جنبش کارگری – نوشته:عبدالله ئف –ترجمه :ج.ا.دانائی – تایپ و تکثیر: تره گل – ایران – پراتیک

طبقه کارگر ایران، علیرغم اینکه طی سه دهه با سرکوب بی وقفه از طرف رژیم جمهوری اسلامی روبرو بوده، و از کلیه حقوق صنفی، سیاسی و تشکیلاتی خود محروم گردیده بود، سرانجام و بعد از کش و قوس های مبارزاتی فراوان، با تحمل حبس و زندان و مقاومت قدم در آستانه خودباوری گذاشته، و با همت و تلاش فعالین کارگری و رهبران جنبش کارگری و دلبستگان این طبقه، وارد عرصه مبارزه خود آگاه شده، بخش های بیشتری از جنبش طبقه کارگر و فعالین و رهبران این جنبش با احساس مسئولیت در انجام وظایف خود در جهت درک ضرورت ها و امر پیشبرد مبارزه طبقه کارگر درگیر مبارزه و فعال شده اند. وظیفه همه اجزاء این جنبش است، که آگاهانه ومسئولانه باتلاش خود به طبقه کارگر وجنبش کارگری یاری رسانند،این تلاش ها هرچقدر اندک  باشند،ویا پراکنده وگوناگون باشند،رفته رفته به انبوهی ازاطلاعات تبدیل می شوند،وموجب می شودتانقطه اتکاء وسطح آگاهی طبقه کارگروفعالین این طبقه بیشتر وبیشترشود، وبااراده وجدیت قدم دراه آگاهی وسازمانیابی پایدار بگذارد،تا کنون مطالب فراوانی درارتباط با تاریخ طبقه کارگر وشکل گیری جنبش کارگری ایران نوشته شده،وضرورت این کار همچنان باقی است، اگر چه کارهائی که انجام گرفته ویا می گیرد،دارای تشبهاتی هم باشند،لزوما مورد استفاده قرار می گیرند.البته نگاه این مقاله یک دوره ای از شکل گیری جنبش طبقه کارگرایران را در برمی گیردکه کمتر تاکنون مطلب ونوشته ای درمورد این برهه از تاریخ جنبش کارگری در دست است،یاحداقل با نمونه هائی از این دست تفاوت دارد،این مقاله ازنشریه دانشجویان مدرسه عالی گیلان –لاهیجان شماره 9درتاریخ خرداد ماه 2537گرفته شده،خواندن این مقاله درکنار ده ها مقاله که درزمینه تاریخ جنبش کارگری نوشته شده،می تواند به علاقه مندان به طبقه کارگر وتاریخ جنبش کارگری کمک ویاری رساند.باآرزوی پیروزی برای طبقه کارگر.- ایران-خرداد نودویک-پراتیک.

طبقه کارگر ایران(1914-1880)

  نوشته- عبدالله ئف – ترجمه:ج.ا.دانایی

         نقل از نشریه دانشجوئی باران مدرسه عالی گیلان 2537–  شماره9-تایپ وتکثیر- تره گل -ایران

در برخی از منابع وآثارادبی،مآخذ مستقیم بیشماری مبنی بر این حقیقت یافت میشود که دهقانان منبع اصلی پیدایی کارگران ایران بودند.تاریخ تاسیس انحصار نفتی بریتانیا در جنوب حکایت گر آن است که استقرار و افزایش جمعیت چادرنشین این منطقه ونیزبرخی دیگرازمناطق داخلی،منبع اصلی پیدایش طبقه ی مزدبگیر وکارگر در صنعت نفت بوده اند.تقریبا در 1903 یعنی به هنگام مراحل آغازین عملیات حفاری،کنسول روسیه در کرمانشاه چنین گزارش داد:”خاک برداری و دیگر کارهای مشابه آن که نیازی به مهارت ندارد به وسیله رعیت عزیز خان بادلیان رئیس سوار نظامی که عهده دار حفاظت از اردوگاه بود انجام میشود.”وی نیز گفته است دهقانانی که به خدمت شرکت در آمده اند مزدی دریافت نمیدارند بلکه انجام این وظایف به وسیله عزیزخان بر آنان تحمیل شده است واین نیز امکان پذیر مینمایند چرا که به منظور صیانت ذات در آن زمان چنین مناسبات خویشاوند سالارانه ی قبیله ای در میان چادرنشینان ایران وجود داشته است . معهذا کشیده شدن طوایف چادرنشین ونیمه چادر نشین به عنوان کارگران ساده در فعالیت صنعتی ،خود نمودار پدیده یی مثبت وعینی در توسعه ی جامعه ی ایران تلقی می گردد اما این روند اقدامی از بالاست بدون اینکه شرایط داخلی ومنافع کارگران را در نظر بگیرند .بدینگونه حق به جانب مولف “نفت وخوزستان ” است وقتی امپریالیستهای بریتانیا را متهم می کند به اینکه فعالیتهای آنان به عقیم شدن هرچه بیشتر نیروها ی مولده ی خوزستان میانجامد که ازراه اجبارسکنه ی خوزستان  به کار در سازمان بهره برداری آسیایی (A.P.O.C)بخشهایی از این منطقه به رکورد دچار شده است .(1)

افشین اشاره می کند که حتی برخی از دهقانان از باغداری وزراعت دست شسته برای کار به شرکتهای انگلیسی مراجعه می کردند . در آغاز جنگ جهانی اول ، بختیاریها ،عربها وبرخی دیگر از ایرانیان ،گروههای عمده ی کارگرانی را تشکیل می دادنند که در مراکز مهم نفتی چون آبادان ،مسجدسلیمان،ناصری،مامتین ومحمره به کار اشتغال داشتند. سند دیگری .موکدا گویای این واقعیت است که کارگران آبادان را دهقانان ایالات داخلی که دیگر قادر به ادامه زراعت نبودند تشکیل می دادند زیرا پیوسته مورد تعدی حکومت وبویژه فئودالهای بزرگ واقع می شدند که رفتاری به مراتب بدتر از وحشیان وقیصران زمینداران داشتند .(2)

گذشته از این ،همین سند ارزنده نشان می دهد که چگونه پیش از تاسیس شرکت نفت ،دهقانان عموما یه بصره ودیگر بنادر خلیج فارس مهاجرت می کردند واینکه بر اثر تشدید روز افزون فشار زمینداران ، با از دست دادن زمینهای خود جذب بخش صنایع می شدند .سند سوم (3)نیز جکایت از آن دارد که روستاهای حومه ی اصفهان در صد قابل توجهی از دهقانان بی زمین را تشکیل می دادند واینکه منطقه ی مزبور کارگر غیرماهر ومورد نیاز شرکت نفت جنوب را تأمین می کرد.مطابق همین سند بیش از هزار وپانصد نفر از کارگران نفت از منطقه ی اصفهان بودند وهمین امر ، توجه دقیقتر به این موضوع را الزامی می سازد .اگر نه همه ی کارگران  بلکه تقریبا اکثریت قریب به اتفاق آنان ،روابط خود را با روستایشان حفظ می کردند .قاعدتا خانواده های این کارگران در روستا باقی می ماندند ونسبت به کشت وزرع غافل نمی ماندند .این امر بویژه در کشوری چون ایران که ویژگیهایی خاص خود دارد کاملا قابل تبیین وتوجیه شدنی است وبیهوده است کسی انتظار داشته باشد روابط روستایی با روستایش قطع شود .نکته ی دیگری که باید به آن اشاره کرد آن است که بخشی از این نیروی کار شاغل صنعتی کارشان فصلی (مثلا در بخشهایی چون تصفیه نیشکر وماهیگیری ).بدین طریق مطابق نوشته ب.ری تیخ در مدت دو ماهه ای که فعالیت کارخانه ی تصفیه ی نیشکر به طول میانجامید کارخانه ی بلژیکی واقع در کهریزک تنها سیصد کارگر را به کار میگرفت.فصلی بودن کار در چنین رشته هایی مانع از تشکیل سازمان منظم کارگران می شد.باوجود این باید به یاد داشت که علیرغم ساخت اجتماعی_اقتصادی جامعه ی ایران ونیز توجه به این واقعیت که طبقه کارگر ایران در آغاز مرحله پیدایی خود بود اما بهرحال حتی همین کار فصلی روستاییان در بخش صنعتی خود گامی به پیش محسوب می شد هرچند ازروی اجبار واکراه اززراعت می بریدند وبه بخش تولیدی جدید روی می آورد .بزرگترین فاجعه ی زحمتکشان ایرانی عدم تناسب موجود میان کشاورزان وابسته به زمین از یکسو واز سوی دیگر روستاییانی بودند که جذب فعالیتهای صنعتی شده نیروی کار خود رابرای فروش عرضه می کردند. علت این پدیده را در اواخر قرن نوزده وآغاز قرن بیستم باید زاییده ی سلطه ی فئودالیسم برکشوربه دلیل سطح نازل توسعه ی نیروهای مولده وشکل بندی کند بورژوازی داخلی دانست که تعیین کننده ی فرجام پویش صنعتی ایران بود .

دومین منبع پیدایی طبقه ی کارگر دست ورزان بودند که بخش قابل توجهی از مجموع کارگران را شامل می شدند.بخاطر نفوذ رو به تزاید کالاهای خارجی در بازارهای ایران ،حرفه های بومی قادر به مقابله با اعمال نفوذهای ویرانگروسلطه ی سرمایه ی خارجی در کشور نبود . در نتیجه تولید منسوجات گوناگون پنبه ای وابریشمی وپشمی به خاطر عدم توانایی در رقابت کالاهای خارجی رو به زوال نهاد وفقط بعضی از رشته های خاصی چون قالی بافی ،تولید تریاک وغیره که مورد علاقه ی سرمایه ی خارجی بود از خطر رقابت مصون ماند . نتیجه ی غایی چنین رقابتی آن شد که هزاران دست ورز را به صورت زحمتکشان آواره ی خیابانها کرد . البته شماره اینان نسبت به دهقانان کمتر بود زیرا دهقانان 75درصد تا 80درصد جمعیت در بر می گرفتند وگذشته از این ،نوع روابط حاکم بر روستا به گونه ای بود که با روابط نوع شهری تفاوت کاملاً بارزی داشت ودلیلش هم این بود که روند وابستگی به زمین با سرعت بیشتری انجام می داد . منبع دیگر تاَمین طبقه ی کارگر ، توده های فقیر شهری بود که بخش مهمی از جمعیت شهر نشین تشکیل می دادند . سفرنامه های سیاحان حکایت از آن دارد که خیابانها وبازارهای شهرهای ایران به ویژه مراکز بزرگ تجاری ، مرکز صقل ازدحام گروهای بینوا وبیکار می باشد که حاضر به فروش نیروی کار به بهای لقمه نانی هستند . قراین نشان دهنده ی این واقعیت اند که در دوره مورد مطالعه ی ما شرایط مساعدی جهت تولد وشکوفایی یک طبقه ی کارگردر ایران فراهم شده است . موضوع مهم دیگری که دررابطه با این مورد مطرح می شود آن است که طبقه ی کارگر به توسعه ی الزامی وفراهم شدن جنبه های کمی وکیفی جهت تشکل سازمانی راستین پرولتاریای ایران منجر نمی شد.این امربه نوبه ی خودموقعیتی بحرانی ترمی یافت که درنتیجه ی آن هرسال صدهاهزارنفرازمهاجران جهت کاریابی مجبور می شدند راهی کشورهای خارج شوند.به نظرمابدون مطالعه همین موردخاص مهاجران،درک درست ماهیت پیدائی طبقه کارگردرایران غیرممکن به نظرمی رسد.افزایش مهاجرت ازایران به روسیه معلول توسعه ی کندتولیدوسرمایه داران درایران وهمزمان باآن رشد سریع سرمایه داری درروسیه ونیزوجود تقاضا برای کار ارزان جهت توده ها بود.نتیجه چنین پویشی آن شد که مهاجرت دهها هزارتن ازروستائیان،کارگران ودست ورزان به نقاط مختلف امپراتوری روسیه برای یافتن کار،اتفاقی عادی تلقی،اکنون بیاییم خود مورد مهاجران بی زمین رامورد ملاحظه قراردهیم.برخلاف بسیاری ازکشورهای اروپایی که سرمایه داری درآن ها رشدی سریع داشت درایران به خاطر اینکه مهاجران درروستای خود کاربرای انجام دادن نمی یافتند نه تنهاشاهد مهاجرت ازنقطه ی به نقطه ی دیگری هستیم بلکه اینان درجستجوی یافتن شرایط بهترحاضربه رفتن به هرنقطه ای هستند.درایران جایی که سرمایه دارای بامشکلات وموانع حادی مواجه بود،عرضه ی نیروی کاربیش ازتقاضا بود.در دوره ی موردبحث ما دهقانان فقیرطبیعته درروستای خود کاری نمی یافتندوبناچاربرای کاریابی به شهرها روی می آوردند.درآن زمان تقاضای کارتنها متوجه صنعت نفت درجنوب،صنعت ماهیگیری درخزر،جاده سازی وکار روی پلها،بندرها وآبیاری بود. (4)

این را میدانیم که تعداد بیشماری از ماهیگیران سواحل جنوبی خزر از خلخال واقع در آذربایجان ایران می آمدند.آن تعداد معتنا بهی که در سواحل خلیج فارس وبحرخزر سکونت اختیار کرده بودند متعلق به مناطق داخلی بودند.شماره ی قابل توجهی نیز به عنوان کارگر بندر،کارمند شرکتهای تجاری،خدمتگزار شرکتها،موسسات و منازل کار می کردند اما یک چنین مشاغلی با مقوله ی تولید صنعتی فاصله ها داشت.مجموعه ی شرایط حاکم بر ایران انگیزه ی آن می شد تا گروه کثیری از ایرانیان فقیر به جانب بنادر جنوبی روسیه روان شوند.موج مهاجر دیگری از شمال شرق ایران به هرات و از جنوب و جنوب شرق به جانب کراچی ، مسکات و حتی جزایر زنزیبار(احتمالا زنگبار) در حرکت بود.مهاجرتهای دیگری نیز به هند و ترکیه انجام میگرفت.

اکثریت ایرانیانی که جز روسیه به این کشورها مهاجرت می کردند کاری در بخش صنعتی نمی یافتند زیرا کشورهای مزبور هنوز توسعه ی چشمگیری در این زمینه حاصل نکرده بودند.مهاجرت از ایالات شمالی ایران به کشورهای خارجی در مقیاس وسیعی به مراتب بیش از دیگر نواحی بود . علت آن بود که بخش اعظم جمعیت ایران بیشتر در ایالات شمالی تمرکز بیشتری داشتند . آنچه اهمیتی خاص دارد آن است که مردم این ایالات از نظر اجتماعی واقتصادی وضعی بهتر از سایر مردم ایالات جنوب وجنوب شرقی ایران داشتند ازاین رومهاجرت ، ویژگی  خاصی به ایالات شمالی بخشید . مقاله ی جالب ومفید ن.ک بلوا مبین آن است که بخش اعظم مهاجران ایالات شمالی به ماورای قفقاز بویژه آذربایجان می رفتند (5)

آمار وارقام مربوط به شماره ی مهاجران ایرانی ناقص است چرا که این ارقام تنها شامل آنانی می شود که برای گرفتن گذرنامه ،به کنسولگریها عوارض پرداختند . گروه وسیعی از مهاجران فقیر چون به طور قاچاق از مرز می گذشته اند طبیعهٌ به حساب نمی آمده اند اما همین اطلاعات جسته وگریخته هم می تواند اهمیت افزایش ومیزان مهاجرت را از ایران به روسیه نشان دهد. برای مثال در 1891فقط در تبریز 26855گذرنامه صادر شده . در 1903این میزان به 32866نفر رسیده است. از گذرنامه های صادر شده ی تبریز ورضائیه در 1904می توان فهمید که 54846نفر کارگر غیره ماهر بوده اند (6)برابر نوشته ی ل.سوبوت سینسکی در 1911حدود 193هزار نفر از ایران به روسیه رفته اند (7).ما با بر آورد بلوا کاملا موافقیم که می گوید در 1905کل ایرانیانی که از مرز عبور می کردند کمتر از سیصد هزار نفر نبود (8). در 1911تقریبا 193هزار نفر از ایران مهاجرت کرده اند اما مقابل 160هزار نفر نیز به ایران بازگشته اند (9)اما علیرغم شماره ی معاودین ،در ماورای قفقاز یک جمعیت چند صد هزار نفری ثابت ایرانی وجود داشت که در برخی از رشته های صنعتی به عنوان توده های کارگری به کار اشتغال می ورزیدند . مثلاٌ صنعت نفت آذربایجان روسیه را به عنوان نمونه ذکر می کنیم :در 1893تقریبا هفت هزار نفر کارگر در این بخش شاغل بوده اند که مهاجران ایرانی 11درصد اینان را شامل می شدند . ده سال بعد شماره ی کارگران صنعت نفت به 23500نفر رسیده ونسبت کارگران  ایرانی2/22درصد(10)در1915نسبت ایرانیان  به 1/29درصد افزایش یافت (13500نفر)ومهاجران ایرانی در اولین وهله در یکی از مجتمعهای ملی صنعت نفت باکو به کار مشغول می شدند (11). افزایش آشکار پرولتاریای ایرانی باکو از روی ارقامی که در مطالعه ی بسیار جالب ی .و. استری گونف تحت عنوان «تاریخ تشکل پرولتاریای باکو »آمده بهتر می توان فهمید . در ایالت الیزاوتپول ،ایرانیان نیروی عمده ی کارگری را در معادن مس تشکیل می دادند . در1912در کارخانه ی ذوب مس کدابک مهاجران ایرانی از 5/27درصد مجموع کارگران نیز فراتر می رفتند .(12)

در تحقیق گ.آروتیونیان در ارتباط با اعتصابی که در سال 1906در معادن مس وکارخانه های علاوردی واقع در ارمنستان روی داد 2500ایرانی آذربایجانی هسته ی مرکزی اعتصابگران بوده اند (13). دهها هزار ایرانی تهی دست در تفلیس، گنجه ودیگر شهرها وبنادر ماورای قفقاز کاری مییافتند برای نمونه در تفلیس  شماره ی کارگران غیر ماهر ایرانی به پنج تا شش هزار تن می رسید(14). تعداد مهاجرین در جستجوی کار در قسمتهای مختلف آسیای مرکزی نیز چشمگیر بود. این گفته ی ن.بلوا که می کوشد تا اهمیت میزان کمی مهاجران شمال شرق ایران به آسیای مرکزی را انکار کند مورد قبول مانیست . البته میزان مهاجرت از شمال غرب ایران به مراتب بیش از شمال شرق بود اما بهرحال این واقعیت که شمال شرق نیز مهاجران معتنابهی داشته است نیز جای خود دارد هرچند پای عوامل باز دارنده ای نیز به میان می آید . دشواری عبور از خطوط مرزی ،خطر اسارت بوسیله ی خانهای ترکمان وتقاضای نسبهً کم برای کار در آسیای مرکزی از مهمترین آنهاست .مدرکی دیگر حکایت از آن دارد که کارگران ایرانی نیز از طریق ماورای قفقاز به آسیای مرکزی می رفته اند .مثلا ا.م .نیکولسکی در سال 1886گزارش داد:«در باکو کشتی ما حامل سیصدنفر کارگرایرانی بود که برای کار در راه آهن ماورای قفقاز برده می شدند »(15). مااطلاع دیگری هم در باره ی خط سیر حرکت مهاجران از شمال غرب ایران به جانب آسیای مرکزی داریم . در یاداشتهای کلنل کاسافسکی اشاره ای در باره ی کردان وجود دارد مبنی بر اینکه «برخی از کردان ایل کاکابند(احتمالاکاکاوند) ساکن در اطراف زنجان ،برای کار گیلان ،ترکستان، هرات،مرو،بخارا وسمرقند می روند .»ایالات شمالی ایران حتی گروههای تهیدستی از سیستان را به خود جذب می کرد. برای مثال در این گزارش که مربوط به سال 1900میشود میلر کنسول یار روسیه در سیستان گزراش می دهد که سکنه ی روستای (سیکوهه) روابط خود را با منطقه ی ماورای خزر حفظ می کردند وهرسال ده تا پانزده هزار نفر به عنوان تعمیر کار راه آهن به مرو واشک آباد می رفتند .در این گزارش اشاره ای به این مطلب رفته که در مرو افرادی از روستای یاد شده وجود داشتند که به عنوان مقاطه کار وکاریاب برای روستاییان در راه آهن کار می کردند . در بهار 1903آلمازوف پزشک مرکز معاینه ی پزشکی تروبست کوی  که کارش مراقبت پزشکی کارمندان ارتش ناحیه ی ماورای خزر بود به شرایط سخت زندگی مهاجران ایرانی آن منطقه اشاره کرد . ما کاملاً با نتیجه گیری مانانوف در مورد میزان مهاجرت از خراسان به ماورای خزر موافقیم (16). وی بر اساس نظریاتی که مبتنی بر اسناد بایگانی شده است متذکر می شود که در 1909هجوم مردم در جستجوی کار در ماورای خزر بقدری افزایش یافت که تعداد دفاتری در خراسان که گذارنامه ی خارجی صادر می کردند از ده به بیست وپنج باب رسید(17).

در مقاله ی بلوا خاطرنشان شده که در 1905تعداد5150تبعه مرو در اشک آباد وجود داشتند(18).

روستاییان ،دست ورزان ورشکست شده وافرادی از اقشار دیگر جمعیت ایران هر سال به طور روز افزونی رو به بنادر بحرخزر وشهرهای واقع در منطقه ی ولگا بویژه داغستان واستراخان می نهاد .ما سندی یافته ایم مبنی بر اینکه کارگران ایرانی حتی در معادن بسیار دورافتاده ی کری وی رگ ومعادن ذغال سنگ حوضه ی رودخانه ی (دون)کار می کرده اند . این سند که در1915نوشته شده متعلق به شاهزاده قلی میرزا مهندس راه آهن می باشند که 118ایرانی را برای کار در معادن آهن کری وی رگ ومعادن مس (دون)با خود آورده است (19)خروج سکنه ی به فقر کشیده شده ی ایران به قدری افزایش می یافت که دولت ایران قادر به تحدید وکنترل حرکت سریع جمعیت مهاجر نبود…….*پایان

                               نوشته:عبدالله ئف –ترجمه :ج.ا.دانائی-تایپ و تکثیر: تره گل –ایران – پراتیک

منابع وماَخذ:

1)کاظم افشین ،نفت خوزستان ،تهران،1333صفحات121-117،و69

2)اسنادMID،روسیه شوروی سوسیالیستی،برگ94

3)همان ماخذ ،برگ 94

4)برای درک علل مهاجرت رجوع کنید به سند ارزنده ی «موج حرکت جمعیت در شهر ماراندا در ماورای قفقاز به منظور کاریابی به عنوان دلیل بحران روستایی».

74-68. LL   535 . d «Persidskii  stl »  AVPR

5)ن.ک.بلوا .1956شماره 10صفحات 121-112

6)گزارشهای کنسولی وزارت امور ، سنت پطرزبورک .1905ص206

7)سوبوت سینسکی ،صفحات 89-288

8)بلوا،ص114

9)سوبوت سینسکی ،صفحات 89-288

10)گ.ا.پاژین تف. مسکو ، 1940صفحات 97-95جدولهای 18و19

11) ا.گ. راشین.1958ص516

12)بلوا ،ص116

13)گ.س.آروتیونیان،انقلاب ایران 1911-1905،ایروان 1956صفحات 28-27

14)بلوا .ص116

15)ا.م.نیکولسکی ،لنینگراد،1924ص129

16)ب.مافانوف،دانشگاه لنین،تاشکند،1958ص153

17)همان ماخذ ص154

18)بلوا ،ص 117

19)اسناد جمهوری شوروی سوسیالیستی ،برگ 13سطور21،7،6

*این مقاله قسمتی از کتاب «تاریخ اقتصادی ایران در فاصله 1914-1800»می باشد ،که بخشی دیگر از آن در باران شماره 8چاپ شده است . «باران»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: