بيانيه سازمان فدائيان (اقليت) پيرامون تشدید تحریم‏ها، احتمال بروز جنگ و راه مقابله با آن

کارگران، زحمتکشان، مردم مبارز ايران!

تنش و نزاع ميان جمهوری اسلامی و دولت امپرياليستی آمريکا و متحدين وی در حالی بالا گرفته است که وضعيت اقتصادی و سياسی رژيم به شدت وخيم است. بحران و رکود اقتصادی به حد کم سابقه‌ای تشديد گشته است. توقف و تعطيلی کارخانه‌ها، اخراج و بيکارسازی کارگران با شتاب فزاينده‌ای ادامه دارد. از اوائل سال جاری تا کنون صدهاهزار کارگردرسراسرکشوراخراج شده و به صفِ هشت میلیونی بیکاران پیوسته اند. صدهاهزارکارگر ديگر در يک قدمی اخراج و بيکاری قرار گرفته‌اند. بيکاری به معضل بزرگ جوانان و اکثريت خانواده‌ها تبديل شده است. آزادسازی قيمت‌ها و اجرای سياست‌های اقتصادی نئوليبرال، سطح معيشت کارگران و عموم زحمتکشان را در معرض شديدترين تهاجمات غارتگرانه قرار داده است. گرانی روزمرّه کالاها و خدمات مورد نياز مردم و افسارگسيختگی افزايش قيمت‌ها و نرخ تورم، دستمزدهای واقعی و قدرت خريد کارگران را به طرز وحشتناکی کاهش داده است. با دستمزدهای ماهانه، به زحمت می‌توان هزينه حتا يک هفته يک خانوار کارگری را تأمين کرد. اين در حالی‌ست که ميليون‌ها کارگر ديگر حتا از همين دستمزدهای ناچيز نيز محروم‌اند. رژيم سرمايه‌داری جمهوری اسلامی با اجرای يک رشته سياست‌های اقتصادی، فقر و بيکاری و گرسنگی کم‌نظيری را بر ميليون‌ها کارگر و زحمتکش و اعضای خانواده آن‌ها تحميل نموده و روزگار اين اقشار زحمتکش و کم‌درآمد را، به معنای واقعی سياه کرده است. معضلات اجتماعی ناشی از اين وضعيت نیز افزایش يافته است. فقر و فلاکت و اعتياد فوق‌العاده گسترش يافته است. فحشا و تن‌فروشی، پديده کودکان کار و خيابانی، تجاوز، قتل، سرقت، ناامنی و معضلات ديگری از اين دست به نحو کم‌سابقه‌ای افزايش يافته و مجموعه اين معضلات، جامعه را به قهقرا سوق داده و اکثريت بزرگی از مردم زحمتکش و تهيدست را به تيره ‌روزی افکنده است.

کارگران، زحمتکشان، مردم مبارز ايران!

بحران‌های سياسی رژيم جمهوری اسلامی کم‌تر از بحران و رکود اقتصادی نيست. نزاع و کشمکش در بالاترين رده‌ها و نهادهای حکومتی پيوسته در حال افزايش است. رسوائی بيش از پيش رژيم در پی افشای پرونده‌های اختلاس چند هزارميلياردی، بازتابی از تشديد اين بحران و کشمکش درونی طبقه حاکم است. همپای تشديد بحران و رکود اقتصادی، بحران سياسی و کشمکش و اختلاف باندهای حکومتی نيز تشديد گشته و کوشش‌های خامنه‌ای برای توقف اين کشمکش‌ها بی‌نتيجه مانده است. جمهوری اسلامی در عين حال به موازات تشديد بحران و نزاع‌های درونی خود فشارهای سياسی و اقدامات سرکوبگرانه عليه کارگران، عليه فعالان و تشکل‌های کارگری، عليه نويسندگان، زنان، معلمان و دانشجويان را شدت بخشيده است. بازداشت و شکنجه فعالان کارگری در تهران و تبريز و سنندج، بازداشت و شکنجه رهبران دو سنديکای شرکت واحد و هفت‌تپه، تشديد فشار بر کارگران زندانی، يورش وحشيانه به اجتماعات کارگری در اول ماه مه، حمله به نشست کارگری در کرج، تشديد بيش از پيش فشار بر زندانيان سياسی، افزايش اعدام‌ها و اعدام در ملاء عام، سرکوب گسترده و تحقير روزمرّه زنان به بهانه حجاب، نمونه‌هائی از تشديد سياست‌های ارتجاعی و سرکوبگرانه رژيم است.

کارگران، زحمتکشان، مردم مبارز ايران!

سياست خارجی رژيم جمهوری اسلامی نيز جدا از سياست‌های ارتجاعی داخلی آن نبوده و مشکلات متعددی را برای کارگران و ساير اقشار زحمتکش مردم ايران به بار آورده است. جمهوری اسلامی به عنوان يک دولت پان‌اسلاميست، از همان نخستين روزهای حيات خود، چنين رسالتی را برای خويش قائل بوده است که اسلام و مدل حکومت اسلامی در ايران را به تمام جهان صادر و جهانی اسلامی تحت رهبری خود ايجاد کند. از اينرو در طی تمام دوران حيات خود، در حال دسيسه و تلاش برای نفوذ در کشورهای منطقه بوده و آشکار و نهان به دخالت‌های مستقيم و غيرمستقيم در کشورهای ديگر به ويژه کشورهای منطقه خاورميانه پرداخته است. جمهوری اسلامی به منظور ايجاد و تقويت گرايش‌های اسلام‌گرای ارتجاعی و شيعی‌گری، تقويت گروه‌هائی مانند حزب‌الله، حماس، جهاد اسلامی و نظير اين‌ها، حداکثرتلاش خود را به کاربسته و از هيچگونه کمک مالی، تسليحاتی و انسانی به آنها دريغ نکرده است. هدف مقدم جمهوری اسلامی از اين سياست، کسب برتری سلطه‌طلبانه در منطقه بوده است. اين سياست خارجی پان‌اسلاميستی، البته از همان آغاز در تضاد و تقابل با سياست امپرياليسم آمريکا و متحدين آن قرار داشته که آن‌ها نيز در پی اهداف و مقاصد اقتصادی و سياسی خود، سياستی توسعه‌طلبانه را در منطقه خاورميانه تعقيب می‌کنند. اين تضاد و تقابل، که درسه دهه روند شدت يابنده‌ای را طی کرده است، طی يک‌سال اخير به حد بی‌سابقه‌ای تشديد گشته و تنش‌های شديدی را نيز در پی داشته است. روندی که در عين حال ايزوله شدن جمهوری اسلامی در ميان کشورهای منطقه، تشديد اختلاف و بعضاً تقابل با اين کشورها را نيز در پی داشته است. این تضاد و تقابل، اکنون به مرحله بسيار حاد و تعيين کننده‌ای فرا روئيده است.

از آبان سال ۹۰ که با تصويب سه قطعنامه در نهادهای بين‌المللی و اعمال يک رشته تحريم، فشارهای سياسی و اقتصادی عليه رژيم تشديد گرديد، جمهوری اسلامی پس از يک دوره قطع مذاکرات با گروه کشورهای ۵+۱، بار ديگر و پيش از آنکه تحريم خريد نفت ايران توسط اتحاديه اروپا به مرحله اجرا گذاشته شود، به پای ميز مذاکره رفت. اما همان‌طور که ازقبل قابل پيش‌بينی بود و تجارب پيشين نيز نشان داده بود، اين مذاکرات حاصلی به بار نياورد و از تنش ميان جمهوری اسلامی و آمريکا و اتحاديه اروپا نکاست. اجلاس نمايندگان جمهوری اسلامی وگروه کشورهای ١+ ۵ در فروردين سال جاری در استامبول، اجلاس بغداد در اوائل خرداد و سرانجام اجلاس مسکو در ۲۹ خرداد، با شکست و بن‌بست روبرو گرديد. ديپلماسی شکست خورده‌ی مذاکره و سازش برای حل اختلاف، بار ديگر بی‌ثمری خود را عيان ساخت! شکست مذاکراتی که دو طرف منازعه کم و بيش به آن دل بسته بودند، بر وخامت اوضاع افزود. تحریم های بیشتر، جدی‏تر و خرد کننده‏تری به مرحله اجرا گذاشته شد. جمهوری اسلامی تحت فشارهای بیشتری قرار گرفت.نزاع و اختلاف فیمابین بیش از پیش تشدید گردید و احتمال بروز اقدامات جنگ افروزانه را تشديد نمود. بيست و هفت کشور عضو اتحاديه اروپا از روز يک‌شنبه ۱۱ تير ۹۱ واردات نفت خود از جمهوری اسلامی را به حالت تعليق درآوردند. برخی کشورهای ديگر مانند کره جنوبی، چين، هند، ژاپن، سنگال، مالزی و کنيا نيز تحت تأثير تحريم‌های آمريکا و متحدين اروپائی آن ميزان خريد نفت خود را کاهش داده‌اند. تحريم بانکی و مبادلات تجاری و ارزی نيز مانع آن شده است که جمهوری اسلامی بتواند پول نفت به فروش رسانده خود را وصول کند!

بلافاصله پس از اجرای مرحله جديد تحريم‌ها که معنای آن اعمال فشارهای اقتصادی و مالی فلج کننده عليه جمهوری اسلامی‌ست، حملات و تهديدات لفظی جمهوری اسلامی افزايش يافت و مقامات و نهادهای وابسته به حکومت، بار ديگر از بستن تنگه هرمز سخن به ميان آوردند. سخنگوی کمسيون امنيت ملی و سياست خارجی از توان جمهوری اسلامی برای کنترل تنگه هرمز سخن به ميان آورد و گفت در صورتی که صادرات نفت جمهوری اسلامی نا امن شود، قطعاً تنگه هرمز برای ساير کشورها نا امن خواهد شد. مجلس ارتجاع نيز در صدد برآمد طرحی به اين منظور به تصويب برساند. سپاه پاسداران در رزمايش سه روزه خود، ده‌ها فروند انواع موشک با برد کوتاه و متوسط و دوربرد شليک کرد. رئيس دفتر نظامی خامنه‌ای و برخی ديگر از سران سپاه و مقامات رسمی رژيم از اقتدار جمهوری اسلامی برای کنترل عبور و مرور محموله‌های نفتی در تنگه هرمز سخن گفتند و رسانه‌های حکومتی نيز در وصف توان موشکی جمهوری اسلامی در هدف قراردادن اسرائيل قلم زدند!

در سمت ديگر، قدرت‌های متجاوز امپرياليستی و در رأس آن امپرياليسم توسعه طلب آمريکا، بر تهديدات خود افزوده‌اند. رسانه‌های امپرياليستی از قول سران نظامی آمريکا پيوسته هشدار می‌دهند که دولت آمريکا گزينه نظامی را کنار نگذاشته است. همين منابع به نقل از مقامات بلندپايه نظامی آمريکا، از اعزام نيروهای جديد و جنگنده‌های رادارگريز به خليج فارس به منظور جلوگيری از بسته شدن احتمالی تنگه هرمز و نيز تقويت قابليت حمله به مناطقی در داخل ايران در صورت بروز درگيری نظامی خبر داده‌اند. نيويورک تايمز به نقل از يک مقام نظامی آمريکا خطاب به جمهوری اسلامی نوشت، فکر بستن تنگه هرمز را کنار بگذاريد، ما مين‌ها را جمع خواهيم کرد. فکر فرستادن قايق‌های تندرو به منظور ايجاد مزاحمت برای ناوهای ما و کشتی‌های تجاری را از سر بيرون کنيد، ما اين قايق‌ها را به اعماق خليج خواهيم فرستاد!

کارگران، زحمتکشان، مردم مبارز ايران!

اين تهديدات لفظی و لحن تند هشدارهای طرفين، آشکارا حاکی از تشديد بيش از پيش تضاد و اختلاف رژيم جمهوری اسلامی با آمريکا و اتحاديه اروپاست. تضاد و تقابل سياست‌های طرفين که در حال حاضر عمدتاً در مناقشه هسته‌ای و غنی‌سازی اورانيوم تبلور يافته، اکنون به مرحله حادتری رسيده واحتمال بروز درگیری های نظامی را افزایش داده است.

قدرت‌های متجاوز و توسعه‌طلب امپرياليستی و در رأس آن امپرياليسم آمريکا، ماهيتاً جنگ‌طلب و جنگ‌افروزند. اين قدرت‌ها اگرچه در حال حاضر ترجيح می‌دهند از طريق تحريم‌های فلج کننده، جمهوری اسلامی را به عقب‌نشينی و تسليم وادار کنند، اما هر روزه، راه نظامی و اعمال قهر برای حل اين چالش را روی ميز خود پس و پيش و آن را سبک و سنگين می‌کنند! از سوی ديگر بعيد است که جمهوری اسلامی در برابر تحريم‌ها، آن‌گونه که طرف مقابل می‌خواهد عقب‌نشينی کند و دست‌هايش را به علامت تسليم بالا بَرَد. چرا که تسليم و عقب‌نشينی جمهوری اسلامی به معنای دست برداشتن رژيم جمهوری اسلامی ازسیاست خلرجی و اهداف پان‌اسلاميستی‌ست. تسليم و عقب‌نشينی جمهوری اسلامی، به معنای پايان کار رژيم جمهوری اسلامی در هيأت تاکنونی‌ست. بنابراین تن زدن جمهوری اسلامی ازعقب نشینی ، درکنارجنگ افروزی امپریالیستی، احتمال درگیری نظامی رابالا می برَد. علاوه بر اين، تحريم‌های جديد، سوای اثرات مخرب آن بر زندگی مردم، معنايش قطع منبع اصلی مالی تغذيه تمام دستگاه اداری وماشین سرکوب رژيم ، تضعيف و فلج جمهوری اسلامی‌ست. اين موضوع نيز رژيم را در عرصه داخلی با چالش‌های جديدی روبرو می‌سازد و درگيری‌ها و نزاع درونی آن را نيز تشديد می‌کند. مجموعۀ اين شرايط حکومت اسلامی را با بن‌بست مرگباری روبرو ساخته و اين بن‌بست حکومتی نيز به نوبۀ خود ماجراجوئی آن را تقويت نموده است.

 کارگران، زحمتکشان، مردم مبارز ايران!

تداوم و تعقيب سياست‌های ارتجاعی جمهوری اسلامی برای حفظ و گسترش منافع و اميال خود از يک‌سو، ادامه سياست امپرياليستی دولت آمريکا و متحدين آن برای تأمين و گسترش منافع اقتصادی و سياسی از سوی ديگر، به ويژه بعد ازاجرای تحریم های جدید و شکست مکرر ديپلماسی مذاکره و سازش بر سر اختلاف‌ها، احتمال بروز درگيری‌های نظامی و خطر وقوع جنگ را بار ديگر افزايش داده است. چنين جنگی مستقل از آن‌که چه کسی جرقّه آن‌را روشن کند و مستقل از آن‌که ماجراجوئی ارتجاع اسلامی يا اقدام جنگ‌طلبانه ارتجاع امپرياليستی آغازگر آن باشد، جنگی‌ست بسيار وحشتناک و ارتجاعی که برای توده‌های مردم، فجايعی بس بزرگ‌تر از فجايع جنگ ۸ ساله ايران و عراق به بار خواهد آورد و تمام مردم منطقه در آتش آن خواهند سوخت. تمام کارگران و زحمتکشان و نيروهای کمونيست و انقلابی بايد حساسيت و هوشياری خود را دوچندان سازند وازبروزاین فاجعه جلوگیری نمایند. بايد جلوی وقوع چنين جنگی را گرفت و خطر آن را از سر مردم دور ساخت! اکنون کسانی پيدا شده‌اند که با تکيه بر ماهيت به غايت ارتجاعی و خصلت مذهبی و سرکوب‌گرانه رژيم جنايتکار جمهوری اسلامی، راه نجات مردم را، دخالت قدرت‌های امپرياليستی و تغيير رژيم توسط اين قدرت‌ها می‌دانند و در اين راه تلاش و تبليغ می‌کنند. اينان در نقش همدست امپرياليسم عمل می‌کنند و در پوشش نجات مردم ايران از شرّ جمهوری اسلامی و استقرار آزادی و دموکراسی از “دخالت بشردوستانه” قدرت‌های امپرياليستی و به عبارت صريح‌تر از حمله نظامی آمريکا و متحدين آن به ايران و برافروخته شدن یک جنگ ارتجاعی دفاع می‌کنند. روشن است که اين‌ها، مستقل از آن‌که خود را چه بنامند، عاملين امپرياليسم‌اند و همچون جمهوری اسلامی دشمنان مردم ايران هستند. امپرياليسم در هيچ کجا و هيچ زمانی آزادی و دمکراسی برای مردم به ارمغان نياورده است. برعکس همواره و در همه جا، دشمن آزادی و رهائی کارگران و زحمتکشان بوده است. امپرياليسم، جز جنگ و ويرانی، جز اختناق سياسی و اسارت ملت‌ها ارمغان ديگری نداشته است. وضعيت عراق، افغانستان و ليبی گواهی روشن بر فجايعی‌ست که امپرياليسم و قدرت‌های امپرياليستی به بهانه رهائی مردم اين کشورها از سلطه ديکتاتورها، به بار آورده است. در برابر اين‌ها، گرايش ديگری و کسان ديگری هستند که با تکيه بر خوی و خصلت جنگ‌طلبانه امپرياليسم و سياست‌های توسعه‌طلبانه و تجاوزکارانه آن، به بهانه مبارزه با امپرياليسم و زير چتر مبارزه ضد امپرياليستی، عملاً دفاع از رژيم ارتجاعی جمهوری اسلامی را پيشه کرده‌اند. اين‌ها نيز مستقل از آن‌که خود را چه بنامند، از دوام جمهوری اسلامی و سياست‌های ضد مردمی آن دفاع می‌کنند و عاملين و همدستان ارتجاع اسلامی محسوب می‌گردند و همچون امپرياليسم، دشمن کارگران و زحمتکشانند. هر کس اين را می‌داند که بقاء و دوام رژيم جمهوری اسلامی به معنای دوام و بقاء سياست‌های ارتجاعی، ادامه و تشديد فشارهای سياسی و اقتصادی عليه کارگران و زحمتکشان و بقاء شرايط فلاکت‌باری‌ست که رژيم بر آن‌ها تحميل نموده است. جنگ و دخالت امپرياليستی نيز معنايش کشتار و ويرانی در ابعادی گسترده وبس فاجعه‌بار است. روشن است که منافع کارگران و زحمتکشان و عموم توده‌های مردم ايران نه در حمله نظامی به ايران است و نه در دفاع از جمهوری اسلامی! منافع کارگران و زحمتکشان نه از اين بيراهه‌ها، بل درست در نفی توأمان اين تاکتيک‌ها و در نفی همزمان ارتجاع امپرياليستی و ارتجاع اسلامی‌ست.

کارگران، زحمتکشان، مردم مبارز ايران!

پاسخ درست و تاکتيک اصولی برای از ميان برداشتن تحریم‏ها و تمام نابسامانی‌های موجود، دخالت مستقل و انقلابی طبقه کارگر و عموم زحمتشکان است.کارگران بايد خود به‌پا خيزند و برای سرنگونی رژيم جمهوری اسلامی، به قيام و انقلاب روی آورند. تنها با سرنگونی رژيم جمهوری اسلامی از طريق قيام و انقلاب است که کارگران و زحمتکشان قادرند در همان حال که خود را از شرّ رژيم ارتجاعی و سرکوبگر جمهوری اسلامی و مصائبی که اين رژيم به بار آورده است، نجات می‌دهند، خطر جنگ و مصائب بی‌شمار آن را نيز خنثا می کنند. تنها با انقلاب است که می‌توان ارتجاع حاکم را برانداخت و تمام سياست‌های پان‌اسلاميستی و توسعه‌طلبانه را يکجا با خود رژيم به گور سپرد. تنها انقلاب است که ماجراجوئی‌ها و نزاع‌های کوچک و بزرگی را که می‌تواند به بهانه‌ای برای تحریم ویا دخالت نظامی قدرت‌های امپرياليستی و برافروخته شدن جنگی ارتجاعی تبديل شود، از ميان برمی‌دارد. همه کمونسست‏ها و انقلابیون دوشادوش کارگران و زحمتکشان باید انقلاب را بدیل تحریم وجنگ قرار دهند. جز انقلاب که يگانه تاکتيک صحيح و راه مستقل طبقه کارگر است، جز انقلاب که يگانه راه تحقق مطالبات کارگران و زحمتکشان است، جز انقلاب که يگانه راه رسيدن به رفاه و آزادی‌ست، هيچ راه ديگری و نجات دهنده ديگری وجود ندارد. پس پيش به سوی انقلاب! باشعار مرگ بر امپرياليسم، مرگ بر جمهوری اسلامی، زنده باد انقلاب! پیش به سوی انقلاب.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرارباد حکومت شورائی

زنده بادآزادی- زنده باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان(اقلیت)

تیرماه ١٣۹١

کار – نان – آزادی – حکومت شورایی

 

متن کامل در فرمت پی دی اف

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: