دیدگاه: جنگ، صلح و تعدیل ساختاری

(ديدگاه اتحاديه نيروي كار پروژه‌اي)

برخی از همکاران طی نامه­‌ی به اتحادیه نیروی کار پروژه­ای، پیشنهاد دادند برای دفاع از صلح و محکومیت جنگ طلبان در شرایط بحرانی کنونی، اطلاعیه‌ای با امضاء کارگران آماده گردد. اتحادیه نیروی کار پروژه­ای با جمع‌بندی نظرات همکاران، این دیدگاه را منتشر می­کند.

 اتحادیه نیروی کار پروژه ­ای اعتقاد دارد:

تنها شرایطی که امکان رشد و توسعه علمی – صنعتی – سیاسی را برای همگان فراهم می­سازد، صلح است. صلحی که همه نیروهای اجتماعی بتوانند نگرش های خود را بدون محدودیت در جامعه مطرح کنند و با شیوه اقناعی به تفاهم اجتماعی برسند. وضعیتی که تار و پود یک ساختار پویا و خلاق را برای جامعه ما فراهم می کند. ولی شرایط عينی جهانی به گونه دیگری است. واقعیت ها بیان­گر این حقیقت تلخ هستند که امپریالیسم به سرکردگی یانکی­ها، مناسبات نئولیبرالیستی را با قدرت نظامی- اقتصادی و تحریم های همه جانبه به جهان عقب رانده شده تحمیل می کند و این مناسبات دیکته شده از سوی قدرت های بزرگ اقتصادی است که جهان را با بحران های فزاینده زیست محیطی، اجتماعی و سیاسی درگیر کرده است. از سوی دیگر حاکمیت کشورهای عقب رانده شده هم متاسفانه راه را بر آزادی اندیشه و همیاری مردم بسته­اند. از این رو از همه امکانات علمی اجتماعی برای مقابله با توطئه­های قدرت هاي امپرياليستي محروم نموده است، لذا باید در جست وجوی علت اصلی و عمده­ای بود که شرایط موجود معلول آن است.

ما اعتقاد داریم که سرشت همه این نابه­هنجاری های جهانی در ساختار سرمایه داری و مناسبات جدیدی است که از اواخر قرن بیستم به نام نئولیبرالیسم (تعدیل ساختاری و خصوصی سازی) در بیشتر کشورهای جهان به وسیله دو بازوی سرمایه­داری مالی، بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، با شیوه بازار آزاد کاربردی شده است.

سرمایه­داری جهانی تا به امروز هرگز بدون بحران های ویرانگر به سر نبرده است و بحران‌های آن بدون جنگ پایان ناپذیر خواهند بود. جنگ، تجاوز و نسل‌کشی فرایند این ساختار واپس گرا است. امپریالیست‌ها با ایجاد اتحادیه های آمریکا، کانادا و مکزیک و از سوی دیگر اروپا، ژاپن و روسیه؛ نسل‌کشی را آغاز کرده­اند، نسل کشی با ابعاد میلیاردی. جنایات ضد بشری که برخلاف گذشته­، ديگر با نیروی نظامی و بمباران‌های آتش زا و شیمیایی یا اتمی و یا با کشتی های توپدار دوران استعمار نیست، بلکه با موثرترین سلاح ((بازار)) صورت می­پذیرد. آن هم در زیر پرچم حقوق بشر (بخوانید حقوق سرمایه داران ) و دموکراسی و آزادی اندیشه (بخوانید آزادی بازار). پدر خوانده­ی ((دهکده جهانی)) آمریکا سال‌ها است با تظاهر به رویکردی مذهبی، کشورهای مسلمان نفت خیز را در دام ترفندهای اقتصادی – سیاسی خود گرفتار نموده­ است. متاسفانه عوامل سرسپرده داخلی در این مناسبات از عدم آگاهی نیروهای مذهبی در زمینه مسائل بسیار پیچیده اقتصادی بهره گرفته­اند و سیاست های اقتصاد آمریکایی (تعدیل ساختاری و خصوصی سازی) را به عنوان تنها راه اقتصادی به این کشورها تحميل نموده­اند و بدین شیوه این سیستم ها را به سوی بحران های ویرانگر سوق داده­اند.

تعدیل ساختاری و خصوصی سازی با نابودی منابع و سرمایه ملی کشورها و با صدور صنایع آلوده ساز به کشورهای به زانو درآمده، تنها منافع امپریالیست ها را پاس مي دارند. از سوی دیگر با  اقتصاد بازار، و بهره‌برداری و استثمار مضاعف نیروی کار ارزان کشورهای عقب رانده شده بدون تولید در کشور مادر، سیل ارزش‌های اضافی را روانه بانک‌های خود می­کنند. براساس تحقیقات علمی – اقتصادی كه در سایت (http://www.Iran-chabar)انتشار یافته: ((توتالیتاریسم اقتصادی  به جای گلوله با گرسنگی توده‌های مردم را می کشند)) و در ادامه ((تجدید اقتصاد جهانی به رهبری نهادهای مالی واشنگتن بیش از پیش امکان توسعه اقتصاد ملی کشورهای جهان سوم را مانع می‌گردد، زیرا بین المللی شدن سیاست اقتصادی، کشورها را به سرزمین‌های اقتصادی باز و اقتصاد ملی را به ((ذخیره­های)) نیروی کار ارزان و منابع طبیعی تبدیل می­کنند.)) با انتقال صنایع از شمال به جنوب فقرزده، بیکاری و بی­خانمانی دامان کارگران اروپایی – آمریکایی را هم گرفته است. آن‌هایی که به دلیل عدم شناخت طبقاتی در زیر پرچم عوام‌فریبانه لیبرال‌ها و نئولیبرال‌ها، چشم امید به پارلمانتاریسم و سوسیال دموکراسی نوع سرمایه­داری داشته­اند اینک در “هتل کارتون”، زیر پل‌ها فقر را می­جوند و تجربه می­کنند. در دوره جنگ سرد، وجود یک جبهه کار  نیرومند (جامعه سوسیالیستی) سرمایه‌داری جهانی را وادار کرده بود تن به امتیازاتی برای نیروی کار بدهد، که هرگز بدان مایل نبود (دولت رفاه) و با شکست این جبهه، همه این امتیازات را پس گرفت. اعتراض امروز مردم اروپا و آمریکا به وال­استریت در حقیقت اعتراض به یک صد سال دروغ و ریاکاری لیبرال ها و سوسیال دموکرات ها است. اعتراض به عدم شناخت طبقاتی خودشان در درک سرشت و درون مایه سرمایه­داری جهانی است.

جنگ در هر صورتش دستاوردی جز رونق اقتصادی برای صنایع نظامی کشورهای امپریالیستی در پی نخواهد داشت. ولی ویرانی زیر ساخت های صنعتی کشورهای عقب رانده شده و عوارض بعدی آن، نسل کشی با ابزار بیکاری، گرسنگی و بیماری غیر قابل اجتناب می­باشد. بنابراین سیاست های جنگ طلبانه امپریالیستی و دستیاران منطقه­ای ایشان را محکوم می­کنیم و با علت عمده و اصلی این شرایط نابه­هنجار که پذیرفتن سیاست های تحمیلی اقتصادی آمریکا در ایران (تعدیل ساختاری و خصوصی سازی) می­باشد نیز به شدت مخالفیم.

باتوجه به امکانات بسیار گسترده­ی انرژی سبز در ایران چرا ما نباید سرمایه گذاریمان را در این زمینه گسترش دهیم؟ جنوب ایران و کویرهای لوت و نمک به ندرت ابری به خود می­بینند از این رو می­توانند بزرگترین منابع تولید انرژی خورشیدی باشند. بادهای نود روزه سیستان و بادهای منجیل منبع دیگری از انرژی سبز هستند. در کنار همه قله های بلند ایران (قله­های بالای چهار هزار متر در رشته کوههای البرز و زاگرس فراوان است) یک جریان باد از ارتفاعات به سوی کوهپایه­ها در حال وزیدن است که در ساعات بعدی روز در جهت مقابل جریان می­یابد. از سوی دیگر کشور ما دارای بزرگترین منابع گاز جهان است. ما می­توانیم با اتکا به آن و به جای لوله کشی گاز به خانه­ها، نیروگاه­های تولید الکتریسیته با انرژی گاز ایجاد کنیم که آلایندگی آن بسیار محدود است. ولی با کمال تاسف می­بینیم به پیروی از سیاست های تحمیلی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، همه پروژه­های بزرگ ایران تعطیل شده­اند. تنها تعداد بسیار محدودی فعالند. این باعث گردیده تا ذخایر گاز مشترک ایران و قطر بوسیله قطر استخراج گردد. از سوی دیگر شاهد هستیم که کشورهای دارای تکنولوژی بسیار پیشرفته همچون آلمان و ژاپن به دلیل زیان های غیر قابل جبران انرژی اتمی به محیط زیست، در حال برنامه­ریزی هستند تا این شیوه تولید انرژی را به کلی حذف نمایند  و رویکرد آن ها بسوی منابع انرژی سبز می­باشد، ولی ما با پافشاری روی غنی سازی اورانیوم برای تکنولوژی هسته­ای، همان تکنولوژی که در حال طرد شدن از عرصه جهانی است به امپریالیست ها بهانه می­دهیم تا نسل کشی در عراق را که تنها با تحریم، تعداد 500,000 کودک زیر پنج سال را از بی دارویی و گرسنگی کشتند* در ایران تکرار کنند.

12 اسفند 1390

اتحاديه نيروي كار پروژه اي

تنظيم كننده: ناصر آقاجري

اربابان جدید جهان، نویسنده: جان پیلجر ، صفحه 88 & 87

http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/03/blog-post_10.html

منبع: کانون مدافعان حقوق کارگر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: