهیان تغییر و انقلاب

ایستاده‌ایم در انتظار

تا سینه سرخان قبیله‌ی ما

دوباره بخوانند

آواز کوچ

در کوچه‌های شهر

به خواندن ادامه دهید

ويدئو: آنها هنوز جوانند – خاوران

آنها هنوز جوانند: نوشته ای از نویسنده گرانقدر علی اشرف درویشیان که دلنوشته ای است برای یادبود جانباختگان کشتار سراسری زندانیان سیاسی در تابستان ۱٣۶۷ – این نوشته توسط دست اندر کاران رادیو دمکراسی شورائی تهیه و اجرا شده است

متن کامل نوشتاری در ادامۀ مطلب به خواندن ادامه دهید

دیدگاه: حمید اشرف، چهره درخشان کمونیستی که همواره نام و یاد او جاودان خواهد ماند

توکل

تیرماه سال ۵۵ روزی که خبر جان باختن رفیق حمید اشرف و دیگر اعضای رهبری سازمان به زندان رسید، یکی از وحشتناک‌ترین روزهای زندگی سیاسی عموم نیروهای سازمان بود. از سیاهکل تا ٨ تیر، سازمان ضربات متعددی را متحمل شده بود و برجسته‌ترین کادرها در جریان مبارزه از دست رفته بودند. یک سال پیش از آن نیز رژیم شاه رفیق جزنی را به همراه دیگر اعضای گروه در زندان به گلوله بست که ضایعه بزرگی برای سازمان بود. اما هیچیک از این ضربات، سنگین‌تر از ٨ تیر نبود. در جمع رفقائی که در این روز جان باختند، سازمان رفیقی را از دست داده بود که دیگر جایگزینی برای او وجود نداشت. حمید تنها بازمانده رفقائی بود که سازمان چریک‌های فدائی خلق ایران را بنیان گذاشتند. حمید مظهر زنده تمام آگاهی کمونیستی، مبارزه آشتی ناپذیر با نظم موجود، تجریه، قهرمانی و از خود گذشتگی ۵ سال مبارزه پیگیر سازمان بود. حمید یک رهبر سیاسی آگاه و با تجربه بود که به دفعات سازمان را از بطن طوفان‌های سخت که سازمان را تا لبه‌ی پرتگاه نابودی کشاند، نجات داده بود. کسی در سازمان نبود که جایگزینی برای حمید باشد. به خواندن ادامه دهید

گرامی باد خاطره فدائیان شهید رفقا امیر پرویز پویان، رحمت الله پيرونذيری و اسکندر صادقی‌نژاد

پويان-سوم-خرداد سوم خرداد ماه ۱۳۵۰، يادآور جانفشانی سه تن از رفقای سازمان است که هر يک به نوبۀ خود سهم ارزنده ای در شکل گيری سازمان چريکهای فدائی خلق ايران داشته اند.

رفقا امیر پرویز پویان و رحمت الله پيرونذيری، در حاليکه در خانۀ تيمی واقع در نيروی هوائی در محاصرۀ مزدوران رژيم سلطنتی پهلوی، ساواکيها و پليس قرار گرفته بودند، پس از مبارزه ای قهرمانانه و تا پای جان، پس از آن که گلوله هايشان را نثار دشمنان کارگران و زحمتکشان نمودند، با آخرين گلولۀ خويش، به زندگی خود پايان دادند و مرگ را بر اسارت در دست دژخيمان ترجيح دادند.
رفیق اسکندر صادقی‌نژاد نيز در همين روز و در ارتباط با ضربۀ مشترکی که منجر به شهادت رفقا پويان و پيرو نذيری شده بود، در مکانی ديگر و در درگيری با مأموران امنيتی جان خود را در راه آرمانهایش فدا میکند.
براساس روایتی، در اين درگيری، رفیق اسکندر پشت درب ورودی ساختمانی که در حال نقل مکان به آن بوده اند، موضع گرفته و با تیراندازی به طرف پلیس فرصتی ایجاد می‌کند که رفيق احمد زیبرم فرار نماید، رفقا شهین توکلی و سعید آریان که داخل ساختمان بوده اند در اثر اصابت گلوله زخمی و دستگیر می‌شوند. رفيق امير پرويز يکی از رهبران و بنيانگذاران سازمان، در مشهد متولد شد، در همانجا با رفيق مسعود احمد زاده آشنا شد و فعاليت مبارزاتی خود را آغاز کرد. بعدها به اتفاق رفقا مسعود احمد زاده و عباس مفتاحی به سازماندهی اوليه گروه پرداختند.
رفيق پويان علاوه بر شور انقلابی و خلاقيت کم نظيرش در درک مسائل اجتماعی، نويسنده ای برجسته نيز بود، او در کتاب خود «خشمناک از امپرياليسم، ترسان از انقلاب» به تشريح موضع متزلزل خرده بورژوازی پرداخت. همچنين کتابی بنام «بازگشت به ناکجا آباد» نوشت. رفيق پويان در آخرين اثر خود «ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقاء»، به ضرورت مبارزه، به بقای رزمنده در مقابل بقای منفعل تأکيد گذارد، هر چند که امروز در نگرش به گذشتۀسازمان، نارسائيهای تزهای مطرح شده در اين اثر محرز بوده و آنرا نميتوان ناديده انگاشت، ليکن نقش رفيق در بنيانگذاری سازمان چريکهای فدائی خلق ايران و تلاش رزمنده ای که او در راستای تدوين تئوری مبارزه و در راه سوسياليزم بعنوان آرمان طبقۀ کارگر بعمل آورد، جايگاه ويژه ای در آسمان پرستاره و گلگون رفقای جانفشان سازمان به وی بخشيده است.
رفیق پویان، رفیق و هم‌رزم صمد بهرنگی، در کتاب خود، “ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا”، در مورد شرایط سیاسی حاکم می‌نویسد: «ما نه هم چون ماهی در دریای حمایت مردم، بلکه هم چون ماهی‌های کوچک و پراکنده در محاصره تمساح‌ها و مرغان ماهی‌خوار به سر می‌بریم. وحشت و خفقان، فقدان هر نوع شرایط دمکراتیک، رابطه ما را با مردم خویش بسیار دشوار ساخته است.»
رفیق پویان در ادامه در نقد گروه‌هایی که در آن شرایط ، بقا و بی عملی را تئوریزه می‌کردند می‌نویسد: «هر گونه خط مشی که هدف خود را صرفاً بقای گروه‌ها و سازمان‌های مارکسیست – لنینیست قرار دهد، بی آن که به خصلت رشدیابنده آن‌ها توجهی مبذول دارد، خط مشی اپورتونیستی و تسلیم‌طلبانه است…این خط مشی به نوبه خود و در تحلیل نهایی انحلال‌طلبانه نیز هست…نظریه تعرض نکنیم تا باقی بمانیم در حقیقت چیزی جز این نیست که بگوییم: به پلیس اجازه دهیم تا بدون برخورد با مانع ما را در نطفه نابود کند.»
از این رو بود که اقدام مسلحانه به عنوان تنها راه برای شکستن سکوت و از بین بردن مانع برای ارتباط با توده‌ها مورد توجه این محافل قرار گرفت.
رفيق پويان پس از دستگيری رفقای سياهکل و اعدام آنان، در اعدام انقلابی فرسيوی جنايتکار شرکت کرد و بالاخره پس از سالها مبارزه در راه آرمان زحمتکشان، جان خود را در اين راه نثار نمود.
ياد رفقا پاينده و راهشان پر رهرو باد به خواندن ادامه دهید

یاد و خاطره‌ی رفیق محمدتقی افشانی گرامی باد

تماس با سازمانبا کمال تأثر مطلع شدیم که رفیق محمدتقی افشانی یکی از بنیان‌گذاران سازمان چریک‌های فدائی خلق ایران در پی یک دوره‌ی طولانی ابتلا به بیماری پارکینسون سرانجام در نیمروز ۱۶ بهمن ۱۳۹۵ با زندگی وداع گفت.

وی پس از اتمام دوره‌ی دبیرستان وارد دانشکده‌ی پزشکی تبریز می‌شود و در آنجا فعالیت سیاسی مستمر خود را آغاز می‌نماید. او بعد از مدتی که ارتباط نزدیکی با گروه احمدزاده – پویان برقرار می‌کند شاخه‌ی تبریز سازمان را ایجاد می‌نماید و در مبارزه‌ی مسلحانه علیه رژیم شرکت می‌جوید. پس از حماسه سیاهکل او به همراه چند از رفقای سازمان در سال ۵۰ دستگیر می‌شود و تحت شکنجه‌های طاقت‌فرسا قرار می‌گیرد و به حبس ابد محکوم می‌شود. ۷ سال بعد در آستانه‌ی قیام باشکوه ۵۷، هنگامی‌که طومار رژیم ددمنش شاهنشاهی درهم‌پیچیده می‌شود، وی با سربلندی به همراه همه‌ی زندانیان آزاد می‌گردد و مورد استقبال بی‌نظیر مردم قرار می‌گیرد. ازآن‌پس ولی آثار ضرب‌وجرح شکنجه‌های زندان در وی ظاهر می‌شود و به‌تدریج بیماری پارکینسون در وی نمایان شده و شدت می‌گیرد تا آنجا که سرانجام وی را از پای درمی‌آورد.

کمیته‌ی خارج از کشور سازمان فدائیان (اقلیت) بدین‌وسیله ضمن بزرگداشت رفیق ارجمند محمدتقی افشانی درگذشت وی را به خانواده و رفقا و دوستانش تسلیت می‌گوید و همچنان بر ادامه‌ی مبارزه‌ی وی پا می‌فشارد.

 زنده‌باد آزادی – زنده‌باد سوسیالیسم

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

برقرار باد حکومت شورایی

کمیته‌ی خارج از کشور سازمان فدائیان (اقلیت)

۱۵ فوریه

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: