نامه پدر و مادر اسد ابراهیم زاده (بهنام) کارگر زندانی: به همه انسانهاى آزادیخواه و سازمانهاى کارگرى در سراسر جهان

ما مادر و پدر اسد ابراهیم زاده، (بهنام)  کارگر زندانی هستیم. قبل از هر چیز  به همه شما عزیزان در سراسر جهان سلام داریم و رسیدن سال جدید ٢٠١١ را تبریک میگوییم. از شما سپاسگزاریم که از پسر ما اسد، و از دیگر کارگران زندانی حمایت و پشتیبانی می‌کنید. اما بدبختانه کار تمام نشده است. اسد ما هنوز در زندان است.

او را در ٢٢ خرداد دستگیر کردند و ٧ ماه است که در زندان است. او جرمی ندارد جز اینکه از حق کارگر، حق کودک و حق انسانها دفاع میکند. یکبار برای او وثیقه صد میلیون تومانی تعیین کردند. با هر بدبختی بود آنرا تهیه کردیم. اما بهانه آوردند و گفتند که چون از شهرستان است قبول نمیکنیم و اسد ما را در زندان نگاهداشتند. به خواندن ادامه دهید

شير يارانه‌ای يا مادۀ سمّی؟ – از نامه‌های رسيده

متن زير نامه ای است که برای وبلاگ ارسال شده و تقاضا شده که به نظر بينندگان برسد، چون موضوع به نظر مهم می آيد، صحت و سقم مطلب را به قوّه تشخيص خودتان واگذار ميکنيم. وبلاگ پيشگام

حتما این مطلب را به دقت مطالعه و درک کنید – بسیار با اهمیت است. موضوعي است بس مهم و جدي.  هر چند كه متن ارائه شده آنچنان ادبي نيست اما به موضوع جالبي اشاره دارد كه رد يا قبول آن بر مي گردد به تحقيق بيشتر دوستان . به خواندن ادامه دهید

ديدگاه – گذار تاریخی و نقش اپوزیسیون اسلامی در این روند

گذار تاریخی و نقش اپوزیسیون اسلامی در این روند

مسلم منصوری

آنچه که امروز از آن به عنوان بحران جهانی یاد می شود، چیزی نیست جز محصول رشد سرسام آور تکنولوژی و علوم فضایی و درماندگی انسان از زندگی در جهان الکترونیکی. این بحران  نه فقط بحران اقتصادی که بحران هویتی و بحران مرحله گذار نظام سرمایه‌داری به سوی دهکده جهانی است.

اما دستگاه های اطلاعاتی و تبلیغاتی ذهنیت جامعه را بیشتر درگیر بحران اقتصادی می کنند تا درگیر بحران اصلی و مرحله‌ای که سرمایه‌داری دارد از آن عبور می کند نشود. همزمان با فیلم‌های به ظاهر تخیلی هالیوودی زمینه ذهنی جامعه را بطور کنترل شده برای مرحله بعدی آماده می کنند. به خواندن ادامه دهید

سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه دوساله شد

سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه در آبانماه سال ۱۳۸۷ تشکیل شد و اکنون دو سال از تشکیل آن می گذرد. دو سالی که با تلخیها و شادی‌های زیادی گذشت. ازیک سو، پنج تن از اعضای هیئت مدیره بنامهای آقایان فریدون نیکوفرد، علی نجاتی، جلیل احمدی، قربان علیپور و محمدحیدری‌مهر پس از کش و قوس‌های فراوان سرانجام از طرف دادگاه انقلاب دزفول محکوم به حبس و به زندان انداخته شدند و سرانجام از کار نیز اخراج گشتند و خود من هم درپی بازداشتهای متعددی، اکنون بیش ازده ماه است که از کار هم اخراج شده‌ام. در دنباله روند کار، حکم اخراج ما توسط هیئتهای تشخیص و حل اختلاف اداره کار شهرستان شوش مورد تأیید قرار گرفت و ما بناچار جهت احقاق حقمان در دیوان عدالت اداری بدنبال بازگشت به کارهستیم. به خواندن ادامه دهید

ديدگاه: پاسخ به «خداپرست»ها

فردی با نام «خداپرست» کامنتهایی در وبلاگ پیشگام – هواداران سازمان فدائیان(اقلیت) گذاشته است. از آنجایی که به نظرم جوانی جویای پاسخ می آمد (و نه حزب الهی قمه کش) تصمیم گرفتم پاسخ زیر را خطاب به او و همفکرانش بنویسم.

قبل از ورود به موضوع یک تذکر را لازم می دانم. شرایط سیاسی ایران بعد از حوادث انتخابات ۱۳۸۸ جوانانی که قبلا نسبت به سیاست و مسائل اجتماعی بی تفاوت بودند را به حرکت واداشته است،  یعنی چیزی که پس از رسوایی جریان دوم خرداد نیز اتفاق افتاده بود و منجر به پدید آمدن نسل جدیدی از مبارزان سیاسی شد. هم اکنون این پدیده می تواند در مقیاس بزرگتری تکرار شود. از اینرو لازم است که کمونیستها حداکثر سعی شان را برای جذب نیروهایی که شروع به خارج شدن از رکود و بی تحرکی کرده‌اند بنمایند. در این راه نباید دچار برخوردهای هیستریک شد و هر کس که اندک مخالفتی نشان داد را دشمن پنداشت. همین به اصطلاح «دشمنان» امروزند که مبارزان فردا را خواهند ساخت، اگر که راه درست به ایشان نشان داده شود.

حال به نوشته «خداپرست» می پردازم.

وی در کامنت نخست خود درباره متن سخنرانی رفیق ژاله متین با نام «چگونه انسان خدا را آفرید؟» سعی کرده وجود خدا را از نظر فیزیکی اثبات کند. و در کامنت دیگری که در اصل درباره متن «تضاد خرافات مذهبی و علم، حل ناشدنی ست» نوشته و جاهای دیگری کپی کرده، سعی نموده که ماتریالیسم را زیر سوال برد. به خواندن ادامه دهید

تهاجم نیروی های سرکوب رژیم به سینماگران زیرزمینی

بر اساس خبری که از طرف دست اندرکاران سینمای زیرزمینی در ایران به  «کانون حمایت از سینمای زیرزمینی ایران» رسیده،  بیستم خرداد ماه چند تن از فیلمسازان زیرزمینی در حوالی میدان انقلاب مشغول فیلمبرداری بوده اند که نیروهای سرکوبگر رژیم با آنها درگیر می شوند ولی آنها با کمک مردم موفق می شوند  به سلامت از صحنه بیرون بروند. این فیلم پیرامون اعتراضات اجتماعی بعد از انتخابات و ترفندهای حکومت برای به انحراف بردن مسیر مبارزه مردم  بوده است. با بازتاب این خبر در جامعه، سایت تابناک وابسته به رژیم خبر دستکاری شده ای را  در این  مورد  در سایت خود درج کرده است.
با اینکه رژیم در طی این سال ها  برای لوث و بی اعتبار کردن سینمای زیرزمینی ایران سعی کرده برای آن بدل سازی کند، کنسرت موسیقی زیرزمینی در دوبی برگذار کند و فیلم های دست ساز خودش را با کمک بنگاه های تبلیغاتی، فیلم های زیرزمینی معرفی کند و… ، اما علارغم این تبلیغات و بدل سازی ها، سینمای زیرزمینی ایران در مسیر و اهداف خود و همسو با مبارزات مردم  برای سرنگونی این حکومت و درهم شکستن سلطه سرمایه داری  پیش خواهد رفت .
کانون حمایت از سینمای زیرزمینی ایران
مه  2010

و این بار نیز بخیر گذشت

در رخوت بازداشتن از شرکت نکردن در مراسم سالگرد انوش بودیم که خبر ناگواری رسید. خبر ناگوار زود و سریع می‌رسد. قرار شد امسال بخاطر رعایت حال و شرائط مادر فروغ در مراسم انوش شرکت نکنیم. گفتیم بگذار مراسم بدانگونه برگزار شود که گفته‌اند. تاکنون همه ساله در مراسمی شرکت می‌کردیم که اراده مادر فروغ (مادر مادران) می‌خواست. خبر ناگوار آمد که روز پنجشنبه ۶/۳/۸۹ حدود ساعت چهار عصر (ساعاتی قبل از برگزاری مراسم محدود سالگرد انوشیروان لطفی) نیروهای انتظامی با بستن خیابان محل سکونت مادر لطفی، به درون مجتمع مسکونی او وارد شده و خواستار پراکنده شدن اندک  اقوام و دوستان مادر که بعضاَ سالمند نیز بودند شدند. مضاعف بر آنکه حتی به حضور بستگان نَسَبی مادر فروغ اعتراض داشتند. «این داد به کجا بریم؟» به خواندن ادامه دهید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: