زلزله در آذربایجان صدها کشته و هزاران زخمی برجای‏ گذاشت

ساعت حدود پنج بعد از ظهر روز شنبه بیست و یکم مرداد، زلزله شدیدی به بزرگی ٢ / ۶ ریشتر به مرکزیت ورزقان در آذربایجان شرقی، تبریز و سایر شهرهای این استان را لرزاند. هنوز دقایقی از این زلزله نگذشته بود که زلزله شدید دیگری در ١۵ کیلومتری ورزقان و ٢۹ کیلومتری اهر، این شهرها و اکثر شهرهای آذربایجان و استان اردبیل را لرزاند. تا چند ساعت بعد از آن، ده‏ها پس‌لرزه که شدت آن تا حدود ۵ ریشتر می‌رسید ادامه داشت. شدت زلزله به حدی بود که مردم شهرهای مختلف آذربایجان از جمله مردم اهر، ارومیه، هریس، کلیبر، مشکین‌شهر، تبریز، میاندوآب و برخی دیگر از شهرها با وحشت و نگرانی خانه‌های خود را ترک نموده و برای نجات جان خویش به خیابان‌ها و پارک‌ها پناه بردند.

گرچه هنوز آمار دقیقی از میزان تلفات جانی و خسارات این زلزله انتشار نیافته و خبرهای اولیه حاکی از آن بود که ده‌ها نفر در اهر و ورزقان و بیش از ۵٠  نفر در هریس کشته شده‌اند. بر طبق گزارش خبرگزاری رسمی دولتی فارس، تا کنون حداقل ٢٢٠ نفر در این سه شهر کشته شده‌اند. بیشترین تلفات جانی مربوط به ساکنین روستاهاست که در خانه‌های گلی و کم استحکام زندگی می‌کنند. در منطقه اهر و هریس بیش از ١١٠ روستا از چهل تا هشتاد درصد تخریب و ده‏ها روستای دیگر به کلی با خاک یکسان شده‌اند. وقوع دو زلزله پی درپی در استان آذربایجان شرقی، علاوه بر تلفات جانی و خسارات مالی، بیش از ٢٠٠٠ مصدوم بر جای گذاشته است. با توجه به این که ارتباط بسیاری از روستاها قطع شده است هنوز اطلاع دقیقی از خسارات وارده در دست نیست و میزان تلفات بیشتر از آن چیزی‏ست که تا این لحظه خبرگزاری‌های حکومتی اعلام نموده‌اند.
علی‏رغم شدت زلزله و خرابی‌های ناشی از آن، ارگان‌های دولتی، برای کمک به مردم زلزله زده به ویژه در روستاها، تحرک لازم را از خود نشان ندادند. مقامات دولتی در محل، منتظر بودند تا در مرکز در این مورد تصمیم گرفته شود. استان‏دار اردبیل در همان ساعات اولیه، به‌جای کمک رساندن فوری به مردم زلزله زده، از مردم آذربایجان خواست که در “مساجد و اماکن مذهبی” جمع شوند و “نمازآیات” بخوانند!
نحوه برخورد مسئولان دولتی نه فقط بی اعتنائی آشکار به جان و زندگی مردمی‌ست که زیر آوار خرابی‌ها دست و پا می‌زدند و جان می‌دادند، بلکه برخوردی بس شرم‌آور و جنایتکارانه است که تنها از عهده دولت جمهوری اسلامی برمی‌آید. مردم زحمتکش آذربایجان حق دارند از دولت ارتجاعی حاکم به‌پرسند چرا به جان و زندگی آن‏ها بی اعتنائی می‌شود؟ مردم ایران می‌پرسند چرا زلزله در ژاپن با همین شدت٢ / ۶ ریشتر و یا حتا بیشتر از آن، تلفات جانی ندارد یا بسیار اندک است و خرابی و خسارات مالی آن نیز بسیار ناچیز است اما در ایران ده‌ها روستا را با خاک یکسان می‌کند و هزاران کشته و زخمی برجای می‌گذارد؟ پاسخ روشن است تلفات جانی و خسارات مالی در حوادثی نظیر زلزله در آذربایجان شرقی از آن‏رو زیاد و جبران ناپذیراست که رژیم حاکم بر ایران یک رژیم ارتجاعی و ضد مردمی‌ست که جز به غارت و چپاول مردم، به چیز دیگری نمی‌اندیشد. مسئولان دولتی نظیر استاندار اردبیل نیز در فکر مردم نیستند و سرگرم دزدی و اختلاس‌های چند هزار میلیاردی‌اند. اگر در ژاپن که مانند ایران یک کشور زلزله خیز است، دولت مراقب است خانه‌ها و ساختمان‌ها از مصالح و تجهیزات مستحکم و به نحوی ساخته شود که در برابر زلزله مقاوم باشند، اما در ایران کسی به فکر مردم و میزان استحکام خانه‌ها نیست وهیچ اقدامی جهت پائین آوردن میزان تلفات و خسارات زلزله انجام نمی‌شود. از این‌رو میزان خرابی و تلفات جانی ناشی از زلزله در ایران بسیار بالاست و مسئولیت آن نیز مستقیماً برعهده رژیم حاکم است. بیشترین تلفات جانی زلزله اخیر نیزمتعلق به مردم زحمتکش آذربایجان به ویژه روستائیانی‌ست که در خانه‌های خشتی و گلی و فاقد استحکام زندگی می‌کردند و بدیهی‌ست که مسئولیت تمام این تلفات و خسارات نیز برعهده رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی‌ست.
سازمان فدائیان (اقلیت) ضمن ابراز تسلیت به تمام داغدیدگان این زلزله، با کلیه آسیب دیدگان این حادثه تلخ و دردناک، عمیقاً ابراز همدردی می‌کند.

سرنگون باد رژیم  جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم

سازمان فداییان(اقلیت)

۲۲ مرداد ۱۳۹۱ 

 کار – نان – آزادی – حکومت شورایی

متن کامل در فرمت پی دی اف

2 پاسخ

  1. ای کاش به جای زمین لرزه شش ریشتری فرهنگ لرزه شش هزار ریشتری همه آذربایجان را زیر و رو می کرد! – ترک ناشناس تبریزی

    در جهان سیاست کسانی که دنباله رو مردم کوچه و خیابان ( پوپولیست ) هستند هرگز حقایق دردناکی که همگان باید آنها را بدانند تا برای دردهای خود درمان هائی کارآمد پیدا کنند را نمی گویند و نمی نویسند. دنباله روان مردم کوچه و خیابان ( پوپولیست ها ) دو گروه هستند: یک گروه آنهائی هستند که آن چنان ناتوان و کم هوادار هستند که برای پیدا کردن هوادار راه چاپلوسی را در پیش گرفته اند و گروه دوم مردم فریبانی هستند که معمولا نان به نرخ روز خور ( اوپورتونیست ) هستند و با روش های پوپولیستی می خواهند مردمفریبی کرده و به خواسته هایشان برسند و روشن است که چنین سیاسی کارانی هرگز شایستگی رهبری مردم را ندارند.

    روز شنبه بیست و یک مردادماه سال هزار و سیصد و نود و یک خورشیدی دو زمین لرزه شش ریشتری در ساعت دو دقیقه مانده به پنج و ساعت نوزده دقیقه گذشته از پنج پس از نیمروز شهرهای اهر و ورزقان و هریس را به همراه صدها روستا در آذربایجان ویران کرد. هزاران تن در این زمین لرزه ها کشته و زخمی و بی خانمان شدند و زیان های فراوانی به مردم آسیب دیده رسید. در این میان بسیاری از گروه های سیاسی و سیاسی کاران با روش دنباله روی از مردم کوچه و خیابان ( پوپولیسم ) تنها کاری که کردند فرستادن پیام های تسلیت و همدردی و درخواست از همگان برای یاری آسیب دیدگان از زمین لرزه و در یک واژه چاپلوسی بود. این سیاسی کاران همه کاسه کوزه ها را بر سر رژیم بی آبروی ولایت فقیه شکستند و از به باد دادن میلیاردها تومان پول به جای هزینه کردن این پول ها در راه آسایش مردم گرفته تا دزدیده شدن کمک های فرستاده شده به مردم دردمند و درمانده و گندکاری های دیگر رژیم نوشتارها نوشتند و سخن ها راندند.

    اکنون زمان آن رسیده است که به جای چاپلوسی های مردم فریبانه و گفتن و نوشتن سخنان تکراری حقایق دردناکی که بسیار کسان را خوش نخواهد آمد گفته و نوشته شوند تا راهی برای درمان دردها پیدا شود. از شهر اهر آغاز می کنیم. در شهر اهر تنها یک بیمارستان ناکارآمد ساخته شده بود که برای ناکارآمد بودن آن پیش از زمین لرزه بیماران اهری برای درمان بیماری های خود به تبریز و شهرهای دیگر می رفتند اما در شهر اهر و پیرامون آن ده ها امام زاده یافت می شوند! در ورزقان و پیرامون آن با آن که ده ها امام زاده ساخته شده اند حتی آن بیمارستان الکی که در اهر ساخته شده است نیز وجود ندارد! در هریس و پیرامون آن با آن که ده ها امام زاده ساخته شده اند تنها یک بیمارستان نیمه کاره ساخته شده بود که آن را هم زمین لرزه ویران کرد! در سرتاسر آذربایجان در هر روستا می توان مسجد و حسینیه پیدا کرد اما در این روستاها درمانگاه و دبستان پیدا نمی شوند!

    هنگام روی دادن زمین لرزه واژه های فرهنگ آخوندی به فراوانی شنیده می شدند: یا حسین – یا ابوالفضل – یا امام رضا – یا امام زمان ………. روشن نیست که امام حسین که در دشت کربلا یک لیوان آب نتوانست پیدا کند و بیاشامد چگونه پس از مرگ خواهد توانست به داد آسیب دیدگان از زمین لرزه برسد؟! چگونه ابوالفضل هنگامی که نتوانست یک مشک آب را از میان دشمنان بگذراند پس از مرگ خواهد توانست زلزله زدگان را یاری کند؟! هر چند مدرک محکمی در دست نیست که امام رضا زهرخور شده باشد اما اگر فرض را بر این بگیریم که امام رضا با خوراندن زهر کشته شده است پس چگونه امام رضائی که هنگام بیماریش نتوانست خودش را درمان کند پس از مرگ خواهد توانست به یاری آسیب دیدگان از زمین لرزه بپردازد؟! و اما امام زمان که روشن نیست پس از صد میلیارد سال دیگر و شاید دویست میلیارد سال دیگر ظهور خواهد کرد و اکنون خدا او را مانند کادو بسته بندی کرده و برای روز ظهور در کمدی جای داده است چگونه خواهد توانست پیش از ظهور آسیب دیدگان از زمین لرزه را یاری کند؟!

    هم اکنون که زمین لرزه اهر و ورزقان و هریس را ویران کرده است اگر کسی به مردم این شهرها بگوید: ای مردم بیائید یاری کنید و پول بدهید تا بیمارستان بسازیم، همه خواهند گفت: پول نداریم، مگر نمی بینی زمین لرزه همه جا را ویران کرده است؟ برای ساختن بیمارستان از کجا پول بیاوریم؟ اما اگر آخوندی مفت خور به پیش همان مردم آسیب دیده از زمین لرزه برود و پس از خواندن چند روضه و نوحه و مرثیه بگوید: ای مردم پول بدهید تا گور فلان امام و یا امام زاده بازسازی شود همان مردم ندار و آسیب دیده از زمین لرزه گونی، گونی اسکناس درشت به همان آخوند مفت خور و مردمفریب خواهند داد تا گور فلان امام و یا امام زاده بازسازی شود و از ثواب این بازسازی آنها نیز بهره مند شوند! و آن آخوند مفت خور نیز همه آن پول ها را به جیب خواهد زد و خواهد خورد بی آن که گور فلان امام و یا امام زاده بازسازی شود!

    هم اکنون اگر یک مهندس به اهر و ورزقان و هریس برود و بگوید: ای مردم بیائید بدون پرداخت پول و به رایگان چگونگی ساختن ساختمان های پایدار در برابر زمین لرزه را به شما آموزش دهم، همه خواهند گفت: زمین لرزه همه جا را ویران کرده است و ما خسته و آزرده ایم و حال و حوصله آموزش و یادگیری و سخنرانی را نداریم! اما اگر آخوندی مفت خور به اهر یا هریس یا ورزقان رفته و بگوید: ای مردم به فلان مسجد بیائید تا برای شما روضه خوانی کنم و سپس دعائی بخوانم تا از شما بلا برگردد هزاران تن آماده شرکت در نمایش آخوند مفت خور خواهند بود! تا هم خودشان با دستان خودشان کلاه گشادی بر سرشان بگذارند و هم آن آخوند مفت خور با جیب های پر شده از پول های بادآورده رهسپار فریب گروهی دیگر از مردم آسیب دیده از زمین لرزه برای نان مفت خوردن از راه دین شود!

    نگرانی بسیاری از کسانی که در رویداد زمین لرزه آسیب دیده بودند و خانه هایشان ویران شده بود این بود که هنگام ریخته شدن سنگ و کلوخ به روی زمین و بلند شدن گرد و خاک به هوا آیا روزه آنها برای رفتن گرد و خاک به بینی و گلویشان باطل شده است یا نه؟! و آیا اگر کسی روزه اش با گرد و خاک زمین لرزه باطل شد باید کفاره بدهد و یا تنها به جای آوردن قضای آن روزۀ باطل شده کفایت می کند؟ دچار چه مصیبت بزرگی شدیم که پاسخ این مسأله ها را نمی دانیم! آیا باید پاسخ این مسائل مهم و سرنوشت ساز را در کتاب های توضیح المسائل حضرات آیات عظام پیدا کنیم و یا از حضرات حجج اسلام بپرسیم؟! راستی، اگر کسی در زمان رخ دادن زمین لرزه هنگام نماز خواندن بمیرد و نمازش نیمه کاره بماند نماز او درست است و یا ورثه کسی که مرده است و نمازش نیمه کاره مانده است باید به نمایندگی از وی نماز قضا بخوانند؟! ما که پس از ویران شدن خانه هایمان دستمان به بدن مرده ها و کشته شده ها خورد چگونه باید غسل مس میت را به جای آوریم؟! آیا تیمم بدل از غسل درست است یا نه؟!

    کسانی که در روز زمین لرزه به رادیو تبریز گوش می دانند به یاد دارند که آخوندی که از راه خر کردن مردم و خرسواری نان مفت می خورد درباره نماز آیات سخن می گفت که هنگام رخ دادن زمین لرزه و خورشیدگرفتگی و ماه گرفتگی باید نماز آیات که از نمازهای واجب است خوانده شود! نماز آیات از نمازهای واجب است و اگر کسی آن را بیدرنگ پس از زمین لرزه نخواند دچار گناه شده است و باید توبه کرده و قضای آن را بخواند! فلان کار هنگام خواندن نماز آیات مستحب است و فلان کار مکروه است! فلان حضرت ایة الله در فلان کتاب درباره نماز آیات چنین و چنان نوشته است و آن یکی ایة الله درباره نماز آیات فلان پرت و پلاهای آخوندی را نوشته است! فراخوان مردم برای شرکت در مراسم شب قدر و احیاء در مصلای تبریز در ماه مبارک رمضان که مبارک بودن آن با زمین لرزه و ویران شدن خانه های مؤمنان به خوبی دیده شد از دیگر برنامه های رادیو تبریز پس از رخ دادن زمین لرزه بود! همان مصلائی که امام جمعه آشغال تبریز و نماینده خامنه ای در آذربایجان یعنی آخوند پلید محسن مجتهد شبستری تا کنون هشتصد میلیارد تومان برای ساختن آن به باد داده است! تنها چیزی که در برنامه های رادیو تبریز پس از رخ دادن زمین لرزه سخنی از آن نبود خود زمین لرزه بود!

    و امــــــــــا، و اما حجاب، همان حجاب سیاهی و تباهی که رژیم گدایان مفت خور از آن ابزاری برای به زنجیر کشیدن نیمی از پیکره له شده مردمی که در دوزخ ولایت فقیه گرفتار شده اند یعنی زن ها ساخته و هر بلائی را که بخواهد به نام حجاب و عفاف بر سر زن هائی که هر ستمی بر آنها رفته است می آورد. در دوزخ ولایت فقیه بزرگترین گناهی که یک زن دارد این است که زن است! در دوزخ ولایت فقیه رهبر شدن زن خلاف شرع است! رئیس جمهور شدن زن خلاف شرع است! رئیس مجلس شدن زن خلاف شرع است! سفیر شدن زن خلاف شرع است! قاضی شدن زن خلاف شرع است! شرکت زن در مسابقات ورزشی خلاف شرع است! خواننده شدن زن خلاف شرع است! ابراز علاقه زن به مردی که دوستش دارد خلاف شرع است! ازدواج زن با مرد دلخواهش بدون اجازۀ پدرش خلاف شرع است! طلاق گرفتن زن از شوهر بدرفتارش خلاف شرع است! نگهداری زن از کودکانش پس از طلاق خلاف شرع است! گذرنامه گرفتن زن و یا رفتن او به کشورهای دیگر بدون اجازۀ پدر یا شوهرش خلاف شرع است! ….. خلاف شرع است ….. خلاف شرع است ….. خلاف شرع است …..

    در این میان آخوندهای آشغال و انگل رژیم گدایان مفت خور در سخنرانی های پر آب و تاب، بی حجابی و بدحجابی را دلیلی برای رخ دادن زمین لرزه می دانند! برای نمونه آخوند صدیقی امام جمعه موقت تهران چندین بار گفته است که برابر روایات و احادیث آخوندی بی حجابی خشم خدا را برخواهد انگیخت و زمین لرزه رخ خواهد داد و دلیل رخ دادن زمین لرزه بی حجابی و بدحجابی زن ها است! آخوندهای دیگر نیز چنین سخنانی را به فراوانی گفته اند. پس نیمی از شش میلیارد تن مردم جهان چون زن هستند و این سه میلیارد زن چون بی حجاب هستند باید همه جهان را زمین لرزه های خانه ویران کن با خاک یکسان کند! اما آیا به راستی چنین است؟ پس چرا در المپیک لندن که هنگام روی دادن زمین لرزه برگزار می شد زنان ورزشکار و نیمه برهنه در رشته های شنا و ژیمناستیک و رشته های ورزشی دیگر هنرنمائی کردند و لندن و شهرهای دیگر انگلستان با زمین لرزه ویران نشدند؟ چرا کشور ژاپن که از زمین لرزه خیزترین کشورهای جهان است و صد و بیست میلیون جمعیت دارد و شصت میلیون زن بی حجاب در آن زندگی می کنند با زمین لرزه ویران نمی شود؟

    هنگام تابستان از شش میلیارد انسان در جهان سه میلیارد تن از آنها که زن و دختر هستند در دریاکنارها و استخرها با پوشاک شنای زنانه که به آن بیکینی گفته می شود به همراه مردها آبتنی می کنند و شما اگر در موتورهای جستجوی اینترنتی با خط اینگلیسی واژه های:

    Bikini – Bikini Girls – Swimmer Girls – Swimmer Bikini Girls

    را تایپ کنید خواهید فهمید که سخن از چیست. پس چرا هیچ زمین لرزه ای هیچ کجای جهان را با شنای زن ها و مردهای نیمه برهنه ویران نمی کند؟ و چرا زمین لرزه تنها در دوزخ ولایت فقیه که نیمی از مردم آن یعنی زن ها با حجاب سیاهی و تباهی پارچه پیچ شده اند ویرانی و کشتار به بار می آورد؟ در زمین لرزه آذربایجان بیشتر کسانی که کشته و زخمی شدند زن بودند! همان زن هائی که با حجاب سیاهی و تباهی از انسان بودن درآمده و سوسک های سیاهی شده بودند که با باریدن سنگ و آجر له شدند! آری سوسک های سیاه پارچه پیچ شده با حجاب سیاهی و تباهی رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه و نه انسان هائی که حق زندگی برابر با مردان را دارند چرا که زن در رژیم آخوندی انسان نیست بلکه جانور و یا ماشینی است که می توان آن را خرید و فروخت! زن در رژیم ولایت فقیه یا ماشین جوجه کشی است یا دیگ خوراکپزی است یا ماشین رختشوئی است یا جارو برقی است و یا کتری چای است!

    هیچکدام از این گفتارها و نوشتارها درباره زنان دردآور نیستند، آن چه که دردآور است این است که خرافه ها و چرت و پرت های رژیم آخوندی بدبختانه و با اندوه فراوان در مغز همان زن هائی جای گرفته اند که با ستم های رژیم گنداب و لجن ولایت فقیه به زنجیر کشیده شده اند! هنگام زمین لرزه آذربایجان آن چه که درباره زنان دیده می شد این بود که هنگام گریز از خانه و رفتن به جاهای روباز در پی یافتن چادر، مانتو، روسری، مقنعه و هر چیزی برای حفظ حجاب و سپس گریز از خانه بودند! مردن در زیر ده ها تن سنگ و کلوخ برای این زن ها ترس نداشت بلکه بی حجاب بودن ترس داشت! شماره زنان بی باور به خرافه های آخوندی که هنگام زمین لرزه بدون حجاب به بیرون از خانه رفته بودند بیشتر از چند تن نبود! بیشتر زنانی که به بیرون از خانه گریخته بودند از این شاد بودند که هنگام زمین لرزه پوشاک تابستانی به تن داشته اند اما توانسته بودند از کمد و گنجه و هزار سوراخ سنبه دیگر چادر و مقنعه و مانتو و روسری پیدا کنند و بی حجاب نباشند! زنانی بودند که پیاپی خدا را شکر می کردند که هنگام زمین لرزه در گرمابه نبودند و ناچار نشده اند که برهنه و یا نیمه برهنه به بیرون بگریزند و برهنه و یا نیمه برهنه دیده شوند!

    در کدام یک از بخش های آذربایجان که دچار زمین لرزه شده بودند گشت های حجاب و عفاف و امنیت اخلاقی و سگ های گوش به فرمان رژیم آخوندی آماده بگیر و ببند بودند که این کارهای نابخردانه در آنجاها دیده می شدند؟ در بسیاری از روستاهای آذربایجان که زمین لرزه خانه ها را با خاک یکسان کرده بود و چند تن نیز کشته شده بودند دلنگرانی زن هائی که روی آوارها نشسته بودند این بود که ای وای جوراب سیاه نداریم و پاهایمان را مردان می بینند! ای وای کفش پنجه بسته سیاه رنگ نداریم و مردها اگر پاهایمان را ببینند ما گرفتار خشم خدا خواهیم شد! ای وای چادر سیاه رنگ ما زیر آوار مانده است و ما ناچاریم روسری به کار ببریم! ای وای روسری ما سیاه نیست و بخشی از موهایمان را مردها می بینند! درخواست این زن ها از کسانی که به این روستاها برای یاری آسیب دیدگان از زمین لرزه می رفتند یا چادر مشکی بود و یا جوراب سیاه و کفش سیاه و روسری سیاه و مقنعه سیاه! در سرتاسر جهان همه زن ها برای زیباتر شدن با یکدیگر رقابت می کنند و در دوزخ ولایت فقیه زن هائی که با تبلیغات گوشخراش و کر کننده رژیم ولایت فقیه شستشوی مغزی داده شده اند برای زشت تر شدن رقابت می کنند!

    این که رضاشاه آدم خوبی بوده است و یا آدمی بد به کنار، اما رضاشاه پس از رفتن به ترکیه به پیروی از آتاتورک و با راهنمائی های این مرد خردمند خواست حجاب سیاهی و تباهی را از میان بردارد. بدبختانه تنها کاری که رضاشاه توانست انجام دهد این بود که حجاب را از سرها برداشت اما از مغزها نتوانست بردارد! از این روی در انتحار اسلامی در سال ۱۳۵۷ حجاب سیاهی و تباهی دوباره به جایگاه پیشین خود بازگشت و زن های پارچه پیچ شده مانند سوسک های سیاهی شدند که در مجالس روضه و نوحه و مرثیه همچون کلاغ های سیاه قارقار می کنند! هم اکنون اگر کسی به ترکیه برود خواهد دید که این کشور در بسیاری زمینه ها حتی از کشورهای اروپائی نیز پیشرفته تر است بی آن که ترکیه نفت و گاز و بسیاری از کانی هائی که رژیم ولایت فقیه آنها را به باد می دهد داشته باشد! و بی آن که پرت و پلاهای رژیم آخوندی در این کشور درباره حجاب سیاهی و تباهی شنونده ای داشته باشند!

    برسیم به کشته شده های زمین لرزه و مراسم مرده پرستانه آخوندی و تشییع جنازه و مجالس شب اول و شب سوم و شب هفتم و مراسم شام غریبان و مجلس ختم و مجلس ترحیم و بیهوده کاری های نابخردانه و خرافی دیگری از این دست! خبرگزاری های رژیم آخوندی گزارش دادند که در همان آغاز کار، کسانی که خویشاوندانشان در زمین لرزه کشته شده بودند شانزده هزار مجلس خرافی و آخوندی مانند ختم و ترحیم برگزار کردند! اگر هر یک از این مجلس های خرافی یک تا دو میلیون تومان هزینه داشته باشند پس کمابیش بیست میلیارد تومان برای این خرافه کاری ها هزینه شده است! روشن است که بخش بزرگ این بیست میلیارد تومان هم به جیب گشاد آخوندها سرازیر شده است! البته پس از این همه ریخت و پاش های دینی تازه عید فطر از راه رسید و گردآوری فطریه ها برای آسیب دیدگان از زمین لرزه آغاز شد! مؤمنان و متدینان هم که دودستی زکات های فطریه را به علمای اعلام و روحانیون معزز و حجج اسلام و آیات عظام تقدیم کردند تا آن وجوه شرعیه را به نام یاری به آسیب دیدگان از زمین لرزه به جیب مبارک خودشان سرازیر کنند!

    سرانجام حضرت ایة الله العظمی دیکتاتور، علی خامنه ای هم برای آن که در مردمفریبی و خرسواری از دیگر آخوندها پس نماند به چند روستای ویران شده از زمین لرزه سر زد! اما واکنش در برابر این دیکتاتور تهی مغز و کله گچی چه بود؟ آیا این دیکتاتور آشغال سنگباران شد؟ آیا این ستمگر رانده شد؟ آیا بر علیه ضحاک زمان شعارهای تند و کوبنده داده شد؟ آیا یک یا چند آدم رگدار پیدا شدند و چند گلوله به مغز گندیده این زورگوی ستمگر شلیک کردند تا میلیون ها تن از ستم این دیکتاتور آسوده شوند؟ آیا بمبی بر سر راه این آشغال ترکید؟ آیا نارنجکی پرتاب شد؟ آیا ….. ؟ آیا ….. ؟ آیا ….. ؟ نه! هیچکدام از این کارهای دلاورانه که نشانه رگدار بودن و نرفتن به زیر بار ستم بود انجام نگرفتند! پس چه شد؟ در برابر خامنه ای گوسفند قربانی شد! برای این زورگوی ستمگر صلوات فرستاده شد! آوای گریه و زاری از هر سو بلند شد که: حضرت ایة الله ما را یاری کن! و ای سید اولاد پیغمبر ما را دعا کن! و ذلیل بازی های فراوان دیگری از این دست به فراوانی دیده شدند!

    ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬

    این سخنان تند هستند، درست است؟ درست است! این سخنان آزار دهنده و ناخوشایند هستند، درست است؟ درست است! این سخنان دردناک، درشت، سوزاننده، ناگوار، تلخ، گزنده و نیشدار هستند، درست است؟ درست است! این سخنان همانند سخنان آن سیاسی کارانی که می خواهند بر حقایق سرپوش بگذارند و راه چاپلوسی و مردمفریبی را در پیش گرفته اند نیستند، درست است؟ درست است! این سخنان ………. شاید کسانی بپرسند که ما چگونگی را در این نوشتار دیدیم و پذیرفتیم پس چه هنگام می توانیم به رهائی از این چگونگی برسیم و چه باید کرد؟

    پاسخ کوتاه و گویا شخم فرهنگی است، آری شخم فرهنگی! در سایه فرهنگ دور از خرد به جای مانده از زمان برده داری و شترچرانی است که هم اکنون رژیمی بر سر کار است که اقتصاد آن بر پایه مفت خواری، بانکداری آن بر پایه رباخواری، دادگستری آن بر پایه رشوه خواری، فرهنگ آن بر پایه خرافات، هنر آن بر پایه زوزه کشی و همه تار و پود آن بر پایه دروغ و مردمفریبی است. همچنان که زمین لرزه خانه ها را ویران می کند باید فرهنگ لرزه ای نه شش ریشتری بلکه شش هزار ریشتری مغزها و اندیشه ها را به تکان آورد و آن خانه های باورهای گندیده و پوسیده و خرافی که در مغز و پرده پندار بسیار کسان جای گرفته اند ویران و نابود شوند و باید فرهنگ زمان برده داری و شترچرانی که در سده بیست و یکم اندیشۀ خردمندانه باورمندان به این پرت و پلاها را از کار انداخته است نابود شود. در آن هنگام می توان امیدوار بود که زن ها گروه، گروه حجاب سیاهی و تباهی را در آتش خواهند انداخت و خود را از هزار بند و زنجیر رها خواهند کرد و انسان سالاری جایگزین مردپرستی و زن ستیزی خواهد شد. آن گاه زمان آن خواهد رسید که امام زاده ها و خرافه سراهای دیگر پس از ترکیدن دینامیت ها با خاک یکسان شوند. آن هنگام است که ریشه آخوندها و نان مفت خوردن از راه دین خواهد سوخت و سرانجام پس از شخم فرهنگی است که می توان زیستن در سرزمینی بهشت آسا که با اندیشه خردمندانه گردانده می شود را جایگزین زندگی بدتر از مرگ در دوزخ ولایت فقیه کرد.

  2. عکس شانزده تن از محافظان خامنه ای هنگام سفرش به آذربایجان

    محافظان حضرت ایة الله العظمی دیکتاتور، علی خامنه ای از دستچین شده ترین و سرسپرده ترین مهره های رژیم گدایان مفت خور هستند. این محافظان از میان بازجویان، شکنجه گران، تیر خلاص زن ها، مأموران اعدام و در یک واژه هارترین سگ های گوش به فرمان رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه برگزیده می شوند. همان بازجوها و شکنجه گرانی که در بند 209 زندان اوین و بند دو – الف سپاه پاسداران در زندان اوین برای آن که شناخته نشوند با چشمبند از زندانیان بازجوئی کرده و آنها را شکنجه می کنند و پس از سال ها کشتار و شکنجه و سرکوب دشمنان رژیم به عنوان محافظ ویژه خامنه ای برگزیده می شوند! کسانی که فیلم بازجوئی از خانم فهیمه دری نوگورانی همسر سعید امامی را دیده اند می دانند که سخن از چه کسانی است!

    پس از زمین لرزه آذربایجان در تاریخ بیست و یک مرداد 1391 ، خامنه ای ولی امر مفسدین جهان برای آن که در مردمفریبی و خرسواری از آخوندهای دیگر پس نماند در تاریخ بیست و شش مرداد 1391 راهی تبریز و چند روستای آسیب دیده از زمین لرزه شد. عکس زیر خامنه ای را به همراه شانزده تن از محافظانش نشان می دهد. دشمنان رژیم دیدگاه های سیاسی گوناگونی دارند. شما اگر ضد رژیم هستید دیدگاه سیاسی شما به جای خود، (با دیدگاه سیاسی شما کاری نداریم) اما در فرستادن این عکس به سایت ها و وبلاگ های ضد رژیم با هر دیدگاه سیاسی و انتشار آن کوشا باشید تا این دژخیمان دانه درشت رژیم اهریمنان دوزخی که اکنون بدون چشمبند چهره آنها به خوبی دیده می شود شناسائی شوند و ریشه ستم و ستمگران بسوزد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: