برنامه رادیو دمکراسی شورایی، جمعه ۶ مرداد

برنامه‌های امروز شامل: تفسير سياسی ايران در هفته‌ای که گذشت – گزارش اين هفته با عنوان «پسرم مرد من يتيم شدم»، و مروری بر زندگی سياسی و آموزش‌های کارل مارکس، خواهد بود.

برای شنیدن برنامه روز رادیو دمکراسی شورایی، این‌جا را کلیک کنید

همين جا گوش کنيد:

یا از ابزار پخش 4shared  در زیر استفاده کنید:

http://www.4shared.com/mp3/j0SHLNnH/06mordad.html

امکان دانلود يا گوش کردن مستقيم از سايت سازمان فدائیان (اقلیت) mp3

امکان دانلود يا گوش کردن از طريق سايت راديو دمکراسی شورائیMP3

امکان دانلود يا گوش کردن مستقيم برنامۀ امروز در mp3-4shared

سرتيتر تفسيرهای سياسی اين هفته:

تظاهرات مردم نیشابور الگویی برای مردم شهرهای دیگر

خامنه‌ای در موضعی تدافعی

بدرود با یاران و شنوندگان رادیویی “ایران در هفته‌ای که گذشت

برای شنیدن برنامه یا خواندن مشروح تفسير هفته روی موضوع دلخواه کلیک کنید

تفسیرهای سیاسی

تظاهرات مردم نیشابور الگویی برای مردم شهرهای دیگر

روز دوشنبه این هفته مردم نیشابور در اعتراض به گرانی و کمبود کالاها که زندگی را بر عموم توده‌های زحمتکش سراسر ایران به نحو غیر قابل تحملی دشوار کرده است، به تظاهرات خیابانی روی آوردند.

در ظاهر، این اعتراض به کمبود و گرانی گوشت مرغ رخ داد. در واقعیت اما اعتراضی به افزایش روزافزون بهای عموم کالاهاست که به ویژه در طول نزدیک به دو سال اخیر، لحظه‌ای متوقف نشده و مدام شرایط زندگی زحمتکشان را وخیم‌تر کرده است.

بهای اصلی‌ترین احتیاجات معیشتی مردم در این فاصله د و تا سه برابر شده، در حالی که دستمزد و حقوق کارگران و کارمندان رده‌های پایین دستگاه دولتی، بازنشستگان و عموم زحمتکشان تقریباً ثابت مانده و بالنتیجه سطح زندگی آن‌ها پیوسته تنزل نموده است.

تظاهرات مردم نیشابور بازتاب خشم و نارضایتی عمومی از این اوضاع اسف‌بار بود.

ساعت‌ها ایستادن در صف‌های طولانی و تحمل گرمای تابستانی برای خرید مرغ ظاهراً ارزان‌تر دولتی، اما اغلب، بازگشتن به خانه با دست خالی، بدیهی‌ست که موجب فوران خشم توده‌ای گردد. مردم نیشابور که دیگر تحمل این وضع برای‌شان دشوار شده است، اعتراض خود را از همان صف‌های طولانی با شعار مرگ بر گرانی، ننگ بر گرانی، دولت بی‌لیاقت استعفا، استعفا آغاز نمودند و در خیابان‌های اصلی شهر تظاهرات و راه‌پیمایی برپا کردند. با پیوستن توده‌های وسیع مردم به این اعتراض، تظاهرات ابعاد وسیعی به خود گرفت و عبور و مرور وسایل نقلیه در شهر متوقف گردید.

مقامات محلی از جمله معاونین فرماندار، دادستان و فرمانده نیروی انتظامی نیز که کوشیدند با توجیهات همیشگی خود، مردم را آرام کنند، با شعارهای ضد دولتی مردم خشمگین روبرو شدند.

جمعیت تظاهرات‌کننده به قدری گسترده بود که نیروی سرکوب پلیس جرأت نکرد به مقابله با مردم خشمگین و معترض برخیزد. گویا آن‌ها این را نیز می‌دانند که اکنون در ایران خشم و نارضایتی مردم به حدی عمیق است که چنان‌چه بخواهند به مقابله با مردم برخیزند، می‌تواند به بحرانی بزرگ و سراسری بیانجامد.

معهذا، دادستان مرتجع این شهر که گویا با حقوق کلان، دزدی و رشوه‌خواری، در ناز و نعمت به سر می‌برد و نمی‌داند توده‌های زحمتکش مردم چه می‌کشند، به تکرار یاوه‌سرایی‌های خمینی شیاد پرداخت و مردم را تهدید کرد.

او با اشاره به شعارهای مردم علیه رژیم گفت: “من خیلی عذرخواهی می‌کنم که برای یک یا دو عدد مرغ بیاییم در خیابان‌ها راه برویم، شعار بدهیم. ما انقلاب نکردیم برای نان و آب.” این مرتجع با تهدید مردم افزود: “آقایان و خانم‌هایی که از گوشه و کنار آمدند و به این غائله پیوستند و شعارها و حرف‌هایی را زدند، همه این‌ها ثبت شده است و شناسایی شده است. ما بنای‌مان بر مداراست، اما خدا نکند روزی برسد که در شعار و عمل بخواهید حرکاتی را انجام دهید که در مقابل نظام و مسئولین عالی نظام قرار بگیرید، چند ساعت تردد در همین خیابان امام، میدان امام، چهارراه انقلاب اخلال ایجاد شده است.”

این تهدیدات دادستان مرتجع نیشابور، البته توخالی‌ست. در اوضاع بحرانی کنونی ایران که هر لحظه امکان بروز انفجار بزرگ خشم و نارضایتی در سراسر ایران وجود دارد، سران و مقامات رژیم هم می‌دانند که قادر به مقابله با جنبش‌هایی که نیروی محرکه آن‌ها کارگران و زحمتکشان‌اند، نیستند. آن‌ها می‌دانند که اگر این جنبش‌های توده‌ای سراسری شود، بساط تمام رژیم را یک‌سره برمی‌چینند و امثال دادستان نیشابور جزو اولین کسانی خواهند بود که عبا و عمامه برمی‌دارند و خود را مخفی می‌کنند، تا از خشم مردم در امان بمانند.

بنابراین، دیگر مقامات محلی رژیم با التماس و عذرخواهی از مردم خواستند که به تظاهرات پایان دهند، و تا فردا لااقل مرغ مورد نیاز مردم را با قیمت ۴۷۰۰ تا ۵۲۰۰ تومان در اختیار آن‌ها قرار خواهند داد.

معاونت برنامه‌ریزی فرمانداری از تشکیل فوری ستاد تنظیم بازار به ریاست فرماندار خبر داد و افزود از شهرهای مجاور خواستیم به فوریت ۲۰ تن مرغ به نیشابور بفرستند و فردا توزیع خواهد شد.

اما مشکلی که رژیم برای مردم ایجاد کرده است، با وارد کردن مقداری مرغ و افزایش یکی دو، شعبه در این یا آن شهر برطرف شدنی نیست. در سراسر ایران و تمام شهرها وضع بر همین منوال است.

رئیس اداره صنعت، معدن و تجارت نیشابور هم این واقعیت را کتمان نمی‌کند و می‌گوید: مشکل کمبود مرغ به نیشابور محدود نیست، بلکه در کل استان همین وضعیت است. اما مشکل به این یا آن استان هم محدود نمی‌شود. مردم تمام استان‌ها با مشکل روبرو هستند و حتا مرغ کیلویی ۸ هزار تومانی هم کمیاب است. اما گرانی و کمیابی مرغ فقط یکی از معضلاتی‌ست که در این لحظه برجسته شده است. گرانی و حتا کمیابی مربوط به عموم کالاهاست. لحظه به لحظه بهای کالاهای مورد نیاز روزمره مردم افزایش می‌یابد و توأم با آن کمیاب نیز می‌شوند. در همین فاصله‌ی چند ماهی که از سال جاری می‌گذرد، نرخ تورم از ۵۰ درصد نیز فراتر رفته است. حتا آمار ارائه شده از سوی بانک مرکزی رژیم در مورد قیمت خرده فروشی کالاهای اساسی در مقایسه با یک سال پیش نشان می‌دهد که بهای بسیاری از کالاهای ضروری مصرفی نظیر شیر، پنیر، گوشت، مرغ، انواع میوه‌ها و سبزیجات، جبوبات بین ۴۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش یافته است. آمار و ارقام واقعی اما، بسیار فراتر از آن چیزی ست که بانک مرکزی اعلام کرده است.

نارضایتی توده‌های کارگر و زحمتکش مردم ایران از این گرانی اکنون به مرحله‌ای رسیده است که حتا مقامات رژیم نیز از بروز قیام و شورش‌های توده‌ای در وحشت به سر می‌برند.

نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس می‌گوید: با چند شعبه توزیع مرغ نمی‌توان مهار تورم کرد. دولتمردان باید به هوش باشند تا مردم آن‌ها را از قدرت پایین نکشیده برای حل مشکلات اقتصادی کشور کاری صورت دهند. اگر به داد مردم نرسیم با مشکل مواجه خواهیم بود. نارضایتی مردم نسبت به مشکلات موجود به ویژه گرانی و تورم فعلی کشور، زنگ خطری برای برخی دولتمردان است.”

تظاهراتی که در نیشابور رخ داد، تنها سرآغاز موج وسیعی از اعتراضات، تظاهرات، شورش‌ها و قیام‌هایی خواهد بود که از این پس در استان‌ها و شهرهای مختلف رخ‌ خواهد داد. این تظاهرات به الگویی برای مردم شهرهای دیگر تبدیل خواهد شد.

دیگر کارد به استخوان رسیده است. کارگران و زحمتکشان دیگر نمی‌توانند بار این همه فشار را تحمل کننند. هیچ چشم‌اندازی هم برای بهبود اوضاع متصور نیست. بحران اقتصادی نظم سرمایه‌داری عمیق‌تر شده است. سیاست‌های اقتصادی سرمایه‌داران با شکست روبرو شده است. در وضعیت از هم گسیخته‌ی اقتصادی موجود، بهای عموم کالاها باز هم افزایش خواهد یافت و کمبود کالاها نیز عمومیت بیش‌تری خواهد یافت. لذا از هم اکنون می‌توان انتظار رشد و گسترش جنبش‌های اعتراضی مردم را در سراسر کشور داشت. مردم نیشابور، پیشتاز اعتراض به فقر، گرانی، بیکاری و گرسنگی موجود شدند. مردم شهرهای دیگر نیز از این تجربه می‌آموزند و علیه فقر، گرسنگی، گرانی و بیکاری به پا می‌خیزند. تجربه به قدر کافی به عموم توده‌های مردم سراسر ایران آموخته است که هیچ بهبودی در اوضاع، تحت حاکمیت جمهوری اسلامی رخ نخواهد داد. لحظه‌ی سرنگونی این رژیم نزدیک‌تر شده است.

خامنه‌ای در موضعی تدافعی

با تشدید و گسترش بحران‌های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی، ورشکستگی سیاست‌های جمهوری اسلامی به نقطه‌ای رسیده است که گروه‌های رقیب خامنه‌ای، مستقیم‌ و غیر مستقیم حملات خود را به وی تشدید کرده و او را مسبب تمام بحران‌ها و ورشکستگی رژیم معرفی می‌کنند.

اظهارات هفته گذشته وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی و سپس احمد خاتمی، عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان و امام جمعه تهران، بازتاب موقعیت متزلزل خامنه‌ای همراه با تشدید بحران‌ها بود.

وزیر اطلاعات در سخنرانی خود گفت: “برخی اظهارات همراهان فتنه در ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که آن‌ها تلاش دارند تا مسایل کشور به خصوص گرانی‌های اخیر را متوجه شخص رهبری کنند تا ولایت فقیه را زیر سؤال ببرند.” وی افزود: “آن‌ها می‌خواهند با اعتبارزدایی و زیر سؤال بردن کارنامه رهبری، برخی کم‌کاری و ندانم‌کاری‌ها را متوجه رهبر بدانند.”

پوشیده نیست از آن‌جایی که خامنه‌ای، از حامیان سفت و سخت احمدی‌نژاد و سیاست‌های او در مقابل گروه‌های رقیب بود و این سیاست‌ها بحران‌های رژیم را تشدید کردند، اشاره وزیر اطلاعات به گروه‌هایی امثال اصلاح‌طلبان و طرفداران رفسنجانی‌ست. می‌دانیم که گرچه همه باندهای درون هیئت حاکمه و گروه‌های طرفدار جمهوری اسلامی از همان آغاز، خواهان اجرای سیاست‌های اقتصادی انحصارات امپریالیستی، به ویژه نئولیبرالسیم اقتصادی بوده و هستند، اما خامنه‌ای بود که نه تنها پیگیرانه از واگذاری مؤسسات دولتی به بخش خصوصی و دیگر سیاست‌های مرتبط با آن دفاع و حمایت کرد، بلکه بر سر اجرای سیاست آزادسازی قیمت‌ها که از روز اول هم روشن بود، مردم زحمتکش ایران را به سوی فقر و گرسنگی وحشتناکی سوق خواهد داد، از احمدی‌نژاد و پیشبرد این سیاست ضد کارگری حمایت نمود.

اما نئولیبرالیسم در ایران نیز همانند کشورهای دیگر با شکست و تشدید بحران اقتصادی، اوضاع رژیم را پیچیده‌تر کرد. تشدید بحران اقتصادی، افزایش رکود، بیکاری، گرانی و فقر بر دامنه‌ی نابسامانی‌های اجتماعی افزود و از این جهت نیز وضعیت رژیم را بحرانی‌تر کرد. تشدید اختناق و سرکوب، فساد درونی رژیم را به نهایت خود رساند تا جایی که تمام مقامات و ارگان‌های رژیم در فساد مالی، دزدی، اختلاس و رشوه‌خواری غرق شدند. در عرصه سیاست خارجی نیز، مناسبات رژیم با تمام کشورها و دولت‌ها وخیم‌تر شد و نزاع با قدرت‌های اروپایی و آمریکا به درجه‌ای افزایش یافت که تحریم‌های اقتصادی و از جمله تحریم خرید نفت و معامله و مناسبات با بانک‌های جمهوری اسلامی به مرحله اجرا درآمد. بدیهی‌ست که در یک چنین شرایطی که بحران‌های جامعه و رژیم به شدت حاد شده‌اند، تضادها و کشمکش‌های درونی رژیم افزایش یابند و گروه‌های رقیب خامنه‌ای، خامنه‌ای حملات خود را به او تشدید کنند و وی را در موضعی تدافعی قرار دهند.

از همین روست که در این هفته خامنه‌ای، مقامات دولتی طرفدار خود را به بهانه رمضان فراخواند تا در جمع آن‌ها از مواضع و سیاست‌های خود دفاع کند، اما کاملاً روشن بود که این دفاعی‌ست از موضع ضعف.

خامنه‌ای گفت: آن‌هایی که می‌گویند، آرمان‌گرایی با واقع‌بینی نمی‌سازد، بدانند که آرمان‌گرایی از واقعیات مسلم و عینی جامعه است، گرچه بدون توجه به واقعیات خیال‌پردازی‌اند. البته منظور وی از آرمان‌گرایی همان ارتجاع مذهبی و تلاش برای اجرای قوانین و مقررات ارتجاعی اسلامی در جامعه و پیشبرد اهداف و سیاست‌های توسعه‌طلبانه‌ی پان اسلامیستی در خارج از مرزهای ایران است. او در توجیه سیاست‌های شکست خورده خود و رژیم‌اش گفت: البته تصور دستیابی به آرمان‌ها، بدون دادن هزینه، لغزش‌گاه است و تکیه بر بخشی از واقعیت و ندیدن مسایل واقعی در کنار یکدیگر، لغزش‌گاه دیگری‌ست.

او گرچه در این گفتار خود ضمنی اعتراف می‌کند که رژیم‌اش با شکست روبرو شده، اما آن‌ها را هزینه‌هایی می‌داند که اسلام‌گرایی با خود دارد و لذا اگر این رژیم، سر تا پا در بحران فرو رفته و توده‌های مردم را به فقر و بدبختی و اسارت محکوم کرده است، مشکلی نیست، این‌ها هزینه‌های اسلامی‌گرایی‌ست. او سپس به اصل مسئله می‌پردازد و می‌کوشد چنین وانمود کند که سرمنشأ بحران‌های موجود و معضلات بی‌شمار مردم ایران نتیجه‌ی کارکرد نظم اقتصادی – اجتماعی سرمایه‌داری، موجودیت جمهوری اسلامی، عملکرد و سیاست‌های رژیم نیست، بلکه نتیجه‌ی سیاست‌های “مستکبران” است و می‌گوید: “مقابله چند دولت مستکبر با جمهوری اسلامی و فشار روزافزون و پیچیده‌ی آن‌ها واقعیتی‌ست که نباید نادیده گرفته شود.”

خامنه‌ای تاکنون به این صراحت از موضع ضعف و ناتوانی رژیم سخن نگفته بود. او تا به امروز حتا تأثیر جنبی و فرعی تحریم‌ها را بر اوضاع اقتصادی رژیم انکار می‌کرد، اکنون گویا مسبب تمام خرابی اوضاع، بحران‌های متعدد، وخامت وضعیت مادی و معیشتی مردم، و خلاصه شکست تمام سیاست‌های رژیم، چند دولت مستکبر هستند که با “فشار روزافزون و پیچیده” به مقابله با جمهوری اسلامی برخاسته و خرابی اوضاع را به بار آورده‌اند. نه فقط در عرصه داخلی، بلکه در عرصه خارجی نیز کارساز بوده‌اند.

وی می‌افزاید: “این چند دولت مستکبر که دارای توانایی‌های سیاسی و اقتصادی و رسانه‌ای هستند با دستگاه رسانه‌ای و تبلیغاتی انصافاً قوی خود، سعی می‌کنند خود را جامعه بین‌المللی جا بزنند.” خامنه‌ای در عین حال که می‌پذیرد در عرصه سیاست خارجی نیز با مشکلات جدی روبرو شده است و این دولت‌های زورگو، یک سیاهی لشکر هم دارند که به مقابله با سیاست‌های رژیم برخاسته‌اند، به رقبای خود می‌گوید که اگر عقب‌نشینی می‌کردیم و انعطاف نشان می‌دادیم، دشمن گستاخ‌تر می‌شد. اما اکنون چه؟ او ادامه می‌دهد و می‌گوید راه دیگری برای جمهوری اسلامی، جز ادامه سیاست‌های موجود وجود ندارد. در عرصه اقتصادی هم باید سیاست نئولیبرال به نفع سرمایه‌داران بخش خصوصی ادامه یابد، با سیاست‌های کلی اصل ۴۴، برای “توانمندسازی بخش خصوصی” تلاش کرد و “اقتصاد مقاومتی” به وجود آورد. اقتصاد مقاومتی هم یعنی این که فشار بر توده‌های کارگر و زحمتکش را افزایش داد، تا شاید “راه مقابله با فشارهای اقتصادی” باشد.

خامنه‌ای پس از آن که در مقابل گروه‌های موسوم به اصلاح‌طلب و کارگزاران طرفدار رفسنجانی، سعی می‌کند از سیاست‌های خود دفاع کند، به سراغ سران باندهای حاکم رژیم می‌رود و به آن‌ها توصیه می‌کند که در اوضاع وخیم و بحرانی کنونی از اختلافات و رسانه‌ای کردن این اختلافات پرهیز کنند.

لذا گفت: “واقعیت این است که مشکلات وجود دارند. اما نباید آن‌ها را گردن این و آن انداخت. معتهم کردن متقابل سه قوه بسیار مضر است و مسئولان هم بدانند که این کارها در بین مردم برای آنان هیچگونه آبرو و وجهه‌ای ایجاد نمی‌کند.” توصیه‌های گذشته عملی نشد و اکنون نیز عملی نخواهد شد. تا وقتی که بحران هست، درگیری و نزاع جناح‌ها، گروه‌ها و باندهای متعدد جمهوری اسلامی‌ادامه خواهد یافت.

تمام توجیه‌گری خامنه‌ای و تلاش او برای تبرئه خود و توصیه‌اش به گروه‌های رقیب، در اوضاع بحرانی موجود تغییری ایجاد  نخواهد کرد.

وخامت اوضاع به نقطه‌ای رسیده است که فقط یک انقلاب اجتماعی می‌تواند چاره‌ساز و راه حل تمام بحران‌ها و انبوه معضلات جامعه و توده‌های مردم ایران باشد.

روی آوری به انقلاب، سرنگونی جمهوری اسلامی، استقرار حکومت شورایی کارگران و زحمتکشان و گذار به سوسیالیسم وظیفه‌ای‌ست مبرم در برابر کارگران و زحمتکشان ایران.

بدرود با یاران و شنوندگان رادیویی “ایران در هفته‌ای که گذشت”

از ۶ سال پیش که رادیو صدای دمکراسی شورایی، فعالیت خود را آغاز کرد، “ایران در هفته‌ای که گذشت”، یکی از برنامه‌های ثابت قدم رادیو بود که بی وقفه تا به امروز ادامه یافت.

هدفی که این برنامه دنبال می‌کرد، هم‌چون تمام برنامه‌های صدای دمکراسی شورایی، دفاع از منافع و خواست‌های کارگران و زحمتکشان، دفاع از سوسیالیسم و برقراری دمکراسی شورایی در ایران، دفاع از حقوق و مطالبات زنان و عموم توده‌های ستم‌دیده مردم ایران و انعکاس مبارزات توده‌های کارگر و زحمتکش علیه رژیم ستم‌گر بورژوایی – مذهبی جمهوری اسلامی و طبقه سرمایه‌دار حاکم بر ایران بود.

از همین روست که این برنامه مورد استقبال طیف وسیعی از شنوندگان رادیو در داخل و خارج از کشور قرار گرفت. استقبال از این برنامه رادیویی باعث گردید که حتا برخی رادیو، تلویزیون‌های فارسی‌زبان دولتی برون مرزی نیز که تا پیش از این یک برنامه سیاسی ویژه از رویدادهای هفته برای روز جمعه نداشتند، کمابیش با نامی مشابهِ “ایران در هفته‌ای که گذشت” آن را به برنامه‌های خود بیافزایند. اما تفاوتی اساسی وجود داشت.

برنامه روزهای جمعه صدای دمکراسی شورایی، مهم‌ترین مسایل و رویدادهای سیاسی ایران را با نگرشی سوسیالیستی از موضع طبقه کارگر مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌داد و راه حل‌ مشخصی برای هر مسئله مورد بحث ارائه می‌داد. لذا متمایز از تحلیل‌های ژورنالیستی و بی محتوای رسانه‌های بورژوایی بود که هرگز نمی‌توانند به عمق مسایل سیاسی و اجتماعی پی ببرند و اساساً ایدئولوژی بورژوایی فقط سطح پدیده‌ها را می‌بیند واز دیدن آن‌چه که در پشت ظاهر پدیده پنهان است، عاجز می‌باشد.

بدیهی‌ست که آن‌چه در این‌جا عمل می‌کند، نفع طبقاتی بورژوایی‌ست. نظریه‌پردازان رنگارنگ بورژوازی هم وظیفه‌ای جز این ندارند که این سطحی‌نگری را تئوریزه کنند و کارمندان، نویسندگان و مجریان رسانه‌های بورژوایی به تبلیغ و ترویج آن‌ها بپردازند.

این رسانه‌ها در همان حال که در لابلای تمام برنامه‌های خود، موضع بورژوایی را تبلیغ و ترویج می‌کنند وسیاست‌های خود را پیش می‌برند، در ظاهر ادعای بی‌طرفی دارند و از همین روست که اغلب، راه حل مشخصی هم بر سر مسایلی که مطرح می‌کنند، ارائه نمی‌دهند.

لذا برنامه سیاسی ویژه روز جمعه آن‌ها چیزی جز پشت سر هم ردیف کردن اخبار روزهای هفته از کار درنیامد.

“ایران در هفته‌ای که گذشت” برنامه صدای دمکراسی شواریی اما هرگز پنهان نکرد که کاملاً جانب‌دار است. از دیدگاه طبقه کارگر و منافع این طبقه، به بررسی و تحلیل مسایل و رویدادهای هفته در ایران می‌پردازد و آن‌چه راهنمای تحلیل‌اش بود، نگرش مارکسیستی و جهان‌بینی ماتریالیستی – دیالکتیکی بود. این برنامه تلاش نمود تا جایی که می‌تواند به ارتقای سطح آگاهی کارگران و زحمتکشان، سازماندهی و اتحاد کارگران یاری رساند و صدایی باشد در اشاعه سوسیالیسم و فرا خواندن کارگران به سرنگونی نظام سرمایه‌داری.

پخش برنامه‌های رادیو صدای دمکراسی در اوایل هفته آینده متوقف خواهد شد. جمعه این هفته آخرین برنامه “ایران در هفته‌ای که گذشت” پخش می‌گردد. با سپاس از تمام رفقای رادیو صدای دمکراسی شورایی که در این ۶ سال به پخش این برنامه یاری رساندند، با آرزوی پیروزی طبقه کارگر و برقراری سوسیالیسم در ایران و جهان، به شنوندگان “ایران در هفته‌ای که گذشت” بدرود می‌گوییم.

800×600

Normal
0

false
false
false

EN-CA
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:»Table Normal»;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-parent:»»;
mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
mso-para-margin:0cm;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:10.0pt;
font-family:»Calibri»,»sans-serif»;
mso-bidi-font-family:Arial;}

تظاهرات مردم نیشابور الگویی برای مردم شهرهای دیگر

خامنه‌ای در موضعی تدافعی

بدرود با یاران و شنوندگان رادیویی “ایران در هفته‌ای که گذشت

برای شنیدن برنامه یا خواندن مشروح تفسير هفته روی موضوع دلخواه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: