آخرین لحظه‌ها

رحمان درکشیده

(در یاد جان‌باخته‌گان تابستان ٦٧)

 نمی‌خوام از آخرش بگم، از اون‌جا که با طناب حلق‌آویز شدم، یعنی حلق‌آویزمون کردن. موهاشونو از ته زده بودن و داد  می‌زدن: “٥ تا جان‌باز بیان” و منظورشون از جان‌باز ماها بودیم که قرار گذاشته بودن حلق‌آویزمون کنن. نمی‌خوام از آخرش بگم، آخه اون لحظه‌ها، اون آخرین لحظه‌ها، اوج زنده‌گی‌ام بودن و می‌خوام در آخر ازشون یاد کنم.

می‌خوام از یه جای دیگه شروع کنم. از اون جا که منو به خاطر اعتقاد نداشتن به خدا و فقط به خاطر همین “یک کلمه” به سمت “چپ” بردن. یعنی همون جایی که بچه‌های اعدامی رو می‌نشوندن تا آخر کار اون‌ها رو جمع کنن و ببرن. اصلن نگفتن که این سوال‌ها واسه چی هس؟! اصلن نگفتن که این دادگاه‌س! اصلن نگفتن که به تو حکم اعدام دادیم! اصلن تو کی هستی؟! اصلن حکمی ندادن دست‌ام تا بتونم اعتراض کنم! اصلن اعتراض یعنی چی؟! تو به خاطر همین که معترضی قراره اعدام بشی! وکیل؟ وکیل چیه! کشک چیه دوغ چیه! اصلن نمی‌دونی چه خبره!… اما حس می‌کنی! توی این سال‌ها عادت کردی که حس کنی، “حسی” که ریشه تویِ سال‌ها تجربه و سال‌ها زندون کشیدن داره، یعنی این‌جوری بگم که اوضاع رو “بو” می‌کشی. به خواندن ادامه دهید

دیدگاه: حمید اشرف، چهره درخشان کمونیستی که همواره نام و یاد او جاودان خواهد ماند

توکل

تیرماه سال ۵۵ روزی که خبر جان باختن رفیق حمید اشرف و دیگر اعضای رهبری سازمان به زندان رسید، یکی از وحشتناک‌ترین روزهای زندگی سیاسی عموم نیروهای سازمان بود. از سیاهکل تا ٨ تیر، سازمان ضربات متعددی را متحمل شده بود و برجسته‌ترین کادرها در جریان مبارزه از دست رفته بودند. یک سال پیش از آن نیز رژیم شاه رفیق جزنی را به همراه دیگر اعضای گروه در زندان به گلوله بست که ضایعه بزرگی برای سازمان بود. اما هیچیک از این ضربات، سنگین‌تر از ٨ تیر نبود. در جمع رفقائی که در این روز جان باختند، سازمان رفیقی را از دست داده بود که دیگر جایگزینی برای او وجود نداشت. حمید تنها بازمانده رفقائی بود که سازمان چریک‌های فدائی خلق ایران را بنیان گذاشتند. حمید مظهر زنده تمام آگاهی کمونیستی، مبارزه آشتی ناپذیر با نظم موجود، تجریه، قهرمانی و از خود گذشتگی ۵ سال مبارزه پیگیر سازمان بود. حمید یک رهبر سیاسی آگاه و با تجربه بود که به دفعات سازمان را از بطن طوفان‌های سخت که سازمان را تا لبه‌ی پرتگاه نابودی کشاند، نجات داده بود. کسی در سازمان نبود که جایگزینی برای حمید باشد. به خواندن ادامه دهید

کدام یک فاجعه بارتر است، جنایت یا اقدام برای زدودن قبح جنایت؟ احمد موسوی

جمهوری اسلامی از جمله نظام‌های سرمایه داری معاصر است که با تلفیق عریان دین و دولت و اعمال قوانین برگرفته از شریعت اسلامی، تاکنون فجایع بیشماری را برای توده‌های مردم ایران رقم زده است. از مجموعه تباهی‌ها و ویرانگری‌هایی که جمهوری اسلامی طی ۳۸ سال بر جامعه آوار کرده است، جنایت و کشتار (در وسیعترین مفهوم آن) از جمله بارزترین خصلت این نظامِ مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه بوده است. این ویژگی ذاتی جمهوری اسلامی از همان روزهای نخست، با دستورالعمل‌های شداد و غلاظ خمینی سر باز کرد و از آن زمان تا به امروز، بی محابا تولید و باز تولید شده است. به نظر نمی‌رسد کسی با حداقل خصوصیات انسانی (بله فقط خصوصیات انسانی نه عنصر آزادی خواهی و مبارزه برای عدالت اجتماعی) پیدا شود و در همان حال بخواهد منکر کشتار و جنایات گسترده جمهوری اسلامی در جامعه باشد.

به خواندن ادامه دهید

دیدگاه: تاثیر شعر در زندان

arash110احمد موسوی

برگرفته از نشریه آرش شماره ۱۱۰

مقدمه

دوست گرامی ام پرویز قلیچ خانی طی یک تماس تلفنی، ضمن ارائه توضیحاتی در مورد موضوعات انتخاب شده برای شماره ۱۱۰ نشریه آرش از من نیز خواست تا در باره “تاثیر شعر در زندان” مطلبی برای این شماره آرش بنویسم. با برداشتی که من از گستره وسیع موضوع “تاثیر شعر در زندان” داشتم، پاسخ اولیه من به پرویز بدون هیچ تعارف و درنگی منفی بود. چرا که ورود به این مقوله نیاز به یک کار تحقیقاتی گسترده داشت، که نه در حوزه فعالیت من بود و نه اساسا وقتی برای ورود به این گستره را داشتم. توضیحات و دلایل من بر چرایی پاسخ منفی ام، پرویز را بر آن داشت تا دیدگاه و خواست مورد نظرش را شفاف تر توضیح دهد. خواست و دیدگاه  پرویز این بود تا من تجارب شخصی سال های زندانم را در مورد تاثیر شعر بر زندان بنویسم. پس از توضیحات پرویز، با همه تردیدی که کماکان در نوشتن این مطلب داشتم، اما زانوانم کمی شل شده بود. پرویز نیز با تیزبینی از همین تردید من، بر پیگیری خود افزود. اصرار پرویز قلیچ خانی از یک طرف و گفتگوی صمیمانه‌اش با من از طرف دیگر، که لازمه ویژه گی های اولیه مدیر مسئولی نشریه‌ای همانند آرش است، مرا به تسلیم کشانید و در نهایت به پرویز قول دادم تا در مورد نوشتن این مقوله وقت بگذارم. آنچه را که در زیر می خوانید، صرفا حاصل تجربه شخصی من نسبت به موضوع تاثیر شعر در زندان است. نه چیزی بیشتر. امیدوارم در این نوشتار توانسته باشم گوشه ای از  گستره وسیع “تاثیر شعر در زندان” را برای خوانندگان نشریه آرش تصویر کرده باشم. به خواندن ادامه دهید

زمینه‌های شکل‌گیری و چرائیِ از هم پاشی شوراهای کارگری (سال‌های ۶٠ – ۵۷)

زمينه‌های شکل‌گيری و چرائیِ از هم پاشی شوراهای کارگری (سال‌های ۶٠ - ۵۷)

زمینه‌های شکل‌گیری و چرائیِ از هم پاشی شوراهای کارگری (سال‌های ۶٠ – ۵۷)

حاکمیت طولانی رژیم‌های دیکتاتوری و استبدادی بر ایران و محرومیت کارگران از آزادی‌های سیاسی و دمکراتیک، طبقۀ کارگر ایران را از تشکل‌های طبقاتی خود محروم ساخته و امر تشکل‌یابی این طبقه را به تأخیر انداخته است. سرمایه‌داری حاکم بر ایران…

ادامه مطلب….

اول ماه مه

اول ماه مه

اول ماه مه

در آستانه اول ماه مه، روز جهانی کارگر قرار گرفته‌ایم. اول ماه مه، نماد اتحاد و همبستگی بین المللی کارگران، در مبارزۀ جهانی علیه سرمایه است. همبستگی کارگری، ضرورتی‌ست برخاسته از هستی و موجودیت طبقاتی کارگران تمام کشورهای جهان چرا…

ادامه مطلب….

ديدگاه: گفت و گو در راه خوابگاه – یاور

كانون مدافعان حقوق كارگر- هوا چند روزی است كه بدون هیچ حركت  و نوسانی است. گرما و رطوبت هوای شرجی، همراه با چاشنی گازهای سنگین بر سر پروژه ها هوار شده اند. بامداد امروز از روز گذشته بدتر شده است. تغییرات هوا به گونه ای است كه توصیفش دشوار است. (وارونگی هوا) ابرهای فشرده ای از آلودگی های گازی ، این چند روزه مانند چتری بر سر پروژه و تا حدودی مناطق مسكونی سایه افكنده است. به گونه ای كه گردی خورشید از پشت  این توده ی گازی مانند یك دایره ی كم سو قادر نیست، نورش را به زمین برساند، به طوری كه می توان بدون پلك زدن مدتها آن را مشاهده كرد.

به خواندن ادامه دهید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: