مذاکرات سران اسرائیل و آمریکا بر سر حمله نظامی و دور جدید مذاکرات ۱ + ۵ با جمهوری اسلامی

جمعه، ۱۹ اسفند ۹۰- در هفته‌ای که گذشت، موضوع حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی، یکی از محورهای مهم اخبار و گزارشات رسانه‌های جهانی بود.

با نزدیک شدن موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، رژیم اسرائیل و یهودیان آمریکایی که یک گروه با نفوذ در آمریکا هستند، فشار به اوباما را برای انجام این حمله نظامی افزایش دادند.

رئیس جمهور آمریکا که برای جلب حمایت یهودیان این کشور، در مجمع یهودیان آمریکا (آپیک) بر سر نزاع هسته‌ای با جمهوری اسلامی سخنرانی می‌کرد، گفت: “ما ترجیح می‌دهیم این مسئله از طریق دیپماتیک حل شود، اما همان‌گونه که پیش از این گفته‌ام، رهبران ایران نباید در مورد جدیت ایالات متحده تردید داشته باشند. وقتی که زمان آن برسد که جلوی دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای گرفته شود، همه گزینه‌ها روی میز است و به آن‌چه گفته‌ام اعتقاد دارم.” وی در عین حال افزود: اسرائیل از این حق برخوردار است که خودش برای تضمین امنیت‌اش تصمیم بگیرد.

یک روز بعد، نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل با اوباما ملاقات کرد و آن‌طور که قبلاً اعلام شده بود، هدف از این ملاقات و مذاکرات دو طرف، تلاش نتانیاهو برای حصول به توافق بر سر این حمله نظامی بود. از واکنش‌هایی که پس از این ملاقات صورت گرفت، چنین برمی‌آید که توافقی میان طرفین صورت نگرفت. دلیل آن هم روشن است. دولت آمریکا منتظر نتایج تحریم‌هایی‌ست که اخیراً اعمال شده و به طور کامل از تیرماه اجرا خواهد شد. در عین حال اوباما تمایلی ندارد قبل از انتخابات وارد یک درگیری نظامی شود که ا حتمال فرارویی آن به یک جنگ تمام عیار نیز وجود دارد. رژیم اسرائیل اما می‌خواهد هر چه زودتر تأسیسات جمهوری اسلامی بمباران شود و از این بابت خیال‌اش راحت گردد که رژیم جمهوری اسلامی لااقل برای مدتی طولانی قادر به ساخت بمب اتمی نخواهد بود.

رژیم اسرائیل، دعاوی ماجراجویانه حکومت اسلامی را مبنی بر این که اسرائیل باید نابود شود، دستاویز پیشبرد سیاست‌ها و تبلیغات خود قرار داده است و نتانیاهو در جریان سخنرانی‌های خود در آمریکا مدام بر همین مسئله تأکید داشت که ایران خواهان نابودی اسرائیل است، بنابراین نمی‌توان بیش از این صبر کرد و نباید اجازه داد به سلاح اتمی دست یابد.

گرچه در مصاحبه مطبوعاتی مشترک، رئیس جمهور آمریکا تأکید کرد که منافع مشترک آمریکا و اسرائیل در این است که مانع از دست‌یابی رژیم پشتیبان تروریسم به سلاح اتمی گردند و برای اسرائیل تحمل رژیمی مسلح به سلاح اتمی که خواهان نابودی اسرائیل است، قابل پذیرش نیست، معهذا گفت که هنوز فرصت برای حل دیپلماتیک مسئله وجود دارد. اما نخست‌وزیر اسرائیل نه فقط صحبتی از راه حل دیپلماتیک نکرد، بلکه بر حق اسرائیل به دفاع از خود تأکید نمود. بنابراین به رغم این که هر دو طرف توافق دارند که سرانجام راه حل نظامی در دستور کار خواهد بود، اما اختلاف بر سر استفاده از راه حل دیپلماتیک به جای خود باقی ماند. توافقی حاصل نشد و بیانیه مشترکی که مواضع یک طرف را تأیید کند، انتشار نیافت. به رغم این که احتمالاً در مذاکرات پشت پرده، مقامات آمریکایی با دادن وعده‌هایی به سران رژیم اسرائیل کوشیده‌اند آن‌ها را از اقدام مستقل نظامی منع کنند، اما اسرائیلی‌ها برای اولین بار، پس از یک اجلاس رسمی با مقامات آمریکایی اعلام کرده‌اند که از این حق برخوردارند، خود مستقلاً تصمیم‌گیری و عمل کنند. این موضع‌گیری دست اسرائیلی‌ها را باز خواهد گذاشت که حتا دولت آمریکا را وارد درگیری نظامی با جمهوری اسلامی کنند. چرا که هر گونه اقدام نظامی اسرائیل علیه تأسیاست هسته‌ای جمهوری اسلامی، مستقیم و غیر مستقیم آمریکا را که از موجودیت اسرائیل دفاع می‌کند، وارد درگیری نظامی خواهد کرد. البته یک چنین اقدامی برای دولت آمریکا غافلگیرانه نخواهد بود، چرا که دولت آمریکا و برخی از متحدین اروپایی آن به ویژه انگلیس، از مدتی پیش در تدارک یک چنین درگیری بوده‌اند و هم اکنون خلیج فارس تبدیل به جولانگاه ناوهای جنگی آمریکا و انگلیس شده است. در طول چند ماه اخیر که جمهوری اسلامی تهدید به بستن تنگه هرمز کرد، کشتی‌های جنگی مجهزتر و پیشرفته‌تری به منطقه گسیل شده‌اند.

در همین هفته نیز فرمانده نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه، طی سخنانی در کنگره این کشور خواستار تقویت نیروی دریایی آمریکا در منطقه و افزایش قابلیت‌های دفاع موشکی شده است. گرچه با جدی‌تر شدن خطر حملات نظامی، جمهوری اسلامی از دامنه تبلیغات و تهدیدات خود کاسته است، اما لاریجانی رئیس مجلس در قبال تهدیدات اوباما موضع‌گیری کرد و آن‌ها را بلوف نامید. در همین هفته هم‌چنین گزارش شد که کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، موافقت گروه ۵ به علاوه ۱ را برای برگزاری دور جدیدی از مذاکرات با جمهوری اسلامی اعلام کرده است.

اکنون سال‌هاست که با بحرانی‌تر شدن اوضاع در هر مقطع، این جلسات برگزار می‌گردند و بدون نتیجه پایان می‌یابند. از دور جدید مذاکرات هم نتیجه‌ای جز همان نتایج قبلی یعنی بی‌نتیجه بودن آن‌ها عاید نخواهد شد. چرا که در این‌جا صرفاً بحث بر سر نزاع هسته‌ای نیست، بلکه مسایل کلان‌تری را دربر می‌گیرد که نمی‌تواند از طریق مذاکرات حل گردد. اصلی‌ترین دلیل شکست مذاکرات گذشته نیز همین مسئله بوده است.

اما اگر مذاکرات گذشته گروه ۵ به علاوه ۱، همواره به شکست انجامیده است، دلیل برگزاری اجلاس جدید چیست؟ دلیل آن، تلاش هر یک از دو طرف درگیر برای بهره‌برداری سیاسی و دیپلماتیک از آن به نفع خود و علیه طرف دیگر نزاع است. جمهوری اسلامی زیر فشار بین‌المللی و روسیه و چین برای کنار آمدن و عقب‌نشینی بر سر مسئله هسته‌ای‌ست. بنابراین می‌خواهد این فشارها را خنثا کند. دولت آمریکا و اتحادیه اروپا نیز می‌کوشند، روسیه و چین را که اکنون بیش‌ترین اصرار را برای تداوم مذاکرات دارند، برای تصویب قطعنامه‌های جدید در شورای امنیت، بی‌طرف سازند و آن‌ها را متقاعد کنند که از این مذاکرات هم نتیجه‌ای به دست نمی‌آید.

بنابراین به ویژه زیر فشار روسیه و چین است که دور جدیدی از مذاکرات آغاز می‌گردد. بعید است، اتفاق جدیدی رخ دهد. مادام که اختلافات جمهوری اسلامی‌و دولت آمریکا در عرصه‌ی سیاست خارجی حل نشود، نزاع هسته‌ای نیز لاینحل باقی خواهد ماند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: