ده روزی که رژیم جمهوری اسلامی را تکان داد – فعالان داخل کشور سازمان فدائیان (اقلیت)

ده روز از اعتراضات عمومی که اخیرا در بیش از صد شهر ایران در جریان بوده، می گذرد. ده روزی که رژیم جمهوری اسلامی را لرزاند و در ترس و بیم و نگرانی فروبرد. بحران عمیق سیاسی- اجتماعی که رژیم گرفتار بوده، طی یکی – دو سال اخیر و بخصوص ماه های منجر به اعتراضات شدت بیشتری به خود گرفت. همه علائم و نشانه های اجتماعی از پیش، گویای وضعیت بحرانی بوده که در آستانه آخرین مراحل تامل و پایانی خود است. کابینه فریب کار حسن روحانی علیرغم ژستی که گرفته بود و وعده هایی که داده بود بدون این که توانسته باشد به وعده های خود و خواسته های معطل مانده مردم عمل کند، به ماه های پایانی خود نزدیک می شد. اوضاع اقتصادی – اجتماعی و سیاسی که مردم در بطن آن بودند و فشار سنگین آن را روزانه تحمل می کردند، به شدت بحرانی تر شد. به خواندن ادامه دهید

خبرنامه‌های محلی را سازمان دهیم!

طرح دریافتی از طرف رفقای هوادار

reza

یک ارزیابی کوتاه و مقدماتی – حسن مرتضوی

سه روز از حرکت اعتراضی مردم که از مشهد و شهرهای خراسان شمالی آغاز شد می گذرد. می توان دیشب را اوج این حرکات دانست. آن بی اعتمادی اولیه که این حرکت را توطئه ی جناح رقیب دولت روحانی می دانست بسرعت جای خود را به احساس دیگری داد: حیرت و تعجب از سرعت وقایع و گذارهای سریع در شعارهای مردمی و حرکت به سمت اشکال رادیکالتر. کسانی مانند من که در طی چهل سال شاهد یک انقلاب، یک جنبش عظیم توده ای سال 88 و جنبش سراسری کنونی هستند، به راحتی می توانند شکل گیری تدریجی و آهسته آهسته یک دوره اعتلای انقلابی را شاهد باشند. توده های مردم نه تنها نمی توانند شرایط کنونی را تحمل کنند بلکه مخالفت خود را با صدای بلند اعلام می کنند و حاکمان نه تنها نمی توانند شرایط را کنترل کنند، پشت سر هم خطاهای بزرگی مرتکب می شوند و کنترل را بیش از پیش از دست می دهند. به خواندن ادامه دهید

«دو تفاوت بزرگ در مبارزات کنونی مردم ایران» – عباس سماکار

تظاهرات عظیم سال ۸۸ را فراموش نکرده ایم. در هر مبارزه هم امکان پیروزی هست و هم امکان شکست. نمی توان به بهانۀ شکستِ احتمالی، از مبارزه دست کشید و یا بدتر از آن، آنرا تخطئه کرد. گرچه انگیزه بسیار کسانی که امروزه از مبارزه مردم نگران شده اند و می کوشند آب بر آتش خشم و پیکار آنان بریزند، اگر پادوئی برای این رژیم تبه- جنایتکار نباشد، محافظه کاری و ناامیدی خفت بارشان است. در عین حال دو تفاوت بزرگ را در مبارزات این دوره می توان به روشنی دریافت: به خواندن ادامه دهید

اعتراضات رو به گسترش و وظايف جنبش كارگری!

همانگونه که به خوبی از حوادث چند ماه گذشته قابل پیش‌بینی بود اعتراضات مردمی در حال گسترش است و سر باز ایستادن تا رسیدن به خواسته‌های به حق خود را ندارد .
آن هنگام که حکومت‌گران به بن‌بست رسیده باشند و هیچ راه حلی برای برون رفت از بحران‌های خودساخته را نداشته باشند و مردمِ صبور و بردبار، دیگر حاضر نباشند همانند گذشته تن به ستم بدهند ، هنگام اعتراضات گسترده‌ی اجتماعی فرا می‌رسد و از مدتها پیش طلایه‌های این اعتراضات به صورت‌های مختلف اعتراضات کارگران و زحمتکشان از یکسو وغارت شدگان اموال در موسسه‌های پولی و بانکی حکومت ساخته از سوی دیگر ، همراه با اعتراضات معلمان و جاری بودن حقوق‌های نجومی در کنار فقر و سیه روزی اکثریت قاطع مردم تحت استثمار ، زمینه اعتراضات سراسری را فراهم کرده است .

در چند هفته‌ی گذشته اغلب مسئولان درجه اول حکومتی از سال‌های اولیه جمهوری اسلامی تا اکنون ، به صحنه آمده و ناچار شدند به این اوضاع نابه‌سامان اعتراف کنند. در این صورت تنها پاسخ مردم است که باید مشکل را حل کند . انگاه که مسئولان در جه اول از اوضاع موجود ناراضی بوده و در نقش به اصطلاح خودشان مخالف اکنون به صحنه می‌آیند ، پس بر مردم است که راه حل معضلات را بیان کنند . اکنون در اعتراضات روزهای گذشته مردم راه حل خودشان را با صدای بلند میگویند :
آقایان از تخت به زیر آیید!
متاسفانه حکومتگران مقتدر هنگامی گوش شنوا می‌یابند که دیگر در قدرت نباشند . در چنین شرائطی نیروهای غیر مردمی و از جمله جناح‌های مختلف سرمایه دارای می‌توانند با سوار شدن بر اعتراضات مردمی بار دیگر کارگران و زحمتکشان و مردم تحت ستم را با ترفندی جدید به بند بکشند . هوشیاری و انجام وظایف جنبش کارگران و زحمتکشان میتواند از افتادن به دامی جدید جلو گیری کند . به ظن ما وظایف جنبش کارگری را میتوان در این شرائط به صورت زیر بر شمرد.
🔴پیوند میان خواسته‌های کارگران و زحمتکشان با سایر اقشار به جان آمده از ظلم و ستم حاکمان با مشارکت هر چه بیشتر و با تمام توان در هر گو نه اعتراضی که جنبه مردمی دارد .
🔴جلوگیری از گسترش شعارهای انحرافی و مرتجعانه مانند طرفداران بازگشت سلطنت و یا سینه چاکان نظام سرمایه داری از هر نوعش
🔴مقابله با رفرمیست‌ها و اصلاح طلبانی که تا همین چند ماه پیش شعار حمایت از یکی از جناح‌های حکومتی را میدادند و مردم را به انتخاب میان بد و بدتر ترغیب میکردند و اکنون خود نمیدانند کدام بد بود و کدام بد تر!!

جنبش کارگری به خوبی میداند که خواست طبقه کارگر خواست همه مردم است و اگر به خاطر سالیان متمادی دیکتاتوری سلطنتی و غیر سلطنتی سطح آگاهی مردم تحت ستم پائین مانده است و یا بخاطر قتل عام رو شنفکران مردمی در دهه۶۰ و پس از آن گسست نسل‌های مبارز و انقلابی ره‌آوردی نامیمون برای مردم ما داشته است ، اکنون وظایف آگاهان و بازماندگان این جنبش است تا با توانی هر چه بیشتر در جهت اگاهی رساندن به مردمی که این چنین تحت ستم قرار دارند مسیر مبارزات را به گونه‌ای بپیمایند که مردم مبارز ما بار دیگر از چاله‌ای در نیامده به چاهی دیگر نیافتد و با چشمانی باز و اندیشه ای اگاهانه به دنبال آن چیزی باشند که بنیان ستم و استثمار طبقاتی را هدف قرار داده و زندگی عاری از خشونت را برای محرومین و نسل‌های آینده رقم زند

«کانون مدافعان حقوق کارگر»

۹دی ۱۳۹۶

ولخرجی‌های دولتی در بودجه‌ی سال آينده در برابر فشار هر چه بيشتر به سفره خالیِ مردم

بودجه سال ۹۷ در حالی در مجلس فرمایشی بررسی می‌شود كه صدای اعتراض خود حكومتيان را درآورده است. در اين بودجه شاهد انواع فشارها از گران شدن حامل‌های انرژی گرفته تا حقوق دولتی و عوارض خروجی و گران شدن نان تا حذف يارانه‌ی داروهای ضروری و حذف يارانه‌های عمومی و ده‌ها مورد ريز و درشت ديگر هستیم.

در مقابل افزايش ماليات‌های اقشار ضعيف و كاسب‌های جزء؛ ما شاهد ولخرجی‌ها و افزايش بودجه‌های نظامی و نهادهای امنيتی و حوزه‌های علميه و تبليغاتی هستيم. هم چنين در اين بودجه، افزايش جرائم راهنمائی و رانندگی به چشم می‌خورد كه فشار اصلی آن بر دوش اقشار ضعيف و مسافركش‌ها است و همچنین باری گران بر دوش اقشار تهی دستی است كه با افزايش بيكاری به كار با وسيله نقليه شخصی روی آورده‌اند . به خواندن ادامه دهید

انقلاب نوامبر ۱۹۱۸ آلمان در سه پرده – مترجم: بهنام کرمی

karl-liebknecht

کارل لیبکِنِشت (۱۸۷۱–۱۹۱۹) رهبر و نظریه‌پرداز سوسیالیست و کمونیست آلمانی بود، که به همراه رزا لوکزامبورگ، فراکسیون اسپارتاکیست‌ها را در حزب سوسیال دموکرات آلمان تشکیل داد و به هم‌راه وی، حزب کمونیست آلمان را تأسیس کرد. لیبکنشت در سال ۱۹۱۹ به همراه رزا لوکزامبورگ، به جوخهٔ اعدام سپرده شد.

پیشگفتار مترجم

مدّتی‌ست که زمین در زیر پای قاتلان و استثمارگران کارگران و زحمتکشان در ایران شروع به لرزیدن کرده است. این لرزش که شکافی در بین نیروهای “خودی” ایجاد کرده، محصول اعتراضات علنی و خشم‌آگین کارگران و زحمتکشانی است، که در سراسر ایران بر ترس و وحشت دیکتاتوری عریان رژیم جمهوری اسلامی غلبه کرده و می‌روند که در نبردی نهایی، تکلیف خودرا با این رژیم سرمایه‌داری وابسته به امپریالیسم جهانی، روشن کنند. اگر رژیم جمهوری اسلامی توانست با اقدامات سرکوبگرانه و جنایاتش به‌ویژه در دههٔ شصت، به مقابله با نیروهای سیاسی رفته و برای مدّتی خیال خودش را از بابت”مزاحمت” آن‌ها “راحت کند”، این بار امّا نمی‌تواند با این موج خروشان به راه افتاده مقابله کند، چراکه این موج نه‌ تنها سراسری، بلکه برآمده از خشم کارگران و زحمتکشانی است، که طی نزدیک به چهل سال با پوست و گوشتشان سیاست‌های ارتجاعی و ضدّکارگری جمهوری اسلامی ر ا تجربه کرده و دیگر گول این جنایتکاران ر ا نخواهند خورد.

چهل سال پیش، ایران درست چنین روزهایی را تجربه می‌کرد. در آن روزهای پیش از قیام بهمن ۱۳۵۷ که منجر به سرنگونی رژیم جنایتکار محمدرضا پهلوی گردید، هیچ‌کسی فکر نمی‌کرد که بعد از سرنگونی حکومت شاه، حکومت جنایتکار دیگری قدرتسیاسی را به چنگ آورد، که دست رژیم شاه در سرکوب مخالفین را از پشت خواهد بست. به همین دلیل در چنین روزهای حسّاسی که کشور ما از سر می‌گذراند، ما کمونیست‌ها بایستی بر آن تجربهٔ تاریخی تأکید کرده و دلایل شکست آن قیام و به قدرت رسیدن ارتجاع جمهوری اسلامی را با جدّیت بیشتری برای مردم ایران و به‌ویژه نسل جوانی که نیروی اساسی هر انقلابی است، توضیح دهیم.

واقعیت آن است که جمهوری اسلامی بر بستر دو پیش‌فرض توانست در قیام ۱۳۵۷ به قدرت سیاسی دست یابد. اوّلا خمینی ودارو دستهٔ ارتجاعی‌اش تنها توسّط تبلیغات و حمایت‌های کشورهای امپریالیستی و به‌ویژه رادیو بی‌بی‌سی بود که توانستند برقدرت سیاسی دست یابند. شخص خمینی تا قبل از اوج‌گیری اعتراضات مردم ایران، به‌جز در بین بخش‌های ارتجاعی شهرهای مذهبی‌ای همچون قم، برای مردم ایران ناشناخته بود. این تبلیغات کرکنندهٔ رادیو بی‌بی‌سی در هماهنگی با امپریالیسم جهانی بودکه با در اختیار گذاشتن امکانات تبلیغاتی‌شان، از خمینی، “رهبر انقلاب” ایران را ساختند. دوّما جنبش کمونیستی ایران در آنشرایط فاقد کوچک‌ترین ارتباط با کارگران و زحمتکشان بوده و نتوانست بر روند قیام، کوچک‌ترین تأثیری بگذارد. این نبودن یک ‌قطب رادیکال، به رهبری کارگران انقلابی، همراه با خواست امپریالیست‌ها در به قدرت رساندن ارتجاع اسلامی بود، که سرنوشت انقلاب ما را در سال ۱۳۵۷ رقم زد…

متن کامل در فرمت پی دی اف

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: