هذیان‌گویی خامنه‌ای

جمعه، ۲۱ بهمن ۹۰- در ایران، بحرانی وجود ندارد. مردم با معضلاتی در زندگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود دست به گریبان نیستند. آن‌چه که هست پیشرفت، آزادی و سربلندی‌ست. اگر بتوان مشکلی را در جامعه ایران پیدا کرد، دنیاطلبی، “عدم پیشرفت و تزکیه اخلاقی”، “مصرف‌زدگی”، “تنبلی و کم‌کاری” مردم ایران است. این است خلاصه‌ای از افاضات دیکتاتور حاکم بر ایران در هفته‌ای که گذشت.

علی خامنه‌ای، پس از چندین هفته سکوت بر سر بحران‌های متعددی که رژیم جمهوری اسلامی با آن‌ها روبروست، در هفته‌ای که گذشت پامنبری‌های خود را که عموماً مزدوران حقوق‌بگیر حکومت اسلامی، متشکل از سپاه، بسیج، ارتش، پلیس، مقامات دستگاه دولتی و کارگزاران حزب‌اللهی این دستگاه، آخوندها و خلاصه تمام پاسداران نظم استبدادی را فراخواند، تا پیرامون مسایل داخلی و خارجی جمهوری اسلامی برای آن‌ها سخنرانی کند.

خامنه‌ای همین که بسم‌الله را بر زبان آورد و به نام خدا دروغ‌پردازی‌های خود را آغاز کرد، گفت: انقلاب، رژیم دیکتاتور و مستبد را از بین برد. رژیم مردم‌سالار به جای آن نشاند. اختناق نفس‌گیری که بر ملت ما حاکم بود، از بین برد، آزادی به این ملت داد – آرای خودشان را، حرف‌های خودشان را بتوانند آزادانه ابراز کنند. فضا، فضای آزادی شد – تحقیرشدگی تاریخی ملت را از بین برد، عزت ملی داد.

اگر فردای سرنگونی رژیم شاه، در حالی که هنوز مردم ایران در ناآگاهی و توهم به سر می‌بردند و نمی‌دانستند ارتجاعی هارتر از رژیم سلطنتی قدرت را در دست گرفته و رسالتی جز شکست انقلاب، نابودی تمام دستاوردهای انقلابی مردم و استقرار رژیمی استبدادی‌تر از رژیم سلطنتی را ندارد، شیادی به نام خمینی، این حرف‌ها را می‌زد،  کم نبودند مردمی که آن‌ها را باور می‌کردند. چرا که البته در دو سال نخست پس از قیام، رژیم هنوز در وضعیتی قرار نداشت که بتواند ماهیت خود را به عموم توده‌های مردم ایران نشان دهد. اکنون اما فجایع و جنایات بی انتهای حکومت استبدادی و دیکتاتوری عریان و آشکار طبقه حاکم به درجه‌ای‌ست که نه فقط از سال‌ها پیش حتا ناآگاه‌ترین مردم به ماهیت سرتاپا ارتجاعی جمهوری اسلامی پی برده، بلکه فراکسیون‌های متعددی از طبقه حاکم و جناح‌های آن نیز که خود از پاسداران نظام سیاسی موجود بوده و هستند، کتمان نمی‌کنند که در ایران چیزی جز یک استبداد و دیکتاتوری باندهایی که سرکردگی آن‌ها را خامنه‌ای بر عهده دارد، وجود ندارد.

در یک چنین شرایطی که اختناقی چنان نفس‌گیر بر ایران حاکم شده است که حتا دار و دسته‌هایی از طبقه حاکم جرأت حرف زدن ندارند و توده‌های مردم ایران از ابتدایی‌ترین آزادی‌های سیاسی محروم‌اند، فقط یک آخوند رسوا که تمام زندگی‌اش با دروغ و فریب‌های ۱۴۰۰ ساله می‌گذرد، می‌تواند ادعا کند: مردم ایران به آزادی دست یافتند. دمکراسی بر ایران حاکم گردید و بالاخره تحقیرشدگی تاریخی ملت از بین رفت! واقعاً چه تحقیری بالاتر از این برای یک ملت که در قرن بیست و یکم آخوندی که پس‌مانده اعصار جاهلیت و قرون وسطاست، بر این ملت حکومت کند و جلو چشم آن‌ها دروغ بگوید. خامنه‌ای وقتی که از آزادی و مردم‌سالاری در یکی از استبدادی‌ترین دیکتاتوری موجود در جهان سخن می‌گوید، فقط دروغ نمی‌گوید، بلکه توده‌های مردم ایران را که از ابتدایی‌ترین حقوق و آزادی‌های سیاسی محروم‌اند، تحقیر می‌کند. گویا او می‌خواهد از مردمی که شعار “مرگ بر خامنه‌‌ای”، “مرگ بر دیکتاتور” را سر داده‌اند، انتقام بگیرد. اما مطمئئن باشد که با این اراجیف خشم مردم را افزون‌تر می‌سازد. تردید نکند که وقتی این خشم بار دیگر منفجر شد و بساط جمهوری اسلامی را برچید، بعید به نظر می‌رسد که دیگر کسی حتا جرأت کند عمامه بر سر بگذارد. خامنه‌ای بخش دیگری از یاوه‌سرایی‌هایش را به انکار بحران‌هایی که جمهوری اسلامی به بار آورده است، اختصاص داد و افزود:

“مسایل کوچک را نباید بزرگ کرد. نباید القاء بحران کرد. سعی می‌کنند با هزار وسیله اثبات کنند که در ایران بحران هست. چه بحرانی؟ کدام بحران؟ کشور آرام، ملت قوی، با نشاط، این همه کار از سوی دستگاه‌های گوناگون، از سوی آحاد مردم در این کشور دارد انجام می‌گیرد.”

به ادعای خامنه‌ای، بحرانی در کشور وجود ندارد. اگر اقتصاد در رکود و از هم گسیختگی قرار دارد، بازار ارز متلاطم است، ارزش ریال پی در پی سقوط می‌کند، بهای کالاها لحظه به لحظه افزایش می‌یابد، نرخ تورم به ۴۰ درصد رسیده است، ارتش بزرگ بیکاران به ۸ میلیون رسیده است، گویا تمام این شواهد دال بر یک بحران بزرگ اقتصادی نیست. “کدام بحران؟” این‌ها که همه نشانه “با نشاط” بودن اوضاع اقتصادی‌ست. وقتی که سیاستمداران یک کشور، مشتی شیاد از قماش خامنه‌ای باشند، همه چیز وارونه تعریف می‌شود. اختناق و استبداد می‌شود “آزادی”، “مردم‌سالاری”، “فضای آزادی”؛ بحران اقتصادی ژرف و همه جانبه هم می‌شود “نشاط” اقتصادی. اگر “مسایل کوچکی” هم هست، مقصر آن مردم‌اند که به گفته خامنه‌ای “دچار اسراف و مصرف‌زدگی شده‌اند و تا یک شایعه‌ای درست می‌شود که فلان چیز کم است، مردم هجوم می‌آورند برای این که بیش‌تر آن را جمع کنند که نبادا دچار کمبود شوند.”

اگر دستاورد حکومت اسلامی در ایران گسترش روزافزون اعتیاد به مواد مخدر، گسترش فحشا و تن‌فروشی، گسترش روزافزون فقر، گرسنگی و بیکاری بوده است؛ اگر روز به روز بر دامنه ناامنی اجتماعی، افزایش جنایات، انباشته شدن زندان‌ها در ابعادی چند صد هزار نفره بوده است، این مصائب اجتماعی، بیان روشنی از بحران‌های اجتماعی نیستند، بلکه نشانه روشنی از “نشاط” و “شکوفایی” جمهوری اسلامی‌اند.

اگر نارضایتی مردم از وضع موجود به نهایت خود رسیده است و اگر رژیم جمهوری اسلامی از ترس اعتراضات و شورش‌های توده‌ای، روز به روز اختناق را تشدید نموده و سیستم پلیسی – امنیتی سرکوب کاملی را برقرار کرده است، دلیل آن بی ثباتی و بحران سیاسی طبقه حاکم و نظم موجود نیست، بلکه نشانه “نشاط” و “امنیت” رژیم است.

اگر بحران اقتصادی و سیاسی موجود چنان عمیق است که به شکاف‌های پی در پی و بحران‌های مداوم در درون طبقه حاکم و هیئت حاکمه انجامیده است، این نیز دلیلی بر وجود بحران در میان بالایی‌ها نیست، بلکه به ادعای خامنه‌ای نشانه “ریزش و رویش” است.

عرصه‌ی سیاست خارجی نیز که دیگر اظهر من الشمس است. اصلاً بحرانی وجود ندارد. فقط کمی تحریم بی تأثیر استکبار و تهدیدات نظامی غیر جدی‌ست که به تقویت بنیه اقتصادی، سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی انجامیده است.

بله! چه بحرانی؟ کدام بحران؟ کشور آرام است و با نشاط، ملت قوی‌ست و امنیت برقرار. فقط معلوم نیست وقتی که خامنه‌ای این همه بحران‌های موجود در کشور را انکار می‌کرد، نگاهی لااقل به چهره ردیف اول مستمعین‌اش که سران ارگان‌های سیاسی و نظامی رژیم بودند، انداخت یا نه! چون بعید است لااقل برخی از آن‌ها دچار حیرت نشده و با خود نگفته باشند احتمالاً آقا دیوانه شده و هذیان می‌گوید. چون دیگر حتا کودکان مدارس هم می‌دانند وضع وخیم و بحرانی‌ست.

اما خامنه‌ای، با این یاوه‌سرایی نه می‌تواند واقعیت عینی بحران‌هایی که سر تا پای نظم موجود را فرا گرفته است انکار کند و نه مردمی را که روزمره با این بحران‌ها درگیرند فریب دهد. این بحران‌ها پیوسته عمیق‌تر می‌شوند، نظم موجود را متزلزل‌تر می‌سازند، تضاد میان توده کارگر و زحمتکش را با این نظم تشدید می‌کنند و سرانجام جمهوری اسلامی را به همان زباله‌دانی تاریخ می‌فرستند که ۳۳ سال پیش رژیم سلطنتی را فرستادند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: