وقتی که کارد به استخوان می‌رسد!

تظاهرات اعتراضی مردم نيشابور عليه گرانی را بايد سرآغاز دور جديدی از اعتراضات و شورش‌های توده‌ای به شمار آورد که سرمنشأ آن، دشواری‌ها و فشارهای اقتصادی و معيشتی‌ست که از حدود تحمل کارگران و زحمتکشان فراتر رفته و کارد را به استخوان رسانده است! تظاهرات اعتراضی در يک شهر کوچک که اما به سرعت در پهنۀ کشور پيچيد و حکومتيان را سراسيمه و وحشت‌زده ساخت. اين سراسيمگی و وحشت‌زدگی حکومت اما بيش از آنکه از خطر ساز بودن نفس چنين حرکتی در يک شهر نسبتاً دورافتاده نشأت گيرد، در تأثيرات بلاواسطه آن بر شهرهای بزرگ‌تر و در مقياس تمام کشور نهفته است.این اقدام اعتراضی ،اگرچه به مردم نيشابور منحصر می‌شد، انگيزه و علل اين شورش و اعتراض اما عمومی و سراسری‌ست. شورش نيشابور غرش رعد در آسمان بی ابر نبود. ابر، آسمان سراسر کشور را پوشانده است و شرايط به غرش آمدن رعد در اين پهنه فراهم است و همين است که رژيم را به وحشت افکنده است.

شرايط شاق و طاقت فرسائی که بر عموم کارگران و زحمتکشان تحميل شده است بر کسی پوشيده نيست. افزايش سرسام‌آور قيمت‌ها و گرانی شديد و فزايندۀ کالاها و ارزاق عمومی، فشارهای اقتصادی و معيشتی کمرشکن و غيرقابل تحملی را بردوش توده‌های کارگر و زحمتکش افکنده است. قيمت تمام مايحتاج عمومی و از جمله مواد خوراکی بطور افسار گسيخته و روزمره در حال افزايش است. تنها در ظرف چند ماهی که از سال ۹۱ می‌گذرد، قيمت انواع گوشت، حبوبات، برنج، شير، پنير، ماست، قند و چای و انواع ميوه و سبزيجات حتا بر طبق آمارهای رسمی از ۴۰ تا ۱۰۰ درصد افزايش يافته است. آمار و ارقام واقعی، بسيار فراتر از آن چيزی است که منابع رسمی اعلام می‌کنند. قيمت اصلی‌ترين مايحتاج عمومی دو تا سه برابر افزايش يافته است. قيمت آرد و نان در مرداد ماه برای چندمين بار در سال ۹۱، ۳۰ درصد افزايش يافت. گوشت قرمز به قيمت‌های افسانه‌ای به فروش می‌رسد و مرغ با ۲۵۰ درصد افزايش به بالای ۸ هزار تومان و نزديک به ۹ هزار تومان رسيده است. قيمت دارو و درما و مسکن نيز مجدداً از ۳۰ تا ۷۵ درصد افزايش يافته است. رئيس کمسيون اقتصادی مجلس می‌گويد قيمت مسکن در تهران ۵/۱ برابر سانفرانسيسکو و ۸ برابر مادريد است! اجرای سياست‌های اقتصادی نئوليبرال، اکثريت مردم را با معضلات بزرگ اقتصادی و معيشتی روبرو ساخته است. قدرت خريد کارگران و زحمتکشان روز به روز کم‌تر می‌شود. تورم ۵۰ درصدی دمار از روزگار مردم درآورده است. اکثريت بسيار بزرگی از مردم زحمتکش علی‌رغم آنکه هر روز از خوراک و پوشاک خود می‌زنند و به خود گرسنگی می‌دهند و علی‌رغم آنکه هربار يک ماده غذائی را از سفرۀ بی‌رونق خود حذف می‌کنند، اما بازهم نمی‌توانند شکم خود و فرزندانشان  را سير کنند. گرانی‌های سرسام‌آور، کارگران و زحمتکشان و عموم تهيدستان را به زندگی در شرايط مادون حداقل رسانده است. ديوارهای لرزان تحمل فروريخته است. کارد به استخوان رسيده و نارضايتی توده‌ای از وضعيت موجود، جامعه را به آستانه انفجاری بزرگ رسانده است.

تظاهرات اعتراضی مردم مبارز نيشابور، بازتاب خشم و نارضايتی عمومی از وضعيت اسف‌بار موجود است. کارگران و تمام اقشار زحمتکش و کم درآمد مردم که مدت‌هاست زير بار گرانی کمر خم کرده و توان خريد گوشت قرمز بالای ۲۰ هزار تومان را ندارند، اين ماده غذائی ضروری را مانند ميوه از سفره غذائی خود حذف کرده‌اند، به اين اميد که بتوانند گوشت مرغ را جايگزين آن سازند. اما مرغ که تا چندی پيش کيلوئی ۳۵۰۰ تومان به فروش می‌رسيد، در ظرف کم‌تر از يکماه به ۸ هزار تومان و بيشتر از آن رسيد. عرضه مرغ دولتی به قيمت ۴۶۵۰ تومان که بلافاصله به ۵۲۰۰ و ۵۷۰۰ تومان افزايش يافت، به حدی ناچيز است که بسياری از مردمی که در صف‌های طولانی و هوای گرم تابستانی به اميد دريافت چند مرغ يخ زده ساعت‌ها انتظار کشيده و حاضر شده‌اند مرغ را کيلوئی ۱۲۰۰ تا ۲۲۰۰ تومان گران‌تر از نرخ قبلی بخرند، مجبورند دست خالی به خانه برگردند! چنين است وضعيت عرضه مرغ دولتی! و مگر مردم تا کی می‌توانند اين وضعيت اهانت‌آميز و اسف‌بار را تحمل کنند؟

اعتراض خيابانی مردم نيشابور نشان داد که مردم از وضعيت موجود به تنگ آمده‌اند و فشارهای اقتصادی و معيشتی از حد تحمل آن‌ها فراتر رفته و ديگر نمی‌خواهند به اين وضعيت تن دردهند. مردمی که از فشارهای روزافزون، از گرانی و از ظلم و ستم بی حد و حصر جان به لب گشته و ديگر تحمل وضعيت موجود را ندارند، بديهی‌ست که دست به اعتراض و تظاهرات بزنند و با شعارهائی عليه گرانی‌ها، عليه حکومت و سران غارتگر آن و برای تغيير وضعيت موجود وارد خيابان شوند!

به رغم آنکه بسياری از روحانيون و ديگر وابستگان حکومتی سعی کردند اين حرکت اعتراضی و خواست مردم را جزئی و غير مهم جلوه دهند، اما دستگاه حکومتی اقدام اعتراضی مردم نيشابور را، هشداری جدی تلقی کرده است! برخی از مرتجعين و ستمگران حاکم که هيچگاه طعم گرسنگی، فقر و نداری را نچشيده‌اند، کمبود مواد غذائی و گرسنگی مردم را، مسئله‌ای بی اهميت جلوه می‌دهند. اين‌ها به مردم توصيه می‌کنند که از مصرف گوشت خودداری کنند و به جای آن “اشکنه پياز داغ” بخورند! برخی ديگر مدام تکرار می‌کنند که برای آب و نان و مرغ انقلاب نکرده‌اند و بالاخره در پی تمام اين لاطائلات، از شناسائی معترضين سخن می‌گويند و مردم را تهديد می‌کنند که در برابر نظام و مسئولين آن قرار نگيرند!

پيوسته وعده داده می‌شود که به‌زودی کمبود و گرانی مرغ برطرف خواهد شد. اما رژيم جمهوری اسلامی و سران آن که در ناتوانی، ضعف و بن‌بست مرگباری گرفتار آمده‌اند، خوب می‌دانند که موضوع کمبود و گرانی، تنها به مرغ و کمبود عرضه آن در اين يا آن شهر و استان خلاصه نمی‌شود، بلکه اين کمبود  و گرانی، مشمول تقريباً تمام کالاهای مورد نياز مردم می‌شود. بعد از تظاهرات اعتراضی مردم نيشابور، مسئولين حکومتی قول دادند اقداماتی در رابطه با گرانی‌های اخير و گوشت مرغ انجام دهند. سازمان بازرسی کل کشور، “شورای دستگاه نظارتی” به رياست وزير اطلاعات! نيز در همين زمينه قول‌هائی به مردم دادند. عمال حکومت در حالی که سعی می‌کنند اين اميد را به جامعه تزريق کنند که مشکلات حل خواهد شد، اما عواقب گرانی‌ها و ترس از انفجار خشم و نارضايتی انباشته شده توده‌ها به حدی جدّی و پررنگ و هشدار دهنده است که مدام بر اين نکته تأکيد می‌کنند که نبايد گذاشت اين موضوع به يک “مسأله امنيتی” تبديل شود. در بازار آشفته‌ای که سرمايه‌داران آفريده‌اند، برخی از توليد کنندگان گوشت مرغ،  قيمت خوراک دام و کمبود آن را باعث گرانی می‌دانند، اما دولت ادعا می‌کند که به اندازه کافی خوراک دام وجود دارد. وزارت ارشاد از رسانه‌ها خواسته است با “دميدن روح اتحاد، توانائی خود اتکائی” را در جامعه “افزايش” دهند و به استقرار آرامش در جامعه ياری رسانند! از درون مجلس مرتب هشدار داده می‌شود که دولت بايد به هوش باشد و تا مردم آن را از قدرت پائين نکشيده‌اند، برای حل مشکلات اقتصادی کاری انجام دهد. اما اين هشدارها نيز کاری از پيش نبرده است و جلسات غير علنی مجلس و نمايندگان دولت پيرامون رسيدگی به مسئله گرانی‌ها و وضعيت وخيم اقتصادی نيز، هيچ گرهی از مشکلات موجود نگشوده است.

کمبود و گرانی گوشت مرغ و بحرانی که از اين ناحيه ايجاد گرديد، کار را به آنجا کشاند که “اتحاديه فروشندگان گوشت مرغ” نيز اعلام اعتصاب کردند. اعلام اعتصاب اتحاديه سراسری مرغداری‌های گوشتی در روز چهارشنبه ۱۱ مرداد، در اعتراض به “عدم واردات خوراک مرغ، عدم ترخيص به موقع نيازمندی‌های مرغداری‌ها و توزيع قطره چکانی خوراک دام در مقابل فروش زير قيمت هزينه شده و از همه مهم‌تر، اجبار، تهديد و ارعاب برای فروش مرغ زير قيمت هزينه شده”، نشانه ناتوانی آشکار دولت در اداره امور و از هم گسيختگی رشته‌های توليد است. مشکلاتی که بخش توليد از ناحيه تأمين ارز يا مواد اوليه و فروش مرغ زير قيمت هزينه شده عنوان می‌کند، ضمن آن که تضاد ميان باندهای حکومتی و بخش‌های مختلف اقتصادی به ويژه تجار و وارد کنندگان کالا و سرمايه‌داران بخش توليد را بازتاب می‌دهد، در عين حال نمودار بحران اقتصادی و سياسی بزرگی‌ست که تمام اقتصاد و تمام دستگاه حکومتی در آن فرورفته است. تشديد بحران و نابسامانی و بی برنامه‌گی در عرصه واردات و ترخيص کالا و اختصاص ارز و رقابت ميان باندهای حکومتی برای چنگ‌اندازی بر منابع مالی و سودبری بيشتر، کار را به آنجا کشانده است که برخی نمايندگان مجلس به اشاره خامنه‌ای و برای کوتاه کردن دست دولتيان در صدد ايجاد “ستاد ويژۀ اقتصادی متشکل از تمام نهادهای حکومتی” برآمده، و “شورای عالی اقتصاد” تشکيل داده‌اند تا تخصيص ارز به واردات کالاهای اساسی را خود در دست گيرند و آنطور که گفته‌اند  “توان توليد و ترخيص کالا از گمرکات” را “افزايش” دهند! اما صرف‌نظر از اختلافاتی که ميان دولت و در رأس آن احمدی‌نژاد از يک سو، و مجلس و خامنه‌ای از سوی ديگر وجود دارد، و صرف‌نظر از اين موضوع که چنين طرحی از هم‌اکنون با مخالفت احمدی‌نژاد روبرو گشته است، اما هر کس اين را می‌داند که معضلات اقتصادی موجود تنها به ترخيص کالا و تخصيص ارز و واردات کالاهای اساسی خلاصه نمی‌شود. بحران و رکود عميق اقتصادی که چندين سال است مانند بختکی بر اقتصاد ايران چمبره زده است و راهی برای حل آن در چارچوب نظم موجود وجود ندارد کما اينکه تمام تلاش‌های پيشين و تا کنونی طبقه حاکم در اين زمينه با شکست روبرو شده است. از اين گذشته اين واقعيت نيز بر هيچکس پوشيده نيست که در حال حاضر خودِ دولت بدهکار است. بدهکاری دولت به بانک مرکزی که از سال ۸۶ تا ۹۰ به مبلغ ۱۰ هزار و ۵۰۰ ميليارد تومان رسيده بود، در سال جاری حدود صد در صد افزايش يافته و به ۲۰ هزار و ۳۰۹ ميليارد تومان رسيده است. علاوه بر اين، بانک‌ها نيز به بانک مرکزی بدهکار هستند. بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی  که در سال گذشته ۴/ ۱۹ هزار ميليارد تومان بود، در سال جاری به ۳۷ هزار ميليارد تومان افزايش يافته است. مطالبات معوقه بانک‌ها نيز افزايش يافته است. به‌رغم تمام تلاش‌ها و بخشودگی‌هائی که در زمينه بازپرداخت مطالبات معوقه بانک‌ها به عمل آمده است اما اين مطالبات از ۳۳ هزار و ۵۰۰ ميليارد تومان در سال گذشته، به بيش از ۵۳ هزار ميليارد تومان در سال جاری افزايش يافته است که تمام اين‌ها به معنی کاهش قدرت نظام بانکی برای اعطای اعتبارات و  تسهيلات است. بنابراين روشن است که رژيم جمهوری اسلامی برای برون رفت از وضعيت موجود، کار زيادی نمی‌تواند انجام دهد. جمهوری اسلامی ممکن است با وارد کردن مقدار زيادی از يک کالا فرضاً مرغ، موقتاً کمبود اين کالای خاص را برطرف سازد اما نمی‌تواند معضل گرانی و معضلات اقتصادی مردم را برطرف سازد و راه حلی برای برون رفت از بحران ندارد. به ويژه آنکه تحريم‌های سياسی و اقتصادی وضعيت بحرانی را تشديد نموده است. گرچه برخی از سران و مسئولان حکومتی پيوسته اظهار می‌کنند که تحريم‌ها کم‌ترين تأثيری بر اوضاع اقتصادی نداشته و برخی پا را از اين هم فراتر گذاشته و مدعی شده‌اند که اين تحريم‌ها نه فقط هيچ تأثير بدی نداشته بلکه تأثيرات بسيار مفيدی هم در پی داشته است. اما تمام واقعيت‌های موجود نشان می‌دهند که تحريم‌های اقتصادی و تشديد و تداوم آن، اوضاع اقتصادی رژيم را بسی وخيم‌تر ساخته است. اين تأثيرات به حدی است که برخی از حکومتيان که تا ديروز از اوضاع اقتصادی تعريف و تمجيد می‌کردند و از بی اثری تحريم‌ها سخن می‌گفتند، اکنون که خطر شورش‌های شهری را بيخ گوش خود احساس کرده‌اند، از گرانی و بحران اقتصادی به عنوان يک مشکل جدی حکومت نام می‌برند تا آنجا که آخوند احمد جنتی در نماز جمعه ۱۳ مرداد تهران از وضعيت کنونی با عنوان “وضعيت جنگی” و “شرايط فوق‌العاده” ياد نمود و در عين حال اوضاع اقتصادی وخيم‌تری را به تصوير کشيد که همه بايد بسيج شوند و بر آن غلبه کنند!

واقعيت اين است که اوضاع اقتصادی پيوسته وخيم‌تر شده است و هيچ چشم‌اندازی برای بهبود اوضاع معيشتی و اقتصادی توده‌های مردم ديده نمی‌شود. بحران اقتصادی نظم سرمايه‌داری حاکم عميق‌تر شده است. گرانی و افزايش شديد قيمت ارزاق عمومی و ديگر کالاها و خدمات مورد نياز مردم، در مسير صعودی و بی بازگشت خود ادامه دارد و با تداوم وضعيت نابسامان و از هم گسيخته کنونی، کمبود کالا عموميت بيشتری خواهد يافت. توده‌های زحمتکش مردم از اين بابت تحت فشارهای بازهم بيشتری قرار خواهند گرفت. از سوی ديگر اخراج‌های گسترده و بيکار سازی‌های وسيع ادامه دارد. دستمزدهای واقعی روز به روز کاهش يافته و قدرت خريد کارگران پيوسته تنزل می‌يابد. فقر و نداری ميليون‌ها انسان را به فلاکت افکنده است. طناب گرسنگی بر گلوی ده‌هاميليون‌ انسان کارگر و زحمتکش روز به روز تنگ‌تر می‌شود و هيچ راهی در برابر توده مردم جز اعتراض آشکار به وضع موجود و جز اقدام عملی برای رهائی از چنگال فقر و گرسنگی باقی نگذاشته است. هيچ کارگری و هيچ فرد زحمتکشی نمی‌تواند در چنين شرايطی احساس آسودگی کند. وضعيت تحميلی کنونی طوری نيست که کارگران و زحمتکشان آنطور که شايسته يک انسان است، فکر، احساس و زندگی کنند. بنابراين کارگران و زحمتکشان ناچارند بکوشند از اين شرايط اسف‌بار رهائی يابند و موقعيتی بهتر و انسانی‌تر برای خود بدست آورند. بدون مبارزه عليه نظم حاکم چنين موقعيتی بدست نخواهد آمد. بديهی‌ست که طبقه حاکم در برابر کارگران و زحمتکشان می‌ايستد و از منافع خود دفاع می‌کند. به نسبتی که کارگران و زحمتکشان عزم به تغيير وضعيت موجود و برای آن اقدام کنند، به همان نسبت بورژوازی حاکم نيز مانند يک دشمن قسم خورده در مقابل‌شان خواهد ايستاد. بنابراين توده‌های تهيدست و بی‌چيز و قبل از همه کارگران بايد خود را برای اين رويارويی تجهيز و آماده کنند.

تظاهرات خيابانی مردم نيشابور در روز دوشنبه دوم مرداد عليه گرانی و عليه وضع موجود، نشان داد که کاسۀ صبر و تحمل مردم لبريز شده و کارد به استخوان رسيده است. اين تظاهرات اعتراضی، سرآغاز موج جديدی از اعتراضات وسيع توده‌ای  و طليعه شورش‌ها و قيام‌های شهری‌ست که با تمام توان بايد به استقبال آن شتافت. هر صف، هر گرد هم‌آئی و هر تجمعی را بايد به مکان و وسيله‌ای برای اعتراض و مبارزه عليه رژيم تبديل کرد. برای رهائی از شرايط مشقت‌بار کنونی ، برای پايان دادن به دشواری‌ها و تنگناهای متعدد اقتصادی و معيشتی که جمهوری اسلامی بر آحاد مردم زحمتکش ايران تحميل نموده است، راه ديگری جز قيام و انقلاب وجود ندارد.

متن کامل نشریه کار شماره ۶۲۷ در فرمت پی دی اف

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: