رونق قصاب‌خانه آدم‌کشی حکومت اسلامی

جمعه، ۱۱ فروردین ۹۱- جمهوری اسلامی بنا به سرشت طبقاتی و خصلت استبدادی و اسلامی خود، یکی از ارتجاعی‌ترین و بی‌رحم‌ترین رژیم‌های سیاسی جهان کنونی‌ست. حتا می‌توان گفت که در سراسر جهان رژیمی مرتجع‌تر و خون‌آشام‌تر از جمهوری اسلامی و البته در کنار آن عربستان سعودی، نمی‌توان یافت.

جهان کنونی، جهان سرمایه‌داری‌ست. در تمام کشورهای این جهان، دولت دستگاهی‌ست که برای حراست از نظم طبقاتی سرمایه‌داری و حفظ منافع طبقه سرمایه‌دار، سازمان داده شده است. روشن است که این دولت از تمام وسایل مادی و معنوی سرکوب برای حفظ نظم موجود استفاده می‌کند و آن‌ها را به کار می‌گیرد. از طریق رسانه‌های خبری همه روزه می‌خوانیم، می‌شنویم و می‌بینیم که حتا در به اصطلاح دمکراتیک‌ترین نظام‌های پارلمانی در اروپا و آمریکا، پلیس در پاسخ به اعتراضات مردم، با توجیه تخطی از قانون به قهر و سرکوب مادی متوسل می‌گردد که گاه به قتل افراد هم می‌انجامد.

اما این بدان معنا نیست که دولت سرمایه‌داری چون پاسدار نظم موجود است و هر کجا که نظم موجود را در خطر می‌بیند به قهر و سرکوب مادی علیه مردم و مبارزات آن‌ها متوسل می‌گردد، لذا باید رژیم اختناق و استبداد سیاسی باشد، مردم را از آزادی‌های سیاسی، دمکراتیک و مدنی محروم نماید و دیکتاتوری عریان طبقه حاکم را برقرار سازد. لذا امروزه در اکثر کشورهای سرمایه‌داری در عین حال که دولت در اساس ابزار سرکوب و پاسداری از نظم موجود است، اما استبداد سیاسی حاکم نیست و مردم از آزادی‌های سیاسی و حقوق دمکراتیک خود، البته با همان محدودیت‌های بورژوایی آن برخوردارند.

اما گروهی از کشورهای جهان سرمایه‌داری هستند که در آن‌ها استبداد سیاسی حاکم است و مردم از آزادی‌های سیاسی و حقوق دمکراتیک خود محروم‌اند و مخالفین به شدت سرکوب و کشتار می‌شوند. معهذا این دولت‌ها برای آزادی‌های فردی اعضای جامعه محدودیت‌هایی قائل نیستند، به عقاید مذهبی و غیر سیاسی مردم کاری ندارند، امتیاز ویژه‌ای برای یک مذهب و نژاد خاص قائل نیستند و مردم را به حسب جنسیت‌شان به برتر و کهتر تقسیم نمی‌کنند و زنان را از حقوق‌ اجتماعی و سیاسی‌شان محروم نمی‌سازند و غیره.

در بالاترین درجه دولت سرکوب‌گر سرمایه‌داری، دولت‌هایی قرار گرفته‌اند که نه فقط تمام سرکوب‌گری‌های دولت‌های به اصطلاح دمکراتیک و استبدادی را در خود جمع کرده‌اند، بلکه علاوه بر آن، اختناق و سرکوب‌گری‌های جدیدی بر آن‌ها افزوده‌اند. نمونه یک چنین دولت‌هایی، دولت‌های مذهبی از قماش جمهوری اسلامی هستند که اختناق و استبداد را تا به آن‌جا بسط می‌دهند که خصوصی‌ترین جنبه‌های زندگی مردم را نیز تحت کنترل و نظارت خود می‌گیرند و وحشیانه‌ترین سرکوب، اختناق و بی حقوقی مردم را به نام دین تقدیس می‌کنند. در این دولت‌ها، محروم کردن مردم از آزادی‌های سیاسی و حقوق دمکراتیک‌شان، در انطباق کامل با حکومت الهی بر روی زمین است. شکنجه نه فقط اقدامی زشت و وحشیانه نیست، بلکه انجام یکی از فرایض الهی‌ست. جلادی که حکم به شکنجه با شلاق، سنگسار یک انسان، بریدن اعضای بدن و مرگ و اعدام می‌دهد و کسی که آن را اجرا می‌کند، از بالاترین درجه ثواب و نزدیکی به خدا برخوردارند. تبعیض و نابرابری نسبت به زنان نه فقط اقدامی غیر انسانی و ضد بشری نیست، بلکه عین انسانیت است، چرا که خدا، پیامبر و کتاب خدا چنین خواسته است.

لذا تعجب‌آور نخواهد بود که در چنین رژیمی مدام بر تعداد مردمی که به دلایل سیاسی و غیر سیاسی اعدام می‌شوند افزوده می‌گردد و رژیم جمهوری اسلامی در مقام نخست رژیم‌هایی قرار گرفته است که بیش‌ترین تعداد اعدام را به نسبت جمعیت کشور داشته است.

در گزارشی که این هفته، سازمان عفو بین‌الملل انتشار داد، آمده است که تعداد اعدام‌ها در منطقه خاورمیانه ۵۰ درصد در مقایسه با سال پیش از آن افزایش یافت و بیش‌ترین اعدام در ایران صورت گرفت که تعداد آن لااقل ۳۶۰ نفر بوده است. پس از جمهوری اسلامی، رژیم‌های اسلام‌گرای عربستان سعودی با ۸۲ اعدام، عراق ۶۸ نفر و یمن با ۴۱ نفر قرار گرفته است.

بیانیه عفو بین‌الملل می‌افزاید، با استناد به گزارش‌های معتبر و اعدام‌های پنهانی، تعداد اعدام‌هایی که رسماً در ایران تأیید شده‌اند دو برابر می‌شود. مدتی پیش فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های دفاع از حقوق بشر تعداد اعدام شده‌ها را در فاصله آذر ماه ۸۹ تا آذر سال ۹۰ متجاوز از ۶۰۰ نفر اعلام کرده بودند.

در واقعیت اما تعداد اعدام‌ها در ایران از آن‌چه که تاکنون حتا توسط مخالفین رژیم اعلام شده، بیش‌تر است. چرا که اعدام‌های مخفیانه‌ای که در مناطق دورافتاده‌تر ایران صورت می‌گیرد، هرگز خبر آن به سازمان‌های حقوق بشری نمی‌رسد.

تعدادی از افرادی که هر سال در ایران اعدام می‌شوند، مخالفین سیاسی جمهوری اسلامی هستند. در طول دوران حیات جمهوری اسلامی ده‌ها هزار تن با اتهامات سیاسی اعدام شده‌اند. در سال‌های اخیر بیش‌ترین تعداد اعدام‌ها مرتبط با مسایل و معضلات اجتماعی جامعه ایران و اتهامات غیر سیاسی بوده است. اما این اعدام‌ها نه فقط کم‌ترین تأثیری بر بهبود بحران‌های اجتماعی نداشته، بلکه این بحران‌ها مدام ابعاد وسیع‌تری به خود گرفته‌اند. معضلات اجتماعی هر جامعه‌ای که گاه به صورت بحران‌های جدی درمی‌آیند، ریشه‌های اقتصادی – اجتماعی و سیاسی دارند. بنابراین هرگز نمی‌توان این معضلات را با سرکوب و کشتار حل کرد. جمهوری اسلامی اما از آن‌جایی که راه حل اقتصادی – اجتماعی برای آن‌ها ندارد، می‌کوشد که با بی اثرترین ابزار یعنی زندان، شکنجه و اعدام به مقابله با آن‌ها برخیزد. لذا سال به سال بر تعداد زندانیان و اعدامیان افزوده می‌گردد، بدون این که کوچک‌ترین کمکی به حل نابسامانی‌های اجتماعی داشته باشد. با این همه، قصاب‌خانه آدم‌کشی حکومت اسلامی جمهوری اسلامی هم‌چنان رونق دارد. اعدام راه حل مسایل اجتماعی و سیاسی نیست. تنها راه حل، دگرگونی آن مناسبات اجتماعی‌ست که این نابسامانی‌های اجتماعی را پدید آورده است. جمهوری اسلامی به عنوان یک رژیم استبدادی مذهبی تنها وسایلی که برای مقابله با تمام معضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه می‌شناسد، اختناق، زندان، سرکوب، شکنجه و اعدام است. تا روزی که این رژیم در ایران بر سر کار باشد، اوضاع تغییری نخواهد کرد و سال به سال بر تعداد اعدام‌شدگان افزوده خواهد شد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: