کارخانه اپوزیسیون‌سازی جمهوری اسلامی

جمعه، ۱۶ دی ۹۰ – خوشبختانه در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، یکی از کارخانه‌های این رژیم که توقفی در کار آن نیست، کارخانه تولید اپوزیسیون است. منظور از اپوزیسیون در این‌جا مخالفینی نیست که بنا به اهداف و آرمان‌های آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه و سوسیالیستی‌شان، از بیخ و بن با جمهوری اسلامی در ستیز و مخالفت قرار داشته و از همین رو، از همان آغاز با این رژیم استبدادی، آدم‌کش و ضد انسانی در مبارزه بوده‌اند، بلکه مُراد آن گروه از افراد و جریاناتی‌ست که هر یک در مقطعی و به درجات مختلف به این رژیم خدمت کرده و سپس به عنوان اپوزیسیون قانونی و گاه غیر قانونی به بیرون پرتاب شده‌اند.

از نهضت آزادی، جریان بنی‌صدر، منتظری، مجمع روحانیون، حزب توده و گروه فدائیان اکثریت گرفته تا اصلاح‌طلبان و سبزها، نمونه‌هایی از این تولیدات جمهوری اسلامی‌اند که گرچه خود، اغلب بانیان و پایه‌گذاران استبداد، اختناق و سرکوب بوده‌اند، و مخالفتی با اساس جمهوری اسلامی نداشته‌ و ندارند، اما برخلاف میل قلبی‌شان مشمول تصفیه‌های کارخانه‌ی تولید اپوزیسیون جمهوری اسلامی شدند. اکنون اما دایره شمول این اپوزیسیون‌سازی تا جایی بسط یافته که در این هفته اعلام شد، تشکل صنفی سینماگران موسوم به خانه سینما نیز به صف اپوزیسیون پیوسته و از همین رو وزارتخانه‌ی سانسور ارشاد، حکم انحلال آن را صادر کرده است. ستار هدایت‌خواه عضو کمیسیون فرهنگی مجلس ارتجاع در تأیید اقدام وزارت‌خانه سانسور و دلیل آن به خبرگزاری دولتی مهر گفت: “مجموعه عملکرد خانه سینما بد و نامطلوب است. این خانه به مرکز اپوزیسیون تبدیل شده است. در صورتی که به برکت همین نظام، آن‌ها فرصت فعالیت پیدا کردند. آن‌ها بیش‌تر یک مؤسسه سکولار هستند که در نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند.”

عجب! تاکنون کسی نمی‌دانست که در دولت مذهبی جمهوری اسلامی، مؤسسه سکولار هم پیدا می‌شود! این واقعیت بر کسی پوشیده نبود و نیست که خانه سینما از همان اوایل شکل‌گیری‌اش در اواسط دهه‌ی ۶۰ در تعامل با جمهوری اسلامی به فعالیت خود ادامه داد و خدمات آن نیز به جمهوری اسلامی نیز کم نبوده است. سخن صرفاً بر سر این نیست که گروهی به نام روشنفکر، هنرمند، هنرپیشه، حتا معیارهای معمولی یک روشنفکر و هنرمند را زیر پا گذاشتند و به تحمیلات دستگاه سانسور استبداد تن دادند، بلکه اغلب، آفریده‌های فکر و نبوغ خود را در خدمت سیاست ارتجاع مذهبی قرار دادند و حتا تولیدکنندگان سریال‌های تلویزیونی با تزریق خرافات در اذهان توده‌های مردم، کاری که از عهده صدها هزار آخوند برنمی‌آمد، جنایت کردند.

حال چه شده است که این خانه سینما نیز که گویا بزرگ‌ترین تشکل سینماگران هم هست، در یک لحظه به مؤسسه‌ای سکولار و مرکز اپوزیسیون تبدیل شد که حکم انحلال آن نیز صادر می‌شود؟ ادعا و توجیهات وزارت سانسور موسوم به ارشاد بر سر بندهای اساسنامه و ثبت قانونی و غیر قانونی رسواتر از آن است که نیاز به بحث داشته باشد. گویا این تشکل در ۲۵ سال گذشته غیر قانونی نبود، اما اکنون وزارت‌خانه سانسور متوجه غیر قانونی بودن آن شده است.

اصل قضیه در این است که در جمهوری اسلامی هیچ فرد، گروه و نهادی مجاز نیست، با سیاست‌های این نظام کمی اختلاف یا زاویه داشته باشد. تفاوتی هم نمی‌کند که نخست‌وزیر و رئیس جمهورش باشد، یا گروه و جناحی در درون این رژیم. وقتی که اوضاع بر این منوال باشد، تکلیف یک تشکل ولو مورد تأیید رژیم در یک مقطع، روشن است. خانه سینما که گرایش عمومی آن به گروه‌های اصلاح‌طلب حکومتی پوشیده نیست، به ویژه پس از تحولات خرداد سال ۸۸، رابطه‌اش با دار و دسته احمدی‌نژاد، تقریباً تیره بود. هر چه دامنه‌ی اختناق و سانسور وسعت بیش‌تری به خود گرفت، این رابطه تیره‌تر شد، تا جایی که رژیم به حربه‌ی نهایی خود برای انحلال خانه سینما متوسل گردید.

وزیر ارشاد پنهان نمی‌کند که هدف از این انحلال، تلاش برای تصفیه گرایشات سیاسی و فکری معین در جهت هر چه بیش‌تر اسلامی کردن فیلم‌ها منطبق با سیاست‌های کنونی رژیم است. او در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دو، گفت: “در شرایط فعلی بسیاری از نیروهای متعهد کشور نسبت به محتوای برخی فیلم‌ها گله‌مندند. برخی از افراد که خود را قیم سینمای ایران می‌دانستند هجمه‌هایی دارند.” وی سپس می‌افزاید، نحوه برگزاری در جشن سینما در سال ۸۹ و ۹۰ افرادی با تفکرات سیاسی خاص دعوت شده بودند و نمادهایی هم که به کار گرفته شد، جای تأمل دارد. این در حالی‌ست که ما نسبت به حوادث سال ۸۸ اغماض کردیم. موضع‌گیری‌های سیاسی خانه سینما را از حالت صنفی خارج کرده است. وزیر ارشاد اصل ماجرا را روشن می‌کند و هدف رژیم را برملا می‌سازد. او در ضمن صحبت‌هایش، این نکته را نیز روشن می‌سازد که هدف فوری‌اش برکناری هیئت مدیره کنونی و قرار دادن چند حزب‌اللهی بی کم و کاست است تا به گفته وی “برای دوره‌ای موقت مشغول به کار خواهند شد تا درآینده‌ای نزدیک، سازمان سینمایی تشکیل شود.”
رئیس وزارت‌خانه سانسور، سپس خانه سینما را که در برابر دستور انحلال مقاومت کرده است، تهدید می‌کند و می‌افزاید: “اگر مرکزی که انحلال آن توسط وزارت‌خانه مرتبط با فعالیت‌اش اعلام شده است به فعالیت خود ادامه دهد، حکم‌اش، در حکم کلاهبرداری است.” لابد اگر مقاومت خانه سینما کمی بیش‌تر شود، این احتمال نیز هست که مطابق روال معمول در جمهوری اسلامی، حکم‌اش، در حکم جاسوسی و سر و کار فعالان آن به زندان و تلویزیون هم بکشد. بنابراین خانه سینما از هم اکنون باید حساب کار خود را کرده باشد. جمهوری اسلامی همواره  دستگاه استبداد، اختناق، پرونده‌سازی، توطئه و سرکوب بوده و خواهد بود. آن‌هایی که هنوز هم فکر، نبوغ و استعداد خود را به استبداد می‌فروشند، باید از این اتفاقات بیاموزند و بدانند که فردا نیز نوبت آن‌ها فرا خواهد رسید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: