همبستگى با ويتنام – چه گوارا

همبستگى با ويتنام

چه گوارا

چه گوارا هنگامیکه وزارت اقتصاد جمهوری سوسیالیستی کوبا را بر عهده داشت، به نمایندگی از طرف حکومت و حزب واحد انقلابی و خلق کوبا سخنرانی زیر را در حضور هئیت نمایندگان اعزامی جبهۀ رهائی بخش ملی ویتنام جنوبی و سفیر جمهوری دمکراتیک ویتنام در کوبا ایراد کرده است.

بیستم نوامبر ۱۹۶۳

رفقای جبهۀ رهائی بخش ویتنام جنوبی و سفیر جمهوری دمکراتیک ویتنام. حکومت انقلابی و حزب واحد انقلابی کوبا به من مأموریت داده اند که بنام حکومت و حزب واحد انقلابی و بنام خلق کوبا مراسم احترام خویش را به جبهۀ رهائی بخش ویتنام جنوبی که اینک مصادف با سومین سالروز تأسیس آن است ابزار دارم.

مبارزۀ خلق ویتنام مدتی است که ادامه دارد، اینرا همانطور که قرارداد ژنو تصویب کرده است امکان ندارد خلق ویتنام را بطور مصنوعی به دو بخش مجزا از یکدیگر تقسیم نمود.

مبارزۀ خلق ویتنام مبارزۀ رهائی بخش طویل‌المدت خویش را هنگامی آغاز کرد که سراسر ویتنام به امپراطوری استعماری فرانسه تعلق داشت و هندوچین نامیده می‌شد.

در اواسط سال ۱۹۵۴ – درست همزمان با سقوط تنها حکومت دموکراتی که در قارۀ ما وجود داشت، (گواتمالا (۱) ) – خبر پر افتخار پیروزی ارتش توده‌ای ویتنام در دین بین فو(۲) بما رسید. خبر پیروزی پر افتخار، شیپور هوشیارباشی بود که در گوش امپریالیست‌ها به صدا در آمد و آنها را بخود آورد.

خبر پر افتخار پیروزی دین بین فو به امپریالیست‌ها هشیارباش داد که بدست آوردن پیروزی جزئی در گوشه‌ای از جهان به هیچوجه به مفهوم پیروزی نهائی امپریالیست‌ها نیست. از طرف دیگر این پیروزی پر افتخار، خلق‌های سرکوب شوندۀ این جهان را بار دیگر امیدوار کرد که شکستِ جزئی ارتش توده‌ای به هیچ‌وجه به یأس و سرخوردگی کامل ارادۀ خلق‌ها منجر نمی‌گردد.

با توجه به بی فرجامی پیکاری که خلق فرانسه را به خونروی کامل تهدید می‌کرد، ارتش استعماری  فرانسه پس از شکست تاریخی دین بین فو مصمم شد به جنگ پایان دهد. در ژنو قراردادی تصویب شد که در نتیجۀ آن ویتنام می‌بایست به دو بخش تقسیم شود.

اصولی کلی این قرارداد ژنو همانند قراردادی بود که یک سال قبل از آن خلق کره را به دو بخش مجزا از هم تقسیم نمود. ولی این بار انتخابات عمومی هم تصویب شد که خلق ویتنام می‌بایست بر طبق آن سرنوشت آیندۀ خویش را خود تعیین کند.

امپریالیست‌های فرانسوی که در این بخش آسیا به سرعت عقب نشینی می‌کردند جای خود را به امپریالیست‌های یانکی واگذار کردند و واشنگتن بزودی زود، پی به یک چیز برد: نتیجۀ انتخابات آزاد خلق ویتنام به از دست رفتن کلیۀ پایگاه‌های آسیای شرقی منجر می‌گردد. ولی آسیای جنوب خاوری از نقطۀ نظر استراتژی، منطقۀ پر اهمیتی محسوب می‌شود.

از اینرو ایالات متحدۀ امریکا قرارداد ژنو را زیر پا نهاد و ارادۀ خلق ویتنام را ناچیز شمرده، جنگ طویل‌المدتی را که قبلاً پیش بینی کرده بودند، آغاز نمودند.

در ابتدای کار خلق ویتنام در حال انتظار بسر می‌بُرد: از پایان جنگ (۱۹۵۴) تا آغاز مجدد جنگ (۱۹۶۱) تظاهرات و میتنگ‌های مسالمت آمیز متعددی صورت گرفت و بدين منظور که ارادۀ یک خلق از طریق قانونی تحقق یابد، ولی بزودی آشکار شد که جز دست بردن به اسلحه چارۀ دیگری وجود ندارد، و هنگامی که می‌گوئیم چارۀ دیگری وجود نداشت که در جنگ، توده‌اى ارتش مسلح کوچک و توده‌های وسیع بی سلاح خلق، علیۀ نیروهای امپریالیستيی می‌رزمند که کلیۀ وسایل را در اختیار دارند. قبل از آنکه خلق بتواند به رهائی نهائی خویش دست یابد، باید بتدریج قوای دشمن را بکوبد و تلفات سنگینی بر وی وارد سازد. با وجود این، راه دیگری باقی نماند و می‌بایست جنگ در ویتنام جنوبی بار دیگر آغاز گردد.

هم زمان با آغاز جنگ در ویتنام، صحنۀ امریکا(لاتین) نیز بار دیگر به مردم جهان نشان داد که خلق‌های امریکا نیز در خواب نیستند و به فکر رهائی خویش می‌باشند. انقلاب کوبا یکی از مسائل عمدۀ ایالات متحدۀ امریکای شمالی شد و واشنگتن نیز بطور آشکار آنرا تصدیق و تأیید نمود.

در همین موقع، مبارزۀ آزادیخواهانۀ خلق الجزایر نیز به بالاترین قلۀ خود رسید و چند سال پس از آن به قرارداد «اویان» و رهائی خلق الجزایر و حکومت سوسیالیستی کنونی آن منجر گردید.

جنگ‌های رهائی بخش نوینی در این میان آغاز شده‌اند:

در لائوس موقعیت پیوسته آشفته‌تر می‌گردد و اولین نقشۀ امپریالیست‌ها عقیم ماند.

در آنگولا و گینۀ «پرتقال» جنگ‌های پارتیزانی آغاز شده و در قارۀ ما در حال حاضر در نیکارگوا، هوندوراس، گواتمالا، سا نتا دومینیک، کلمبیا، ونزوئلا و پاراگوئه نیروهای مسلح خلق قدرت و توانائی مقاومت خویش و ناتوانی ارتش‌هائی را که به منظور سرکوبی و تهدید امر رهائی خلق‌ها وارد کارزار می‌شوند نشان می‌دهند.

در طی ماه‌های اخیر امسال، نیروهای مسلح خلق ونزوئلا در قارۀ ما و ارتش رهائی بخش ملی ویتنام جنوبی به پیروزی‌های بر جسته‌ای نائل آمده‌اند. دشمن در پیکارهای اخیر ویتنام هشت هزار تلفات (چهار هزار اسیر و فراری و چهار هزار کشته و زخمی) داد. این امر دلیل آشکار قدرت و توان ارتش رهائی‌بخش ویتنام جنوبی است. پایگاه‌های کوهستانی در شمال کاملا آزاد شده‌اند و نیروهای مسلح ویتنام اینک به جلگه‌های ویتنام رو آورده‌اند که در آن سایگون پایتخت کشور قرار دارد و بدین ترتیب ارتش پوشالی حکومتی ویتنام جنوبی را بیش از پیش به تنگنا می‌کشاند.

هنوز نمی‌توان پیش بینی کرد که این جنگ چه مدت زمانی بطول خواهد انجامید. سخن بر سر جنگ طویل‌المدتی است. بعبارت دیگر سخن بر سر پروسۀ کاملاً درنگ پائی است با قربانی فراوان که سرانجام نیروهای مسلح خلق با تصاعد و ضریب هندسی رشد می‌یابند. همین که تناسب نیروهای خلق کمی تقدم یابد اوضاع کاملاً دگرگون می‌شود.

در کوبا نیز چنین واقعه‌ای رخ داد، همچنین در ویتنام شمالی و در پیکار رهائی بخش طویل‌المدتی که به تأسیس جمهوری توده‌ای چین منجر گردید.

در موقع مشخصی نیروهای مسلح خلق چنان برتری می‌یابند که فوری و در مقیاسى وسیع به حملۀ تهاجمی می‌پردازند، گروه‌های پارتیزانی نیروهای مسلح خلق به واحدهای ارتشی منظم و یا نیمه منظم تبدیل می‌یابند، زدوخوردهای ساده پارتیزانی به عملیات هماهنگ و به جنگ صحرائی آشکاری تغییر شکل می‌دهند و در مدت کوتاهی می‌توانند ماشین قدرت سرکوب کنندگان را منهدم کنند.

هنوز نمی‌دانیم که در چه موقعی می‌توانیم رهائی نهائی ویتنام جنوبی را جشن بگیریم. بهیچوجه نمی‌توانیم پیش بینی کنیم که روز رهائی خلق‌هائی که اینک اسلحه بدست، بخاطر رهائی خویش پیکار می‌کنند کی فرا می‌رسد. با وجود این می‌دانیم که نتیجۀ این جنگ، بی چون و چرا و بطور اجتناب ناپذیر به رهائی خلق‌ها و حق تعیین سرنوشت خویش منجر خواهد گردید و هر گاه این خلق‌ها که اسلحه بدست مبارزه می‌کنند با انرژی بیشتری و شور و اعتقاد نیرومندتری به مبارزه ادامه دهند. مرحله ای که خلق‌ها در زیر ضربات قدرت سرکوب کننده رنج می‌برند، کوتاه تر خواهد شد.

در ویتنام جنوبی ماههاست که این شرایط پدید آمده است بطوری که ایالات متحدۀ امریکا مصمم شدند در درون گروه‌های هئیت حاکمه دگرگونی‌هائی بوجود آورند. دیکتاتور خادم امپریالیست‌ها مایل نبود که دستورات اربابان خود را تمام و کمال انجام دهد. از اینرو بار دیگر ایالات متحدۀ امریکا سرمشقی داد و نشان داد که اگر حکومت‌های پوشالی گوش بفرمان نباشند، چه بر سرشان خواهد آمد. این خبری که از طرف بنگاه‌های خبرگزاری‌های امریکائی انتشار یافت، دیکتاتور – دین دیم – و برادرش «خودکشی» کردند. همان سرنوشتی که در قارۀ ما «ترویخیلو» بدان دچار گردید. این امر هنگامی بود که او نیز آماده نبود فرمان‌های ایالات متحدۀ امریکا را بنحو احسن اجرا کند.

بنابراین آشکار می‌گردد که موقعیت در ویتنام جنوبی چنان است که قدرت از دست امریکائی‌ها خارج می‌شود و همانطور که رفقای جبهۀ رهائی بخش ملی ویتنام نیز آنرا بیان داشتند دو راه باقی می‌ماند: راه فعلی یعنی بکار بردن سربازان بومی ویتنام جنوبی زیر نظر گروهی از مستشاران متخصص نظامی برای سرکوبی و شکنجه. چنین راهی پیوسته غیر عملی بنظر می‌رسد.

بنابراین برای امپریالیست‌های یانکی راه دیگر باز می‌ماند. یعنی اشغال مستقیم ویتنام جنوبی بوسیلۀ ارتش و بکار بردن ارتش اشغالگر یانکی بطور وسیع در ویتنام جنوبی.

شکی نیست که این امر جنگ را شدیدتر و سخت تر می‌کند. امّا مفهوم چنین جنگی برای مردم جهان نیز آشکارتر می‌شود.

هنگامی که نیروهای مسلح رهائی بخش ویتنام جنوبی پیروزی‌های خود را اعلام می‌دارد و افتخار می‌کند که ارتش سرکوب کنندۀ ویتنام جنوبی هشت هزار نفر تلفات داده است (۳) باید پرسید چقدر از این هشت هزار نفر قربانی بی گناه بوده‌اند. این قربانی‌ها، مردان خلق هستند که به دلائلی اجیر شده‌اند تا علیۀ آزادی وارد صحنه جنگ شوند. چنین امری در کوبا نیز بوقوع پیوست: و آن هنگامی بود که سربازان باتیستا اجیر می‌شدند زیرا برای آنها امکان بدست آوردن کار دیگری جز آنکه نبرد انقلابی را ترمز کنند، وجود نداشت.

در صورتی که سربازان تجاوزگر یانکی بطور وسیع در ویتنام جنوبی وارد شوند تمام مردم ویتنام بزودی در خواهند یافت که بسوی چه کسی تیراندازی می‌کنند و چرا. در این صورت همۀ مردم بهتر خواهند فهمید که دشمن کیست و دوست را از دشمن باز خواهند شناخت. یانکی‌ها نیز این امر را درک کرده‌اند.

اگر امروز ما با اشتیاق و شور تمام پرچم ویتنام جنوبی را به اهتزاز درآوریم فقط و فقط بخاطر همبستگی انترناسیونالیستی و عدالت اجتماعی نیست که انقلاب در وجود ما بر انگیخته است. ما پرچم ویتنام جنوبی را برافراشته می‌سازیم زیرا این جبهۀ جنگ برای آیندۀ سراسر امریکا بسیار پر اهمیت است.

در ویتنام کلیۀ سلاح‌های منهدم کنندۀ نوین و تکنیک‌های جنگی نوین آزمایش می‌شود تا بتوانند با خلق‌هائی که برای رهائی خویش تلاش می‌کنند بجنگند.

ویتنام جنوبی امروز صحنۀ آزمایش جنگ امپریالیست‌های یانکی است. یانکی‌ها سلاح‌های خویش را برای جنگی که محتملاً خشن تر و مهمتر از آنست، آماده می‌کنند. این جنگ در بناگوش یانکی‌ها بوقوع خواهد پیوست.

واشنگتن می‌داند که شکست در این جنگ در حکم پایان امپریالیسم یانکی است. از اینرو اهمیت زیادی برای آن قائل هستند. از نقطه نظر امکانات استراتژیک، ویتنام جنوبی پایگاه عملیات جنگی علیۀ بلوک سوسیالیستی در آسیاست و از این نقطه نظر  نیز بدان اهمیت می‌دهد.

این دو علامت مشخصۀ استراتژیک، سبب شده است که ویتنام جنوبی بغرنج ترین مسئله برای حکومت یانکی‌ها شود و بطور مسلم هم اکنون با دقت تمام مشغول مطالعۀ این مسئلۀ بغرنج هستند که از این پس چه امری بوقوع خواهد پیوست. شکی نیست که امریکائی‌ها به فکر این نیستند بر روی نقشه‌ای کار خواهند کرد که چگونه صلح واقعی و دموکراتیک در این کشور برقرار شود و خلق ویتنام پیروز گردد، شمال و جنوب کشور با هم متحد و یگانه شود و خلق جنوب ویتنام – مانند خلق برادرش در شمال – عقب ماندگی‌ها و ویرانی‌های ناشی از استعمار و جنگ را بر طرف کند و بطور فعال (اکتیو) سوسیالیسم را بنا نهد.

ایالات متحدۀ امریکا بطور یقین نقشه‌های نوین تاکتیکی و استراتژی دیگری در سر می‌پرورانند. این تاکتیک‌ها و استراتژی نوین چیست؟

هنوز اطلاع نداریم. ولی جنگ طویل المدتی با مصائب و مشکلات فراوان برای مردم قهرمان ویتنام پیش بینی می‌کنیم. کلیۀ خلق‌هائی که بخاطر رهائی خویش می‌رزمند چنین سرنوشتی در پیش دارند.

حضور نیروهای رهائی بخش ویتنام، موقعیت‌های مداوم آنان و پیشرفت‌های دائمی بسوی مناطقی که دشمن نیرومندتر از آن دفاع می‌کند نمونه و سرمشقی است برای کلیۀ خلق‌هائی که بخاطر رهائی خویش در حال حاضر، در مبارزه هستند.

وظیفۀ ما در کوبا این است که این سرمشق نمونه را درست ارزیابی کنیم و بعنوان مبارزه‌ای عادلانه برای امری عادلانه بیشتر به خلق معرفی کنیم و بعنوان بخش تفکیک ناپذیر امر خلق‌های سرکوب شوندۀ جهان به همه بشناسانیم. این سر مشق عملی باید اکیداً در برابر خلق‌های جهان قرار گیرد، بمنظور آنکه نشان دهد چگونه می‌توان در کلیۀ قاره‌های جهان برای رهائی خلق‌ها مبارزه کرد. بمنظور آنکه به خلق‌های امریکای ما، امر دیگری را نیز نشان دهد: نشان دهد که هر گاه کلیۀ راه‌های مسالمت آمیز مسدود هستند، هر گاه قدرت‌های ارتجاعی باز هم خلق را فریب دهند، نه تنها انقلاب می‌تواند آغاز شود بلکه باید آغاز گردد.

منظور ما کشور خاصی نیست. ما از موقعیت‌های مشخص سخن می‌گوئیم. شکل و وسیله و روز آنرا نیروهای مسلح خلق در هر کشوری تعیین می‌کنند. امّا نمونه‌های زنده وجود دارد و آشکارا نشان می‌دهند که جنگ علیرغم سلاح‌های شیمیائی و علیرغم متدهای نوین انهدامی که بوسیلۀ یانکی‌ها هر روز آزمایش می‌شود – می‌تواند موفقیت آمیز باشد، و هنگامی که نقشۀ جغرافیائی ویتنام را با وسعت کمی که دارد – در برابر نقشۀ جغرافیائی امریکای وسیع بیست میلیون کیلومتر مربعی خودمان قرار می‌دهیم بطور یقین می‌توانیم ملاحظه کنیم که در این قاره، جنگ می‌تواند بمراتب سهل تر انجام گیرد.

نه فقط خلق‌هائی که مدتی است مبارزۀ رهائی بخش خویش را آغاز کرده‌اند بلکه بسیاری از خلق‌های امریکای لاتین به رشد انقلابی نائل شده‌اند. خلق هائی نیز وجود دارند که به رشد انقلابی نائل آمده‌اند. ولی هنوز نبرد رهائی بخش را آغاز نکرده‌اند و با شکیبایی تمام شمشیرهای خود را تیز می‌کنند و صیقل می‌دهند، زیرا می‌دانند که پیکار رهائی بخش آنان نیز باید روزی آغاز شود. آنها می‌دانند که امپریالیست‌های یانکی در سراسر قارۀ امریکای لاتین مداخلۀ نظامی خواهند کرد. آنها همچنین می‌دانند که اگر در آن واحد چندین جبهه علیۀ امپریالیسم بوجود آید جنگ برای آنها (امپریالیسم یانکی تجاوزگر) سهمناک تر خواهد شد.

امروز دیگر سخن بر سر یک کشور منفرد نیست همچنانکه کوبا نیز در این بخش از جهان کشوری منفرد نیست. کوبا بخشی از یک ملت بزرگ است و علاوه بر آن کوبا سمبل امریکای لاتین است. هر خلقی که دست به مبارزه زند بمرحله‌ای قدم می‌نهد که گور امپریالیسم را حفر می‌کند و از اینرو چنین خلقی از پشتیبانی ما برخوردار است و شایستۀ تحسین و تقدیر ما.

امروز کوشش می‌شود که کوبا را نابود کنند تا این سر مشق و نمونۀ ناپسند را محو کنند و بدون شک در فکر آنند که – در صورت موفقیت – همۀ آنچه را که این حکومت انجام داده است؛ یعنی کلیۀ پیشرفت‌های اجتماعی و دستاوردهای دیگر را با کلیۀ اعضا این حکومت نابود کنند. ما از همۀ این توطئه‌ها بطور دقیق آگاهیم. و از اینرو مبارزۀ ما مبارزۀ مرگ و زندگی است. خلق ویتنام نیز این را می‌داند که یا پیروزی وجود دارد و یا شکست، شکستی که سبب خواهد گردید خلق‌های سرکوب شونده بار دیگر سالیان دراز زیر سلطۀ امپریالیست‌ها قرار گیرند.

از اینرو انسان باید بطور پیگیر در این قاره به تفکر بپردازد:

جنگ باید خوب تدارک یابد و هنگامی که آغاز شد باید کاملاً تا انتها ادامه یابد. این دست و آندست کردن و نیمه راه بدنبال چاره جوئی افتادن وجود ندارد. صلح نامه‌ای که ثبات کشوری را بطور کجدار و مریز ضمانت کند، بی معنی است.

با چنین بینشی خلق ما آمادۀ جنگ است و با چنین بینشی خلق الجزایر هفت سال تمام به جنگ رهائی بخش خویش ادامه داد. و با همین آگاهی عمیق اینک خلق ویتنام جنوبی بپاخاسته است. با وجود این خلق ویتنام جنوبی از امتیازاتی نیز برخوردار است: خلق ویتنام جنوبی از تشویق و پشتیبانی برادران‌اش در ویتنام شمالی برخوردار است.

خلق ویتنام جنوبی بیش از هر خلق دیگری سرمشق و نمونۀ خلق برادرش را در کنار خویش می‌بیند که نُه سال تمام جنگیدند تا از زیر یوغ امپریالیست‌های متجاوز یا فرانسوی رهائی یابند و از اینرو می‌داند که مبارزۀ لاینقطع و پیگیر یک خلق برای رهائی خویش چه مفهومی دارد.

باین دلائل باید اعتماد خلق ویتنام عمیق‌تر و اعتمادش به پیروزی عظیم‌تر گردد. از اینرو می‌دانیم – همانطور که رفیق نمایندۀ اعزامی بیان کرد – متد مبارزۀ امپریالیسم یانکی از هر قبیل که باشد باز سرانجام این جنگ، پیروزی نهائی خلق ویتنام جنوبی و اتحاد مجدد سراسر کشور خواهد بود.

در پایان این مراسم جشن که بخاطر سومین سالگرد تأسیس جبهۀ رهائی بخش ملی ویتنام برگزار شده است به برادران خود در ویتنام جنوبی بعنوان سر مشق آموزندۀ این مرحله سخت تاریخی درود می‌فرستیم. علاوه بر این: ما به ویتنام جنوبی‌ها بعنوان متحدین خویش، بعنوان پیشاهنگان رزمنده‌ای که در مقدم ترین جبهه‌های جنگ پرولتاریای جهان علیۀ امپریالیسم می رزمند درود می‌فرستیم.

ما مردانی را در آغوش خود می‌فشریم که در سرزمینی دور دست بخاطر امنیت ما و بخاطر هدف‌های مشترکی که خلق‌های سه قارۀ سرکوب شوندۀ آسیا، افریقا و امریکای ما را در این لحظۀ تاریخی متحد می‌کند دلیرانه می‌رزمند.

رفقا! بمن اجازه دهید گفتارم را بار دیگر با شعارهای زیر به پایان رسانم:

جاوید باد خلق ویتنام جنوبی

جاوید باد ارتش انقلابی او

جاوید باد انترناسیونالیسم پرولتری

مرگ بر امپریالیسم

یا وطن یا مرگ.

***

زیر نویس ها:

(۱) در گواتمالا رئیس جمهور انتخابی و قانونی که مترقی و دموکرات بود، زمینه را برای رهائی کشورش از قید ارتجاع و امپریالیسم یانکی فراهم می‌کرد. ولی در نتیجۀ کودتا و حملۀ مستقیم نظامی امریکا ساقط شد. این کودتا و تجاوز نظامی از طرف سازمان جاسوسی امریکا(سیا) و به خرج کمپانی «یونیتد فرویت» که دالس بزرگترین سهامدار و ضمناً وکیل مدافع این شرکت و نیز وزیر امور خارجۀ امریکا بود تدارک یافت. شرکت مزبور مالک منحصر تقریبا تمام باغات کشت موز گواتمالاست.

(۲) دین بین فو: پس از نه سال مبارزۀ مسلحانه سرانجام واحدهای پارتیزانی ارتش توده‌ای ویتنام موفق شدند بیش از صد هزار سرباز زبدۀ ارتش استعماری را در استحکامات «تسخیر ناپذیر» دین بین فو محاصره و پس از پنجاه شبانه روز جنگ وادار به تسلیم نماید. پس از این ضربۀ مهلک ارتش و حکومت فرانسه مجبور شد تن به مذاکرات دهد. جریان جنگ دین بین فو بوسیلۀ ژنرال جیاپ سرفرماندهی ارتش توده‌ای ویتنام نوشته و بوسیلۀ انتشارات پارت ترجمه شده است.

(۳) تا آوریل ۱۹۷۰ فقط معیوبین بازنشستۀ ارتش سایگون بیش از ۲۵۰۰۰۰ نفر بوده که در طی جنگ از صف خارج شده‌اند. ماهنامۀ خبری پارت شماره ۱.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: