ایران در هفته‌ای که گذشت – جمعه ۹ دی

برگرفته از: رادیـو دمـکـراسـی شـورائـی

برنامه‌های امروز جمعه نهم دی، شامل تفسيرهای سياسی ايران در هفته‌ای که گذشت – گزارشی با عنوان «خاطراتی از کار در معدن اورانيوم»، و خاطره گزارشی در مورد جانباختن برادران دامياری از کارگران پروژه‌ای، خواهد بود.

برای شنیدن برنامه روز رادیو دمکراسی شورایی، اینجا را کلیک کنید

 همين جا گوش کنيد:

یا از ابزار پخش 4shared  در زیر استفاده کنید:

http://www.4shared.com/mp3/36g2WeI8/09day.html

امکان دانلود يا گوش کردن مستقيم از سايت سازمان فدائیان (اقلیت) mp3

امکان دانلود يا گوش کردن از طريق سايت راديو دمکراسی شورائیMP3

امکان دانلود يا گوش کردن مستقيم برنامۀ امروز در mp3-4shared

سرتيتر تفسيرهای سياسی اين هفته:

کتک‌کاری در طویله

جمهوری اسلامی خودکشی نخواهد کرد

برای شنیدن برنامه یا خواندن مشروح تفسير هفته روی موضوع دلخواه کلیک کنید

تفسیرهای سیاسی هفته:

کتک‌کاری در طویله

روز سه‌شنبه این هفته، نزاع دولت و مجلس به فحاشی و کتک‌کاری کشید.

اختلافات قوه اجرایی و مجلس ارتجاع اسلامی بر سر مسایل مختلف، بر کسی پوشیده نیست. این اختلافات تقریباً در کلیه موضوعاتی که این دو ارگان جمهوری اسلامی تصمیم‌گیرنده‌ی آن‌ها هستند، بروز کرده و پیوسته تشدید شده است. یکی از نتایج این اختلافات، عدم اجرای مصوبات مجلس توسط کابینه است. احمدی‌نژاد، نظر و سیاست خود را مستقل از مصوباتی که ظاهراً مجری آن‌هاست، پیش می‌برد. تشنج این هفته در مجلس نیز پیرامون همین مسئله رخ داد.

روز یک‌شنبه، گروهی از نمایندگان مجلس با ارائه طرحی دو فوریتی در صدد برآمدند به مقابله با دولت برخیزند و آن را وادار کنند ماده ۱۲ قانون هدفمندسازی یارانه‌ها را آن‌گونه که منظور مجلس بوده است به مرحله اجرا درآورد. آن‌ها در توضیحات خود احمدی‌نژاد را متهم کردند که هدفمندسازی یارانه‌ها را به دلخواه خود تفسیر و اجرا می‌کند. دو فوریت این طرح به تصویب رسید و ادامه بررسی آن به روز سه‌شنبه این هفته موکول شد. مجلسیان می‌گویند ماده ۱۲ که اکنون محل نزاع است، دولت را موظف کرده است که تمام منابع حاصل از اجرای این قانون را به حساب خاصی به نام هدفمندسازی یارانه‌ها نزد خزانه‌داری کل واریز کند، در حالی که دولت بدون توجه به این ماده عمل کرده است و بسیاری از پروژه‌های شرکت‌های خدماتی از جمله برق، آب و گاز دچار اختلال شده است.

رئیس سازمان هدفمندسازی یارانه‌ها به عنوان نماینده دولت برای ادای توضیحات در این جلسه‌ی مجلس حاضر شد و با ارائه آمار و ارقامی تخلفات کابینه را انکار کرد. اما نه این آمار و نه گزارش ارائه شده هیچ‌یک مورد تأیید مجلسیان قرار نگرفت. آن‌ها آمار دولتی را کذب و بی‌اساس نامیدند. مشاجره بالا گرفت. مجلسیان دولت را متهم کردند که به علت عدم تحقق درآمدهای پیش بینی شده از افزایش بهای حامل‌های انرژی، برای تأمین مخارج یارانه‌های نقدی از راه‌های غیر قانونی عمل کرده است. نماینده احمدی‌نژاد، آماری را که از سوی نماینده‌ی فریمان ارائه شد، آمار کوچه بازاری نامید. جدال طرفین ادامه می‌یابد و با سیلی به جان یکدیگر می‌افتند. نماینده دولت، مجلس را طویله می‌نامد و غوغا تازه آغاز می‌گردد. فریاد “اخراج کنید” بلند می‌شود و رئیس مجلس دستور می‌دهد، این نماینده دولت را از مجلس بیرون بیاندازند و در پی آن وزیر جهاد کشاورزی و وزیر صنعت، معدن و تجارت را نیز به جلسه راه نمی‌دهند.

بحث بر سر طویله جمهوری اسلامی را به جدال طرفین نزاع واگذاری می‌کنیم، اما فقط این را می‌افزاییم که این طویله، مکان اختصاصی فقط مجلسیان نیست، بلکه مکان رفت و آمد و  تجمع اعضای کابینه‌ی احمدی‌نژاد، وزرا، معاونین، رئیس جمهور و تمام مقامات و سران سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی نیز هست.

موضع‌گیری‌های بعدی این دو ارگان جمهوری اسلامی در این هفته حاکی‌ست که آن‌ها علیه یکدیگر به دستگاه قضایی رژیم متوسل شده‌اند. در جلسه چهارشنبه، نماینده کهگیلویه به شکوه برخاست و خطاب به رئیس مجلس گفت: “فردی جایگاه مجلس را حیوان‌خانه نامیده و از سویی نماینده‌ای هم جنگ و دعوا به راه انداخته است.” هیئت رئیسه باید با این مسایل برخورد کند. رئیس مجلس نیز در پاسخ به وی گفت: “دیروز عبارت زشتی گفته شد که در خور شأن نظام نیست و آن حرف زشت نباید تکرار شود، من تعجب کردم که فردی به خود جرأت دهد ولو در حال عصبانیت چنین حرف ناروایی به قوه مقننه بزند. کار نماینده دولت توهین به کلیت مجلس بود. ما در طول تاریخ شاهد چنین حادثه‌ای در نهاد مجلس نبوده‌ایم. فرد توهین‌کننده به مجلس باید مجازات شود و ما این موضوع را پیگیری قضایی خواهیم کرد.” وی اضافه کرد که یک نایب رئیس مجلس، مسئول پیگیری این مسئله شده است.

هیئت دولت نیز دست به کار تهیه شکواییه‌ای علیه مجلس شده است. معاون پارلمانی احمدی‌نژاد طی یادداشتی خبر از پیگیری شکایت رئیس سازمان هدفمندسازی یارانه‌ها توسط معاونت حقوقی داد و افزود: رئیس سازمان هدفمندسازی “خود از سرداران دفاع مقدس می‌باشد” “که به نمایندگی از دولت، بیانی روشن و محترمانه داشتند، اما آقای حسین فریمان ایشان را به کذب و دروغ متهم کرد. آیا رواست که نماینده مجلس طرف مقابل را با قوه قهریه مجاب نمایند؟ این اولین بار نیست که نماینده دولت در مجلس مورد اهانت و ضرب قرار می‌گیرد. متأسفانه برخورد همراه با عصبانیت و قوه غضبیه از سوی بعضی به یک روند و شگرد تبدیل شده است. ما در این خصوص راه قانونی را طی می‌کنیم. معاونت حقوقی، شکایت آقای مرادی، رئیس سازمان هدفمندسازی یارانه‌ها را دنبال می‌کند.”

اما طرفین نزاع با این ادعا که از یکدیگر به دستگاه قضایی شکایت کرده‌اند، فقط خود را مسخره کرده‌اند. چرا که اولاً به دستگاهی برای رسیدگی به نزاع پناه برده‌اند که خود یک طرف نزاع است و لااقل هیئت دولت به خوبی می‌داند که برادران لاریجانی متحدند و چیزی به نفع آن‌ها تغییر نخواهد کرد. ثانیاً، این هر دو طرف نزاع آگاهند که درگیری روز سه‌شنبه در مجلس صرفاً نمودی از اختلافات عمیق‌تری‌ست که با محکوم شدن این یا آن طرف درگیری نه فقط مشکلی حل نخواهد شد، بلکه بالعکس تضادها را تشدید خواهد کرد.

در واقع، کتک‌‌کاری و فحاشی روز سه‌شنبه نماینده دولت و نمایندگان مجلس، نشانه‌ای از عمق بحران و تضادهایی‌ست که جمهوری اسلامی با آن روبروست. وقتی که نماینده هیئت دولت، مجلس اسلامی را طویله می‌نامد و به اصطلاح نماینده مجلس، با سیلی و خون‌آلود کردن نماینده دولت، به تسویه حساب با او می‌پردازد، فقط عمق بحران‌های رژیم، بن‌بست و فروپاشی آن را به نمایش می‌گذارند.

در جلسه روز سه‌شنبه مجلس، گروهی از دوستان اسلام‌گرای تونسی جمهوری اسلامی نیز به عنوان میهمان حضور داشتند که راه و رسم کشورداری به شیوه اسلامی را  بیاموزند و آن‌ها نیز با آموخته‌های فراوان از این اجلاس، به کشور خود بازگشتند.

جمهوری اسلامی خودکشی نخواهد کرد

جدال لفظی و تهدیدات متقابل مقامات جمهوری اسلامی و دولت آمریکا بر سر تحریم نفت و تنگه هرمز افزایش یافته است. در پی آغاز مانور نیروی دریایی جمهوری اسلامی برای به نمایش گذاشتن قدرت نظامی رژیم در مسدود کردن تنگه هرمز، روز سه‌شنبه این هفته، معاون اول احمدی‌نژاد تهدید کرد که اگر نفت ایران را تحریم کنند، یک قطره نفت از تنگه هرمز عبور نخواهد کرد. وی گفت: آن‌ها زمزمه تحریم نفت را دارند، ولی هر گز به این آرزو نخواهند رسید. اگر بنا باشد نفت ایران را تحریم کنند، یک قطره نفت از تنگه هرمز عبور نخواهد کرد.”

در واکنش به این تهدید، ناوگان آمریکایی مستقر در بحرین، اعلام کرد: این ناوگان اجازه بسته شدن تنگه هرمز را نخواهد داد. سخنگوی این ناوگان در پاسخ به سؤال بی بی سی، در مورد احتمال بسته شدن تنگه هرمز گرفت: هر کشوری که آزادی تردد در یک تنگه بین‌المللی را تهدید کند، به طور حتم جایی در جامعه بین‌الملل ندارد و هیچ‌گونه اختلالی در این زمینه تحمل نخواهد شد. نیروی دریایی آمریکا برای اطمینان از آزادی رفت و آمد، همواره آماده برخورد با اقدامات بدخواهانه است. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا موضع‌گیری جمهوری اسلامی را رجزخوانی نامید و سخنگوی امور خارجه فرانسه، از مقامات جمهوری اسلامی خواست که به آزادی دریانوردی در آب‌های بین‌المللی و تنگه‌ها احترام بگذارد. جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران نیز در پاسخ به این موضع‌گیری‌ها اعلام نمود جمهوری اسلامی برای بستن تنگه هرمز از هیچ کشوری اجازه نمی‌گیرد. هر گاه منافع حیاتی‌مان تهدید شود، تهدید را در مقابل تهدید قرار می‌دهیم.

چرا جمهوری اسلامی این همه بر سر تحریمی که هنوز به مرحله‌ی اجرا درنیامده واکنش نشان می‌دهد، مانور نظامی برپا می‌کند و تهدید به بستن تنگه هرمز می‌کند که معنای دیگر جز جنگ نخواهد داشت؟ این واقعیت، پوشیده نیست و سران جمهوری اسلامی نیز از آن آگاهند که قدرت‌های امپریالیست، خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی نبوده و نیستند. تحریم‌هایی که تاکنون صورت گرفته، در محدوده‌ی فشارهایی برای عقب راندن هیئت حاکمه و واداشتن آن‌ها به عقب‌نشینی از برخی سیاست‌ها بوده است که با سیاست‌های قدرت‌های جهانی اصطکاک پیدا کرده است. حداکثر چیزی که آن‌ها در پی آن بوده و هستند، تغییراتی در ترکیب هیئت حاکمه و تقویت جناحی از طبقه‌ی حاکم است که با سیاست‌های آن‌ها هماهنگی داشته باشند. این نیز پوشیده نیست که تحریم، به خودی خود هیچ دولتی را سرنگون نمی‌کند. پس، این همه اضطراب و نگرانی سران جمهوری اسلامی و حتا روی‌آوری به تهدید از چه روست؟

تحریم خرید نفت از جمهوری اسلامی، از دو جهت تحریمی متمایز از تحریم‌های پیشین است. اولاً، تحریم نفت، آخرین مرحله‌ی تحریم‌های اقتصادی‌ست که قدرت‌های جهانی می‌توانند علیه جمهوری اسلامی به کار گیرند و فاز بعدی، درگیری نظامی و جنگ خواهد بود. از این رو جناح مسلط هیئت حاکمه به رهبری خامنه‌ای می‌داند که اگر پس از تحریم نفت بخواهد به مقاومت ادامه دهد، باید پذیرای جنگی باشد که به هیچ وجه به نفع این جناح و جمهوری اسلامی نیست. ثانیاً، مسئله مهم‌تری که موجب نگرانی سران رژیم از تحریم نفت شده است، تأثیرات بسیار وخیمی‌ست که این تحریم بر اوضاع داخلی و ماشین دولتی جمهوری اسلامی بر جای خواهد گذاشت. تحریم‌های اقتصادی و سیاسی گذشته، گرچه بی‌تأثیر نبوده‌اند، اما برای رژیم فلج‌کننده نبودند. مادام که درآمدهای کلان نفتی وجود داشته باشد، جمهوری اسلامی نگرانی جدی ندارد. از طریق این درآمد کلان می‌تواند ماشین سرکوب بوروکراتیک – نظامی خود را که اساس موجودیت طبقه حاکم بر آن قرار گرفته است، حفظ و تقویت کند. اگر نیازی هم به کالاهای تحریم شده داشته باشد، به سادگی قادر است با پرداخت مبلغی بیش‌تر، آن‌ها را خریداری نماید. با تحریم نفت، این معادله بر هم خواهد خورد.

اگر به بودجه‌های سالانه دولت رجوع شود، می‌بینیم آن‌چه که ظاهراً در خدمت مردم قرار می‌گیرد، مبلغ ناچیزی از کل بودجه است که به خدمات آموزشی، بهداشتی و درمانی اختصاص یافته که جزئی کوچک از مالیاتی‌ست که از مردم اخذ می‌شود. درآمد حاصل از فروش نفت و بخشی از مالیات، تماماً خرج دستگاه نظامی – بوروکراتیک دولتی می‌گردد، یا از طریق همین دستگاه روانه جیب مقامات دولتی و سرمایه‌داران بخش خصوصی می‌گردد که در همین چند ماه نمونه‌های متعددی از آن افشا شده است. از این درآمد کلان نفت که حاصل دسترنج کارگران ایران است، چیزی عاید توده مردم نمی‌شود، بلکه در هر سال ده‌ها میلیارد دلار حاصل از نفت، صرف هزینه‌های دستگاه انگل دولتی، ارتش چند میلیونی سرکوب، شامل نیروهای نظامی ارتش، سپاه، بسیج، پلیس، دستگاه امنیتی، دادگاه‌ها و زندان‌ها، به اضافه یک بوروکراسی عریض و طویل می‌گردد. میلیاردها دلار نیز صرف ساختن و خرید تجهیزات نظامی، هزینه گروه‌های اسلام‌گرا و حزب‌اللهی در کشورهای دیگر، پیشبرد سیاست توسعه‌طلبانه پان اسلامیستی و بالاخره هزینه‌های هنگفت دستگاه انگل روحانیت می‌شود.

بنابراین روشن است که حساسیت جمهوری اسلامی بر سر تحریم احتمالی نفت و حتا تهدیدات نظامی، مقدم بر هر چیز از این نگرانی منشأ می‌گیرد که با از دست دادن بخشی از درآمدهای نفتی نتواند هزینه‌های سرسام‌آور دستگاه دولتی عریض و طویل خود را که پاسدار نظم موجود و در انقیاد نگه داشتن توده‌های کارگر و زحمتکش است، تأمین نماید و بالنتیجه تضعیف گردد.

جمهوری اسلامی حقیقتاً نگران دشمن خارجی نیست. نگرانی جمهوری اسلامی از دشمن داخلی، توده‌های وسیع کارگر و زحمتکش مردم ایران است که از سال‌ها پیش خواهان برافتادن جمهوری اسلامی‌اند که این همه ستم‌گری و فاجعه در ایران به بار آورده است. تمام نگرانی سران جمهوری اسلامی بر سر تحریم احتمالی نفت از همین جاست.

جمهوری اسلامی بر سر بستن تنگه هرمز تهدید می‌کند فقط از آن‌رو که اهمیت نفت را برای موجودیت خود و حفظ نظم موجود، به رقبایش یادآوری کند و آن‌ها را از این اقدام بازدارد. اما این فقط تهدید است و این تهدید را جز در شرایط جنگ عملی نخواهد کرد. چرا که تحریم نفت از سوی آمریکا، اروپا و برخی از متحدین آن‌ها به این معنا نیست که دیگر کسی نفت را از جمهوری اسلامی نخواهد خرید. جمهوری اسلامی برای فروش بخشی از این نفت نمی‌تواند تنگه را مسدود کند. چون در آن صورت، در کل، خود را از فروش نفت محروم کرده است. مسئله مهم‌تر اما این است که بستن تنگه هرمز اعلان جنگ است و بعید است جمهوری اسلامی پیش‌قدم آغاز جنگ گردد. این اقدام برای جمهوری اسلامی در حکم خودکشی است. اما رژیمی که برای حفظ موجودیت خود تا به امروز به هر جنایتی متوسل شده است، بر سر تحریم خرید نفت، هر آن‌چه هم که مسئله‌ای مهم باشد، دست به خودکشی نخواهد زد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: