کارگران زیر تیغ بیکاری و گرانی، فعالان کارگری در حبس

به نقل از کانون مدافعان حقوق کارگر – 16 بهمن 1390 –  کارگران و مردم زحمتکش، زمستان نود را زیر تیغ بیکاری و گرانی، به میانه رساندند. تحریم اقتصادی و سایه شوم جنگ برای مردم ایران، تنها کابوسی همچون وضعیت فعلی عراق و افغانستان و لیبی، در آینده ای نامعلوم، نیست. مدت هاست کارگران و مردم زحمتکش، این کابوس را زندگی می کنند. بیکاری های گسترده ای که موج جدید تعطیلی موقت و دائم واحدهای تولیدی، به ارمغان آورده است، دامنگیر کارخانه های خودروسازی سایپا و پارس خودرو هم شده است. نیروی کار شاغل در صنعت خودروسازی، که به نسبت نیروی کار واحدهای تولیدی و خدماتی کوچکتر، امنیت شغلی و دستمزد بالاتری داشتند، آخرین قربانیان تحریم اقتصادی بوده اند.تا میانه زمستان امسال هم، همچون فصول سیاه گذشته، عدم رعایت استاندارد های ایمنی در محیط کار به منظور «صرفه جویی در هزینه ها و افزایش سود» و انفجار های کارخانه فولاد غدیر یزد و ایستگاه تقویت فشار گاز رشت، جان کارگران بسیاری را گرفت. البته راه های دیگری هم برای ستاندن جان کارگران هست. شنیدیم که:

«گروه خودروسازی بهمن، که مزدا تولید می کند، کارگران خود را با پرداخت حداقل حقوق تا 15 فروردین 1391 بیکار کرده است. این گروه در هفته اخیر، تعدادی از کارگران را به سر کار فراخواند و اسامی شماری دیگر را به عنوان اخراجی، در تابلو اعلانات اعلام کرد. همزمان با اعلام این لیست، یکی از کارگران سالن رنگ گروه بهمن به نام مصطفی علیزاده، دست به خودکشی زد و فوت کرد.»

یکی از نتایج افزایش ساعت به ساعت قیمت ارز و طلا و هجوم سرمایه داران ریز و درشت به بازار دلالی مجاز و غیر مجاز داخلی و خارجی (واردات)، تعطیلی واحدهای تولیدی و خدماتی بوده است. نتیجه دیگر متورم شدن بازار دلالی، افزایش نرخ تورم و گرانی های ساعت به ساعت بوده است. در حالیکه دستمزد نیروی کار، سال به سال و با نرخ پایین و دروغین حدود 9 درصد، افزایش می یابد؛ افزایش قیمت کالاها و خدمات اساسی همچون اجاره مسکن و خوراک و پوشاک و درمان و آموزش و حمل و نقل، روزانه و چند ده درصدی است. به لطف سیاست اقتصادی خصوصی سازی و اهدای سرمایه های عمومی مردم در بخش های آموزش و درمان و حمل و نقل و انرژی و … به سرمایه داران خصوصی و دولتی، هزینه های زندگی نیروی کار، به طور منظم، افزایش می یافت و بیکاری، گسترده تر می شد. تحریم اقتصادی اما، جهشی بزرگ در این افزایش بیکاری و تورم، ایجاد کرد.

در این وانفسا، کسانی از نیروی کار هم هستند که راه زندگی را، به مانند «مصطفی علیزاده» ها، سیاه و به پایان رسیده ندانند:

مگر نه اینکه ثروت های جامعه را دسته جمعی تولید می کنیم؟ مگر نه اینکه تورم و گرانی روزمره، سفره های مان را عین هم، لاغرتر می کند؟ مگر نه اینکه بیکاری، همه ما را به نوبت تهدید می کند؟ پس چرا راه علاج و مقاومت را، از دریچه تنگ تلاش انفرادی بجوییم؟ که آخر راه، یاس و خودکشی انتظار مان را بکشد به نوبت؟ ایستادن و مقاومت و چه بسا پیشروی، در گروی تلاش دسته جمعی و متشکل نیروی کار است.

***

ایستاده اند هنوز و می ایستند و به پیش می روند تا همراه مان کنند. حبس و حکم و بیماری و آسیب های دوران بازجویی هم، جلودار شان نیست. بنگریدشان:

– علی اخوان، از یاران کانون مدافعان حقوق کارگر، شب 8 بهمن، در منزلش بازداشت شد. اخوان هم اکنون برای گذراندن یک سال و نیم حبس تعزیری، در بند 350 زندان اوین به سر می برد.

– محمد جراحی، فعال کارگری شهر تبریز، 27 دی در خانه اش بازداشت شد.

– شاهرخ زمانی، از اعضای هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش ساختمان، 25 دی در محل کارش در تبریز و در حین نقاشی ساختمان، بازداشت شد. ماموران امنیتی، جراحی و زمانی را جهت اجرای حکم حبس تعزیری، بازداشت کرده اند. دادگاه تبریز، حکم پنج سال حبس برای محمد جراحی و یازده سال حبس برای شاهرخ زمانی، صادر کرده بود. هم اکنون، زمانی و جراحی، بدون دسترسی به لباس گرم و تحت فشارهای جسمی و روانی، در قرنطینه زندان تبریز به سر می برند.

– ساسان واهبی وش، فعال چپ دانشجویی دانشگاه آزاد تبریز، 25 دی ماه جهت گذراندن باقی مانده حکم شش ماه حبس تعزیری، طی یک تماس تلفنی، به اتاق 37 وزارت اطلاعات جنب زندان تبریز، احضار شد. واهبی وش، دو روز را در قرنطینه زندان گذراند و از 13 بهمن، در بند مالی- سیاسی زندان تبریز به سر می برد.

– مهدی فراحی شاندیز، معلم و فعال کارگری، از هفته دوم دی ماه، برای گذراندن حکم سه سال حبس تعزیری، در بند 350 زندان اوین، محبوس شده است.

– میثم نجاتی عارف، فعال کارگری و دانشجوی دانشگاه آزاد کرج، 13 دی هنگام خروج از محل کارش در کارخانه سایپا، به دست ماموران امنیتی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد.

– صدیق کریمی، از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران، 11 بهمن در پی مراجعه به دادگاه سنندج، بازداشت شد. دادگاه سنندج، حقوق ماهیانه ضامن کریمی را مسدود کرده بود.

– شیث امانی، از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران، 26 دی، هنگامی که برای پی گیری آزادی شریف ساعد پناه و مظفر صالح نیا، به دادگاه سنندج مراجعه کرده بود، بازداشت شد. امانی، به دنبال انجام عمل جراحی ناموفق دیسک کمر، همچنان دچار درد در ناحیه کمر است. امانی و کریمی، هم اکنون برای گذراندن حکم شش ماه حبس تعزیری، در زندان مرکزی سنندج به سر می برند. قابل ذکر است که این حکم، که برای اتهام برگزاری مراسم روز جهانی کارگر سال 1386 در سنندج صادر شده بود، توسط رییس وقت قوه قضاییه، لغو شده بود.

– شریف ساعد پناه و مظفر صالح نیا، از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران، 29 دی، پس از دو هفته بازداشت در زندان مرکزی شهر سنندج، با قرار وثیقه 80 میلیون تومانی آزاد شدند.

– رضا شهابی، از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، که پس از بیست ماه بازداشت موقت و بلاتکلیفی در زندان و دو بار اعتصاب غذا، به بیمارستان منتقل شده بود، برای جراحی ستون فقرات و جایگزینی مهره گردن، به اتاق عمل برده شد، اما به علت عدم آمادگی جسمی شهابی و ریسک بالای عمل و خطر فلج شدن، عمل جراحی وی انجام نشد. شهابی که قبل از بازداشت در خرداد 1389، از سلامتی کامل برخوردار بود، طی دوره بازداشت موقت، دچار آسیب در ناحیه ستون فقرات شد. وی علاوه بر انجام عمل جراحی، نیاز به استراحت مطلق در منزل و فیزیوتراپی و کنترل منظم پزشک متخصص دارد.

– ابراهیم مددی، از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، آخرین ماه های حکم سه سال و نیم حبس خود را در بند 350 زندان اوین می گذراند. اول دی ماه، دادستان تهران با درخواست چند ساعت مرخصی وی برای شرکت در مراسم خاکسپاری برادرش، مخالفت کرد.

– علی نجاتی، از اعضای سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، برای گذراندن حکم یک سال حبس تعزیری، در زندان دزفول محبوس است و علی رغم صدور مرخصی پزشکی که تا دهم بهمن به تایید دادستان شوش، پزشکی قانونی و مقامات زندان رسیده است، همچنان در زندان به سر می برد. مرخصی پزشکی نجاتی، به دلیل وخامت وضعیت قلبی و احتمال سکته مجدد، صادر شده است. قابل ذکر است که نجاتی برای یک اتهام، دو بار محاکمه و محکوم شده است. وی حکم شش ماه حبس قبلی خود را، در زندان گذرانده بود.

– بهنام ابراهیم زاده، فعال کارگری و حقوق کودک، بیستمین ماه از حکم پنج سال حبس تعزیری خود را در بند 350 زندان اوین می گذراند. ابراهیم زاده طی دوره بازجویی در سال 1389 از ناحیه پرده گوش دچار آسیب شد و علی رغم درد مزمن در ناحیه گوش و دندان، تا کنون اجازه دسترسی به درمان، نداشته است. ابراهیم زاده، اخیرا پیشنهاد مقامات برای درخواست عفو مشروط را رد کرده است.

– سعید مدنی، پژوهشگر مسائل اجتماعی و استاد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، 18 دی، در خیابان بازداشت شد. مدنی را به زندان اوین منتقل کرده اند. در چند ماه گذشته، مقامات دانشگاه تحت فشار ماموران امنیتی، حضور سعید مدنی را در دانشگاه، محدود کرده بودند.

– تعدادي از کارگر ، معلمان و فعال کارگری اصفهان به دليل «اقدام برای برپایی تجمع اعتراضی روز جهانی کارگر سال 1389 در محل کارشان»، در دی ماه 1390 هر کدام به چند سال حبس تعزیری محکوم شدند.

برای تعداد دیگری از فعالان کارگری نیز، احکام سنگین زندان صادر شده است. تعدادی از فعالان کارگری نیز، با قرار وثیقه های سنگین، در انتظار تشکیل دادگاه و صدور حکم، به سر می برند.

کانون مدافعان حقوق کارگر، خواستار لغو احکام ناعادلانه و آزادی بی قید و شرط فعالان کارگری و کارگران زندانی است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: