ایران در هفته‌ای که گذشت – جمعه ۲۸ بهمن

برگرفته از: رادیـو دمـکـراسـی شـورائـی

برنامه‌های امروز جمعه بيست و هشتم بهمن ماه، شامل تفسيرهای سياسی ايران در هفته‌ای که گذشت – گزارشی با عنوان «گفتگوهايی در محيط کار» – اطلاعيه سازمان فدائيان (اقليت) در مورد تحريم انتخابات، و مطلبی با عنوان «زنان سياهکل»، خواهد بود.

برای شنیدن برنامه روز رادیو دمکراسی شورایی، اینجا را کلیک کنید

  همين جا گوش کنيد:

یا از ابزار پخش 4shared  در زیر استفاده کنید:

http://www.4shared.com/mp3/FTxDli1X/28bahman.html

امکان دانلود يا گوش کردن مستقيم از سايت سازمان فدائیان (اقلیت) mp3

امکان دانلود يا گوش کردن از طريق سايت راديو دمکراسی شورائیMP3

امکان دانلود يا گوش کردن مستقيم برنامۀ امروز در mp3-4shared

سرتيتر تفسيرهای سياسی اين هفته:

تفسیرهای سیاسی هفته:

تجارب انقلاب و قیام ۲۲ بهمن ۵۷ را پاس داریم

۲۲ بهمن سالروز قیام بزرگ توده‌های کارگر و زحمتکش، یکی از درخشان‌ترین صفحات تاریخ مبارزات مردم ایران علیه ستم‌گران حاکم است.

با قیام مسلحانه ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بساط نظام سلطنتی خاندان پهلوی از ایران برچیده شد. اما دریغ و افسوس که ناآگاهی و بی سازمانی توده‌های زحمتکش سبب گردید تا قدرت سیاسی دوباره در دست گروه دیگری از مرتجعین به رهبری خمینی قرار گیرد و انقلابی که به قیام حماسی ۲۲ بهمن انجامیده بود، سرانجام با سرکوب و کشتار مردم توسط مرتجعین اسلام‌گرای حاکم، در هم شکسته شود.

در هفته‌ای که گذشت، سالروز این قیام بزرگ و تاریخی بود. سال‌هاست که با استقرار رژیم ترور و خفقان جمهوری اسلامی، توده‌های مردم ایران به مراسم فرمایشی و عوام‌فریبانه‌ای که هر سال از جانب رژیم در ۲۲ بهمن برگزار می‌گردد، پشت کرده‌اند. سال‌ها پیش که هنوز ماهیت سرتاپا ارتجاعی جمهوری اسلامی بر بخشی از مردم ایران آشکار نشده بود، گروهی از مردم ناآگاه و متوهم مذهبی نیز در این مراسم فرمایشی شرکت می‌کردند. اما اکنون مدت‌هاست که شرکت‌کنندگان در این خیمه‌شب بازی رژیم عموماً وابستگان دستگاه دولتی و خانواده‌های آن‌ها هستند.

سران جمهوری اسلامی که امروزه بیش از هر زمان دیگر منفور و مطرود توده‌های کارگر و زحمتکش‌اند و رژیم با بحران‌های متعدد داخلی و خارجی روبروست، امسال تلاش نمودند برای مصرف خارجی تمام نیروی خود را بسیج کنند تا گویا به مردم کشورهای منطقه و دولت‌های خارجی نشان دهند که هنوز در میان مردم پایگاه دارند و با سرنوشت دیگر رژیم‌های استبدادی منطقه که با انقلابات سرنگون شدند، روبرو نیستند.

با این همه، با چنان شکستی روبرو شدند که در تهران چندین میلیونی بر تمام بسیج‌شان به دشواری می‌توان نام ده‌ها هزار شرکت‌کننده نهاد. این شرکت‌کنندگان، فقط جیره‌خواران مزدور جمهوری اسلامی بودند. ناچیز بودن این جمعیت به حدی بود که نه فقط رسانه‌های بین‌المللی چیزی برای انعکاس آن نیافتند، بلکه مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی رژیم نیز بی سر و صدا از کنار آن گذشتند. آن‌قدر شکست رژیم مفتضحانه بود که حتا نتوانستند یک عکس یا فیلمی که جمعیتی قابل ملاحظه را در جریان سخنرانی احمدی‌نژاد نشان دهد، انتشار دهند.

خامنه‌ای از این شکست چنان برآشفته شد که دو روز بعد در جریان یک سخنرانی کوشید آن را رفع و رجوع کند و رسانه‌های به ویژه بین‌المللی را به عدم انتشار خبر حضور به اصطلاح میلیونی مردم متهم کند. او گفت: “دستگاه تبلیغاتی جبهه استکبار برای منعکس نشدن حقیقت و عظمت حضور مردم اخبار مربوط به این راه‌پیمایی را سانسور کردند و راه‌پیمایان میلیونی تهران را هزاران نفر و جمعیت ده‌ها میلیونی کشور در راه‌پیمایی را صدها هزار نفر عنوان کردند.” خامنه‌ای گویا از فرط نومیدی عقل‌اش را هم از دست داده است.

آخر در میان این همه خبرگزاری‌های ریز و درشت جهان که در ایران حضور داشتند تا قدرت بسیج جمهوری اسلامی را ببینند و گزارش کنند، حتا یک دستگاه تبلیغاتی غیر استکباری هم پیدا نشد که خبر از “راه‌پیمایان میلیونی تهران” و فراتر از آن “جمعیت ده‌ها میلیونی راه‌پیمایان کشور” بدهد؟ بالاخره از نمونه خبرگزاری‌های چینی و روسی که دوستان و حامیان جمهوری اسلامی هستند، حضور داشتند که بتوانند جمعیت ده‌ها میلیونی راه‌پیمایان را که گویا تمام جمعیت کشور منهای کودکان کم سن و سال و سالمندان را شامل می‌شود، ببینند و گزارشی از آن به سراسر جهان مخابره کنند و فیلم آن را هم نشان دهند! اما گویا آن‌ها هم چیزی ندیدند و متوجه ابعاد قضیه نشدند. فقط این خامنه‌ای بود که می‌توانست به لحاظ نزدیک بودن‌اش به عالم غیب از حضور جمعیت میلیونی و ده‌ها میلیونی راه‌پیمایان آگاه گردد و لاغیر. اما شکست و رسوایی جمهوری اسلامی قابل پرده‌پوشی نیست.

۳۳ سال ستم‌گری بر مردم ایران، رژیم جمهوری اسلامی را در همان جایگاهی قرار داده است که رژیم شاه در سال ۵۷ در آن قرار گرفت. عموم توده‌های مردم ایران در حال مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی‌اند. توده‌های میلیونی دست اندرکار برانداختن رژیم‌اند، خامنه‌ای اما خواب ده‌ها میلیونی را در مراسم رژیم می‌بیند. قیام توده‌ای سال ۸۸ نشان داد که مردم ایران به چیزی کم‌تر از برافتادن بساط ننگین و جنایتکارانه‌ی جمهوری اسلامی رضایت نمی‌دهند. دیگر صحبت از بر جای ماندن جمهوری اسلامی نیست. چیزی به سرنگونی این رژیم نمانده است. مهم اما این است که توده‌های کارگر و زحمتکش مردم ایران درس‌ها و تجارب ۳۳ سال گذشته را به خوبی آموخته باشند و آن‌ها را در جریان سرنگونی جمهوری اسلامی به کار بندند.

بزرگ‌ترین درسی که توده‌های زحمتکش ایران باید از انقلاب سال ۵۷ و شکست آن آموخته باشند این است که سرنگونی یک رژیم به تنهایی برای پیروزی یک انقلاب و دست‌یابی مردم به مطالبات خود و اهداف انقلاب، کافی نیست. مهم این است که قدرت سیاسی در دست کدام طبقه قرار می‌گیرد. در جامعه کنونی ایران، فقط انقلابی می‌تواند به پیروزی برسد که قدرت سیاسی را به دست کارگران و زحمتکشان بسپارد. به جز این هیچ انقلابی در ایران نمی‌تواند به پیروزی برسد و بدون آن مردم ایران هرگز نمی‌توانند به مطالبات خود دست یابند. انقلاب سال ۵۷ به مردم ایران آموخت که باید از تمام اشکال مبارزات تعرضی برای سرنگونی یک رژیم استفاده کرد، اما کارآیی تمام این اشکال یکسان نیست. آن شکل‌هایی از مبارزه، ضرباتی مهلک بر پیکر پوسیده رژیم وارد می‌آورند که دربرگیرنده اکثریت بزرگ مردم ایران یعنی کارگران و زحمتکشان باشند. اعتصابات عمومی اقتصادی و سیاسی که میلیون‌ها کارگر در آن حضور دارند، مهم‌ترین اشکالی‌ست که می‌تواند رژیم را به کلی فلج  ضربات مرگ‌باری بر آن وارد آورند. تجربه نشان داد که تلفیق این اعتصابات با راه‌پیمایی‌ها و تظاهرات توده‌ای، مرحله عالی‌تری از این مبارزه است که رژیم را از هر جهت مورد حمله قرار خواهد داد. اما هیچ رژیمی، به ویژه رژیم‌های استبدادی و سرکوب‌گر از نمونه آن‌چه که اکنون در ایران وجود دارد، با سادگی کنار نمی‌رود بلکه می‌کوشد با تکیه بر نیروهای مسلح خود قدرت را حفظ کند، لذا قیام مسلحانه، نظیر قیام ۲۲ بهمن، آن ضربه قطعی‌ست که می‌تواند در پی یک اعتصاب عمومی سیاسی، رژیم حاکم را سرنگون و تمام بساط آن را جاروب کند.

تجربه شکست انقلاب ۱۳۵۷ به مردم ایران آموخت که نباید به وعده و وعید اعتماد کنند. هرگز نباید فراموش کرد که همواره شیادانی از قماش خمینی پیدا می‌شوند، به مردم وعده و وعید می‌دهند تا اعتماد آن‌ها را جلب و انقلاب را سرکوب کنند. امروزه کم نیستند جریاناتی از درون اپوزیسیون رژیم که وعده آزادی، دمکراسی، برابری و رفاه به مردم می‌دهند، اما ماهیتاً تفاوتی با امثال خمینی ندارند. توده‌های کارگر و زحمتکش ایران نباید به این وعده‌ها اعتماد کنند. باید خودشان از طریق ایجاد ارگان‌های قدرت شورایی، خواست‌ها و مطالبات‌شان را عملی کنند. تجربه استقرار شوراها در جریان انقلاب ۵۷ و در پی قیام مسلحانه ۲۲ بهمن نشان داد که شورا یگانه نهادی‌ست که می‌تواند مردم را بر سرنوشت خود حاکم سازد. از طریق شوراهاست که کارگارن و زحمتکشان می‌توانند قدرت سیاسی را به دست بگیرند، اعمال حاکمیت کنند، مطالبات خود را عملی سازند و از دستاوردهای انقلابی خود پاسداری نمایند. شوراها، عالی‌ترین شکل دمکراسی را برای توده‌های مردم ایران به ارمغان خواهد آورد. چون در این‌جا قدرت از پایین‌ترین سطح در دست خود مردم است. نمایندگان، تماماً انتخابی هستند و توده کارگر و زحمتکش در هر لحظه مراقب رفتار و اعمال آن‌ها هستند. همین که ببینند نماینده و مقامی در حکومت شورایی خلاف منافع آن‌ها عمل می‌کند، در همان لحظه از حق عزل کردن او برخوردارند. دیگر، نظمی بوروکراتیک وجود نخواهد داشت. بساط رئیس و مرئوسی و امتیازات برمی‌افتد. مقامات دیگر از حقوق‌های کلان برخوردار نخواهند بود و حقوق‌شان از متوسط دستمزد کارگران ماهر تجاوز نخواهد کرد و مردم مسلح، متشکل در شوراها از انقلاب خود پاسداری می‌کنند. دمکراسی شورایی این امکان را به مردم می‌دهد که خودشان از آزادی‌های خود حراست کنند. وسیع‌ترین و گسترده‌ترین آزادی‌های سیاسی را برقرار سازند و دیگر اجازه ندهند آزادی از مردم گرفته شود. دمکراسی شورایی با کوتاه کردن دوره نمایندگی در شوراها این امکان را فراهم می‌آورد که عموم توده‌های مردم راه و رسم حکومت کردن را بیاموزند و بر سرنوشت خود و جامعه‌ای که در حال بنای آن هستند، حاکم گردند.

دمکراسی شورایی که عالی‌ترین شکل دمکراسی کارگری‌ست به توده‌های کارگر و زحمتکش این امکان را می‌دهد که نظم ستم‌گرانه سرمایه‌داری را براندازند و جامعه سوسیالیستی را بنا نهند که در آن انسان‌های آزاد، برابر و رها شده از ستم و استثمار، در رفاه و خوشبختی به سر برند.

تجارب انقلاب و قیام ۲۲ بهمن را پاس داریم و در انقلاب آتی به کار بندیم.

وزیر اطلاعات، ورشکستگی را جار می‌زند

خیمه‌شب بازی موسوم به انتخابات به کابوسی برای رژیم تبدیل شده است. سران رژیم پوشیده و آشکار از آن‌چه که رخ خواهد داد، اظهار نگرانی می‌کنند. خامنه‌ای به هر بهانه‌ای سخنرانی می‌کند و از مردم می‌خواهد که در خیمه شب بازی انتخاباتی ۱۲ اسفند شرکت کنند. او در آخرین سخنرانی‌اش در این هفته گفت: جبهه استکبار و دشمنان نظام تلاش گسترده‌ای را آغاز کرده‌اند تا انتخابات مجلس، انتخابات بی رونقی باشد. وی برای دلداری دادن به عوامل حزب‌اللهی‌اش وعده داد که با کمک خدا، انتخابات پرشور و با حضور فراوان مردم برگزار شود.

وخامت اوضاع را اما وزیر اطلاعات وی روز پنج‌شنبه در جمع آخوندهای پیش‌نماز مساجد برملا کرد و از آن‌ها خواست که “با تبیین امور برای مر دم، توطئه دشمنان را خنثا کنند.” پس لابد مسئله مهم و قابل توجهی‌ست که بار دیگر پای “توطئه دشمنان” در میان است.

وزیر اطلاعات گفت: “از منظر دستگاه اطلاعاتی، جنگی تمام عیار و همه جانبه علیه جمهوری اسلامی در حال اجراست و این یک شعار و تحلیل نیست بلکه بر اساس اطلاعات دقیق می‌گویم. دشمن طراحی‌های گسترده‌ای در تمام حوزه‌های مختلف علیه جمهوری اسلامی طراحی کرده و این باعث شده که تهدیدها و آسیب‌پذیری‌هایی به وجود بیاید.” از این قرار معلوم، اوضاع آن‌قدر وخیم است که وزیر اطلاعات هم ترسیده است. مصلحی ادامه می‌دهد و می‌گوید: “تغییرات  جدی در حوزه تهدیدات علیه نظام صورت گرفته و ما با تهدیدات جدید و نوینی مواجه هستیم.” “تغییر ماهوی تهدیدات جدید به این معناست که کلیه دستگاه‌ها با طراحی‌های جدید باید به این عرصه وارد شوند و در این ارتباط برنامه‌ریزی کنند.”
حالا دست به نقدترین تهدید که این همه موجب نگرانی وزیر اطلاعات رژیم استبدادی‌ست کدام‌ است؟

رئیس سازمان شکنجه و کشتار اسلامی می‌گوید: نقطه مشترک دشمنان نظام تلاش در راستای کاهش مشارکت مردم در انتخابات و ایجاد چالش امنیتی برای نظام است. متأسفانه برخی از اثرات منفی نیز در جامعه ما داشته است. بنابراین روشن شد که نظرسنجی‌های وزارت اطلاعات هم نشان از تحریم گسترده این خیمه شب بازی توسط مردم دارد. اما نگرانی به همین جا خاتمه نمی‌یابد. مصلحی می‌افزاید: “دشمنان تمام ظرفیت خود را به کار برده‌اند که نظام را با یک چالش امنیتی در موضوع انتخابات مواجه کنند و در واقع انتخابات را یک فرصت‌طلبی برای ضربه زدن به امنیت جمهوری اسلامی تلقی می‌کنند.”

یعنی این که مسئله فقط تحریم انتخابات قلابی از سوی مردم نیست، بلکه مبارزه‌ای فعال برای برانداختن تمام بساط خیمه شب بازی رژیم استبدادی در جریان است. چرا که وی به “اغتشاش و آشوب خیابانی” نیز اشاره می‌کند.

در تمام این سخنرانی، هراس وزیر اطلاعات موج می‌زند. البته این رئیس تشکیلات جاسوسی، شکنجه و کشتار، از طریق هزاران مزدور این دستگاه به خوبی می‌داند که نظر توده‌های وسیع مردم ایران نسبت به رژیم و انتخابات قلابی‌اش چیست. مردم ایران دیگر نه تنها هیچ توهمی به رژیم، جناح‌های آن و به اصطلاح انتخاباتش که حالا دیگر عرصه کشمکش چند باند تبهکار و مافیایی درون رژیم می‌باشد، ندارند، بلکه عزم کرده‌اند که با تشدید مبارزه این خیمه شب بازی را از بیخ و بن براندازند.

مسئله اکنون دیگر تحریم صاف و ساده در میان نیست، تحریم فعال و مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی، پاسخ مردم به خیمه شب بازی انتخاباتی رژیم خواهد بود.

اولتیماتوم یا اقدامی تبلیغاتی برای مصرف داخلی!

روز چهارشنبه این هفته، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی سفیران ۶ کشور اروپایی را فراخواند تا پیام این وزارت‌خانه را به دولت‌های متبوع خود برسانند.

از مضمون دقیق این پیام اطلاعاتی در دست نیست، اما از اخبار جسته و گریخته‌ای که انتشار یافته چنین برمی‌آید که در ارتباط با تحریم‌ها بوده است.

مدیر کل اروپای غربی وزارت امور خارجه به خبرگزاری ایرنا گفت: در دیدار با سفیران اروپایی به آن‌ها گفته شده است که ایران نمی‌تواند در مقابل تحریم‌های اروپایی ساکت بنشیند. اخبار متناقضی پی در پی بر سر این مسئله در رسانه‌های خبری انتشار یافت. از قطع فروش نفت به این کشورها تا تکذیب آن. در آخرین خبری که چهارشنبه شب خبرگزاری فارس انتشار داد، آمده بود: یک مقام آگاهی برخی اظهار نظرها در خصوص اولتیماتوم به برخی کشورهای اروپایی را رد و موضع مقتدرانه جمهوری اسلامی در قطع صادرات نفت به ۶ کشور را تأیید کرد. سپس تمام این ضد و نقیض‌گویی‌ها به پایان رسید و اعلام شد: “ایران به دلایلی انسانی و هوای سر در اروپا در حال حاضر صادرات نفت خود به این قاره را قطع نمی‌کند.”

در عین حال که به نظر می‌رسد کشمکشی در درون باندهای رژیم در قبال واکنش به تحریم خرید نفت از جمهوری اسلامی وجود دارد، یعنی برخی از این باندها می‌خواهند قبل از پایان قراردادها، فروش نفت به عنوان پاسخ به اصطلاح “مقتدرانه جمهوری اسلامی” قطع شود، برخی دیگر نمی‌خواهند اوضاع وخیم‌تر از آن‌چه که هست گردد. لذا در حالی که برخی مضمون پیام را اولتیماتوم نامیدند، جریانات دیگری که خبرگزاری فارس بلندگوی آن‌هاست، بر قطع صدور نفت تأکید کردند.

در واقعیت اما موضع هر دو جریان بر سر این مسئله چیزی جز یک هیاهوی تبلیغاتی نیست. تحریم خرید نفت از سوی کشورهای عضو اتحادیه اروپا از حدود یک ماه پیش به مرحله‌ی اجرا درآمده است. فرصت ۶ ماهه تعیین شده، نه برای خرید نفت در این فاصله بلکه برای پایان یافتن قراردادهایی‌ست که قبلاً با جمهوری اسلامی بسته شده است. بنابراین اتحاد یه اروپا از نظر حقوقی نمی‌توانست قراردادهایی را که از قبل با جمهوری اسلامی داشت کان لم یکن اعلام نماید. جمهوری اسلامی نیز حتا اگر بخواهد صرفاً برای اهداف تبلیغاتی داخلی خود، این قراردادها را ملغا اعلام نماید، با همین مشکل حقوقی در سطح بین‌المللی روبرو خواهد شد و بالاخره مجبور خواهد شد، چندین برابر آن را به عنوان خسارت بپردازد.

بنابراین بعید است که حتا اگر جمهوری اسلامی همین فردا اعلام کند که دیگر نفتی به اروپا نخواهد فروخت، قراردادهای موجود را فسخ یا ابطال اعلام نماید.

اما هر اتفاقی که رخ دهد، در این واقعیت تغییری پدید نمی‌آورد که اقدام جمهوری اسلامی مبنی بر اعلام قطع صادرات نفت به اروپا صرفاً یک اقدام تبلیغاتی برای مصرف داخلی‌ست. چون تحریم خرید نفت از جمهوری اسلامی هم اکنون به مرحله‌ی اجرا درآمده است. این جمهوری اسلامی نیست که پیش‌قدم قطع صدور نفت به اروپا می‌گردد، بلکه به یک عمل انجام گرفته گردن می‌نهد، منتها می‌خواهد بگوید که حال که شما نفت را از ما نمی‌خرید، ما هم به ناچار نفت را به شما نمی‌فروشیم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: