چند رویداد جهان در هفته‌ای که گذشت

راهپیمایی سی صد کیلومتری کارگران فلزکار در فرانسه

کارگران فلزکاری که روز ۹ فروردین ١٣٩۱ از کارخانه ی خود در فلورانژ (Florange) واقع در شرق فرانسه حرکت کرده بودند روز جمعه ١٨ فروردین به پای برج ایفل، این نماد عصر آهن و فلز در پاریس رسیدند. کارگران کارخانه ی آرسلور میتال (Arcelor Mittal) راهپیمایی خود را پولادین نامیده بودند و آن را برای دفاع از مشاغل در خطر خود و بحران بیکاری برگزار کردند. تقریباً بیست کارگر در این راهپیمایی دراز شرکت داشتند و در تمام طول آن با استقبال گرم مردم روبه رو شدند. مردم در تمام طول راهپیمایی کارگران را برای استراحت به خانه های خود دعوت می کردند و برای آنان غذا مهیا می نمودند.

هنگامی که کارگران روز جمعه به پاریس رسیدند، منطقه ای که برج ایفل در آن قرار دارد به افتخارشان بسته شده بود و چندین هنرمند سرشناس برای آنان برنامه هایی را اجراء نمودند.

ادوار مارتن، عضو اتحادیه ث. اف. د. ت.(CFDT) به خبرنگار فرانس پرس گفت که هدف کارگران از این راهپیمایی جلوگیری از بسته شدن کارخانه و بیکاری ست که در انتظار هزاران نفر خواهد بود. او افزود که برگزاری این راهپیمایی نشان داد که عده ی زیادی از مردم با کارگران همبستگی می کنند و از اهداف آنان پشتیبانی می نمایند و به همین خاطر کارگران حالا بیش از گذشته مصمم شده اند. مارتن همچنین یادآوری کرد که کارفرمایان آرسلور میتال که وی آنان را به آیت الله ها – نماد تمامیت خواهی – تشبیه نمود خواهان انتقال کارخانه ی فلورانژ به کشور دیگری هستند تا سود بیش تری کسب کنند و این در حالی ست که کارخانه در فرانسه به اندازه ی کافی سود آور است. یکی دیگر از کارگران که خود در راهپیمایی سی صدی کیلومتری شرکت داشت و عضو ث. ژ. ت.(CGT) است ژان مانژن نام دارد. او نیز به فرانس پرس گفت که از این پس کارگران فلورانژ هر چند بار که لازم باشد به پاریس خواهند آمد تا از بسته شدن کارخانه و بیکاری هزاران نفر جلوگیری کنند.

کارگران آرسلور میتال در اواسط ماه اسفند در برابر مقر انتخاباتی نیکولا سارکوزی در پاریس تظاهرات کردند که با سرکوب پلیس مواجه شدند. چند کارگر در زد و خورد با پلیس زخمی شدند. از آن پس نیکولا سارکوزی که در پنج سال اخیر یک لحظه از خدمتگذاری به کارفرمایان و سرمایه داران غفلت نکرده است مدعی شده است که نمایندگان کارگران به سیاسی کاری افتاده اند و کارگرانی که در برابر مقر انتخاباتی وی تجمع کرده بودند و می خواستند آن را اشغال کنند به اعتماد همکاران دیگر خود خیانت کردند.

مبارزات کارگران کارخانه ی فلورانژ از اواسط ماه فوریه شدت گرفت. آنان خواستار حفظ ٢۵٠٠ شغلی هستند که با طمع کارفرمایان برای سودآوری بیش تر روبه رو شده است. اکنون صدها کارگر در بیکاری موقت قرار دارند چرا که کارفرمایان بدون دلیل تولید را پایین آورده اند. اتحادیه های کارگری که گوش شنوایی برای مطالبات خود نیافتند قول داده اند که اگر دو کوره ی ذوب فلزات که از چندین ماه پیش در فلورانژ متوقف شده اند دوباره به کار نیافتند این کارخانه را به کابوسی برای دولت تبدیل خواهند کرد. باید یادآوری کرد که کارگران فلزکار اعتمادی به دولت و رئیس جمهور ندارند. چرا که نیکولا سارکوزی در سال ٢٠٠٨ به یک کارخانه دیگر ذوب فلزات در گادرانژ (Gadrange)، در همسایگی فلورانژ رفت و قول داد که از بسته شدن آن جلوگیری خواهد کرد، اما این کارخانه یک سال بعد بسته شد.

نیکولا سارکوزی در پنج سال ریاست جمهوری اش نه فقط قول های فراوانی به کارگران داد که هیچ کدامشان را عملی نکرد، بلکه با تصویب قوانین به ویژه در زمینه بالا بردن سن بازنشستگی، به دست آوردهای آنان نیز حمله کرد و وضعیت اجتماعی اشان را بدتر از آن چه بود نمود. شاید به همین دلیل است که بزرگ ترین اتحادیه کارگری فرانسه که ث. ژ. ت.(CGT) است در هفته ای که گذشت به طور بی سابقه ای اعلام کرد که با پخش یک میلیون و نیم تراکت در کارخانه ها و دیگر مراکز کاری از کارگران خواهد خواست تا به نیکولا سارکوزی رأی ندهند. این اقدام ث. ژ. ت.(CGT)  به این خاطر بی سابقه توصیف شده است که اتحادیه ها معمولاً از موضع گیری سیاسی اجتناب می کنند، اما این بار کارگران دیگر نمی خواهند سکوت نمایند.

بحران کشور مالی و نقش قدرت های استعماری و امپریالیستی

در هفته ای که گذشت شورشیان اسلامگرای شمال مالی اعلام استقلال نمودند و بخش بزرگی از این کشور را به نام أزواد نامگذاری کردند.

استقلال شمال مالی در حالی اعلام شد که عده ای از نظامیان این کشور روز ٣ فروردین ۱٣٩١ به بهانه ی مبارزه با اسلامگرایان وابسته به القاعده دست به کودتا زدند و مدعی شدند که امکانات کافی برای مبارزه با استقلال طلبان اسلامگرای شمال ندارند.

نهادهای آفریقایی از قبیل CEDEAO یا اتحادیه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا و اروپایی همچون اتحادیه اروپا و دولت آمریکا هم علیه کودتاچیان موضع گیری کردند و هم استقلال شمال را به رسمت نشناختند.

رهبر کودتاچیان مالی که سروان آمادو سانوگو (Amadou Sanogo) نام دارد در واپسین لحظات ١٨ فروردین ١٣٩۱ قراردادی با نماینده ی CEDEAO که یک وزیر بورکینا فاسویی به نام جبرئیل باسوله است امضاء نمود. بر اساس این قرارداد نظامیان قدرت را به رئیس پارلمان مالی واگذار می کنند که با یک حکومت انتقالی به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری همت خواهد گمارد.

CEDEAO خواستار آن شده است که رئیس جمهور سابق مالی – Amadou Toumani Touré – که با کودتای ٣ فروردین سرنگون شد در امنیت به سر ببرد و آزاد باشد، چرا که کودتاچیان می خواستند وی را به اتهام بی لیاقتی و بی کفایتی محاکمه نمایند. این نهاد آفریقایی که پس از کودتا مالی را تحریم اقتصادی کرد از کودتاچیان خواست تا تمام شخصیت های سیاسی را آزاد نمایند. کودتاچیان نیز خواستار یک قانون عفو برای خود شده اند.

هر چند شورشیان أزواد که طوراق ها هستند از سال ١٩۶٠ میلادی، سالی که مالی مستقل شد، مطالبات استقلال طلبانه داشتند اما رویدادهای اخیر در منطقه باعث شد که آنان از قدرت برتری برخوردار گردند. فرانسه که یکی از مهم ترین قدرت های استعماری سابق این منطقه است همچنان نقش مخربی در آفریقا دارد. در جریان حملات هوایی به لیبی برای سرنگون کردن رژیم معمر قذافی، فرانسویان تعداد زیادی سلاح و تجهیزات نظامی را در منطقه ی ساحل پخش نمودند. طوارق ها از این فرصت استفاده نموده و “جنبش آزادی بخش أزواد” را تا دندان مسلح کردند. سپس طوراق ها از اواسط ماه ژانویه گذشته دست به حملات گسترده به شمال مالی زدند.

دولت فرانسه به عنوان یک قدرت استعماری قدیمی به رهبری نیکولا سارکوزی مسئولیت سنگینی در بی ثباتی منطقه ی آفریقایی ساحل دارد.

اما تمام دریچه ها بر روی کشور مالی بسته نشده است. پزشکی به نام عمر ماریکو قصد دارد در انتخابات آینده ریاست جمهوری شرکت کند. وی دبیر اول حزب SADI یا همبستگی آفریقایی برای دمکراسی و استقلال است. چند مرد نقاب دار می خواستند عمر ماریکو را به دلیل دفاع از برنامه های حزبش در روز ٢٨ بهمن ١٣۹٠ بربایند.

حزب SADI  در سال ١۹۹۶ بینان گذاری شد. در آن زمان حزب اعلام کرد که علیه رهبران فاسد دولتی و مسئولان شرکت های چند ملیتی که در مالی به حقوق کارگران تعدی می کنند به مبارزه برخواهد خواست. این حزب همچنین اعلام کرد که علیه خصوصی سازی ها، سوداگری های ارضی و غصب زمین های کشاورزان مبارزه خواهد کرد و جلوی سوء استفاده از معادن طلا را خواهد گرفت. حزب SADI همچنین اعلام کرد که از حقوق معدنچیان دفاع خواهد کرد. این حزب می گوید که شرکت های خارجی هیچگونه توجهی به محیط زیست نمی کنند و آب های زیرزمینی را آلوده می کنند چرا که ضایعات خود را در روی زمین رها می نمایند. عمر ماریکو می گوید که اکثر مردم مالی کارگر و کشاورز هستند و از دستورات صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و رهبران فاسد دولتی رنج می برند.

حزب کمونیست انقلابی ساحل عاج، یکی از همسایگان مالی، کودتای سه فروردین را محکوم کرده است. این حزب خواستار دخالت مردم مالی و احزاب مترقی آن برای حل مسائل این کشور و به ویژه مسئله ی شمال آن و سازمان رهایی بخش أزواد شده است. حزب کمونیست انقلابی ساحل عاج می گوید که تصمیمات CEDEAO برای مردم مالی زیان آور است و مشکلات آنان را حل نمی کند. حزب کمونیست انقلابی ساحل عاج می گوید که هر گاه تحریم هایی علیه کشوری اعمال شده است بیش از آن که به حاکمان لطمه ای وارد شود، مردم از آن ها آسیب می بینند.

گفتنی ست که CEDEAO در ساحل عاج اجلاس برگزار کرد و ریاست آن را نیز رئیس جمهور کنونی ساحل عاج بر عهده دارد که به کمک دولت فرانسه به قدرت رسیده است.

بانک مرکزی اروپا در بن بست

بحران ساختاری نظام سرمایه داری نهادهای اصلی آن را تحت تأثیر قرار داده و آن ها را با بن بست مواجه نموده است. یکی از نهادهای مهم این نظام، بانک مرکزی اروپاست.

بانک مرکزی اروپا قرار بود روز چهارشنبه ١۶ فروردین ۱٣۹۱ در مقرش واقع در فرانکفورت آلمان یک رشته تصمیم را برای رونق اقتصادی در منطقه ی پولی یورو اعلام نماید، اما تورم بالا و وضعیت وخیم یکی از اعضای این منطقه که اسپانیاست، موجب شد که از هرگونه تصمیم گیری اجتناب گردد.

آن چه آقای ماریو دراگی (Mario Draghi)، رئیس بانک مرکزی اروپا را نگران کرده فقط وضعیت اسپانیا نیست بلکه عقربه های پرتغال است که در بخش قرمز تابلوها قرار گرفته اند.

اکنون بانک مرکزی اروپا می گوید که هر کاری که می توانسته، کرده است و از این پس این دولت ها و بانک های هر کشور اروپایی هستند که باید برای مدیریت بحران قرض هایشان اقدام نمایند. البته بانک ها و دولت های اروپا مستقل نیستند و خود باید گوش به فرمان بانک مرکزی اروپا و نهادهای غیرانتخابی آن از قبیل کمیسیون اروپا باشند. در نتیجه این گفتار مسئولان بانک مرکزی اروپا که خوب از این موضوع آگاه هستند نشان می دهد که وضعیت وارد یک دور باطل شده است.

شورای رهبران بانک مرکزی اروپا که روز ١۷ فروردین تشکیل جلسه داد نمی دانست که با فشار تورم از یک سو و رکود اقتصادی از سوی دیگر چه باید کرد. بانک مرکزی اروپا از پایان ماه دسامبر گذشته رقم نجومی هزار میلیارد یورو را به سیستم مالی تزریق نمود، با این حال تمام کشورهای منطقه ی یورو، و نه فقط اسپانیا و پرتغال، با رکود اقتصادی روبه رو هستند. حتا فرانسه و آلمان نیز که جزو حلقه های قوی این منطقه اند اعلام نمودند که در ماه فوریه فعالیت صنعتی بسیار ضعیفی داشته اند.

هر چند دولت اسپانیا اعلام نموده است که با فشار بر روی عموم کارگران و زحمتکشان ٢۷ میلیارد یورو صرفه جویی می کند، اما بستانکارانش می گویند که اعتمادی به آن ندارند تا بتواند کسری بودجه ی خود را کاهش دهد. این موضوع در حالی اتفاق می افتد که طبقه ی کارگر اسپانیا بار دیگر پیشتاز مبارزه ای گسترده برای دفاع از حقوق خود و دیگر زحمتکشان شده و با اعلام اعتصاب عمومی و تظاهرات گسترده نهادهای سیاسی و اقتصادی اروپا را به شدت نگران نموده است.

بحران مهم دیگر منطقه ی یورو همانا بیکاری ست که در ماه فوریه ٨ / ۱٠ % جمعیت فعال آن را دربرمی گرفت. اسپانیا رکورددار بیکاری ست چرا که ۶ / ٢٣ % ، تقریباً یک چهارم جمعیت فعال آن، بیکار است. فقط در ماه فوریه به تعداد بیکاران منطقه ی یورو ۱۶٢٠٠٠ نفر افزوده شد و تعداد کل آنان را در این منطقه به ۱۷میلیون و ۱۳٠ هزار نفر رساند. فوریه دهمین ماه پیاپی افزایش بیکاری بود.

بیکاری، تورم و رکود اقتصادی بخشی از آثار بحران عمیق نظام سرمایه داری نه فقط در اروپا و منطقه ی کشورهای یورو بلکه در دیگر کشورهای پیشرفته یا عقب مانده این نظم هستند.

وخامت اوضاع درافغانستان

در حالی که نیروهای اشغالگر غربی در چارچوب “ناتو” قصد دارند به تدریج افغانستان را تا پایان سال ٢٠١۴ ترک کنند، وضعیت کنونی در این کشور نشانگر شکست نظامی – سیاسی اشغالگران پس از نزدیک به ١١ سال کشتار و تخریب و اشغال است.

دست کم ده مأمور پلیس روز ١۷ فروردین ۱٣٩۱ در دو رویداد جداگانه کشته شدند. خبرگزاری فرانس پرس نوشت که یکی از این حملات در شمال افغانستان اتفاق افتاد که معمولاً آرام تر از بقیه نقاط است. این حمله ی انتحاری در بدخشان روی داد که منجر به مرگ فرمانده ی پلیس این منطقه شد ویک نفر دیگر شد. یکی از مسئولان دولتی به نام عبدالرئوف راسخ گفت که در حمله ی انتحاری مذکور دست کم ۱٨ غیرنظامی زخمی شدند که حال برخی از آنان وخیم است.

طالبان که متخصص حملات انتحاری هستند به ندرت در بدخشان عملیات انجام می دادند اما حالا آنان به این منطقه هم آمده اند تا نشان دهند که در سراسر افغانستان حضور دارند. پایگاه های طالبان در افغانستان بیش تر در جنوب و شرق کشور قرار دارد. طالبان در غرب نیز به یک پاسگاه در مجاورت مرزی با ایران حمله نمودند. یک مسئول منطقه ای به نام نقیب الله فرحی گفت که هشت نفر در این حمله جان باختند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: