ایران در هفته‌ای که گذشت – جمعه ۱۱ آذر

برگرفته از: رادیـو دمـکـراسـی شـورائـی

برنامه‌های امروز جمعه يازدهم آذر، شامل تفسيرهای سياسی ايران در هفته‌ای که گذشت – گزارشی با عنوان «اخذ مبالغ اجباری از دانش‌آموزان در مدارس ايران»، و مطلبی برگرفته از نشريه کار، ارگان سازمان فدائيان (اقليت) شمارۀ ۶۰۹ با عنوان » ناکامی دیگری برای اجلاس گروه ۲۰»، خواهد بود.

برای شنیدن برنامه روز رادیو دمکراسی شورایی، این‌جا را کلیک کنید

 همين جا گوش کنيد:

یا از ابزار پخش 4shared  در زیر استفاده کنید:

http://www.4shared.com/audio/xQaDp9cf/11azar.html

امکان دانلود يا گوش کردن مستقيم از سايت سازمان فدائیان (اقلیت) mp3

امکان دانلود يا گوش کردن از طريق سايت راديو دمکراسی شورائیMP3

امکان دانلود يا گوش کردن مستقيم برنامۀ امروز در mp3-4shared

سرتيتر تفسيرهای سياسی اين هفته:

نزاع جمهوری اسلامی و دولت انگلیس

بن‌بست‌های جمهوری اسلامی و افزایش اعدام‌ها در ایران

برای شنیدن برنامه یا خواندن مشروح تفسير هفته روی موضوع دلخواه کلیک کنید

تفسیرهای سیاسی هفته:

نزاع جمهوری اسلامی و دولت انگلیس

حمله به سفارت انگلیس و پیامدهای آن در این هفته، مهم‌ترین رویداد سیاسی در ایران بود. روز سه‌شنبه گروهی از بسیجیان در حالی که شعار می‌دادند: “علمدار ولایت، بسیجیان فدایت”، “مرگ بر انگلیس”، “حزب فقط حزب‌الله، سید علی روح‌الله”، “حسین، حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست” تحت حمایت پلیس جمهوری اسلامی به درون سفارت ریختند، با شکستن درب و پنجره وارد اتاق‌ها شدند، مدارک موجود را با خود بردند و با تخریب وسایل و به آتش کشیدن اتومبیل‌های داخل سفارت، محل را ترک کردند. در این حمله که شمار آن‌ها ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر برآورد شده است، تعدادی از افراد بسیج دانشجویی، عوامل وزارت اطلاعات و عناصری از سپاه پاسداران حضور داشتند.

در حمله به مجموعه مسکونی کارمندان سفارت انگلیس در باغ قلهک نیز گروه دیگری از بسیجیان آن‌جا را اشغال کردند. ایرنا خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی در گزارش خود نوشت: “۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر دانشجوی بسیجی از دانشگاه‌های امیرکبیر، صنعتی و تهران در باغ قلهک” در حال سر دادن شعار هستند. رسایی، یکی از سران فراکسیون‌های مجلس ارتجاع اسلامی که در جریان این حمله در جمع بسیجیان حضور داشت، با سخنرانی خود از اقدام حمله به سفارت انگلیس حمایت کرد و آن را ستود. لاریجانی رئیس مجلس، اقدام بسیجیان را نشانه خشم تاریخی ملت ایران نامید و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی آن را “تجلی احساسات پاک درونی دانشجویان دانست.”

در واقعیت اما بر کسی پوشیده نیست که اقدام بسیجیان در حمله به سفارت انگلیس، برآمده از نزاع دو دولت است که نه ربطی به توده‌های مردم ایران دارد و نه دانشجویان ایران.

بسیج یک گروه مزدور جمهوری اسلامی‌ست که علیه توده‌های مردم ایران سازماندهی شده است و تمام اقداماتی که انجام می‌دهد، با دستور مستقیم مقامات سیاسی و نظامی رژیم است و در خدمت منافع آن‌ها.

اقدام بسیجیان در مورد حمله به سفارت انگلیس نیز نتیجه‌ی تشدید اختلافات و تضادهای جمهوری اسلامی با دولت انگلیس و برخی دیگر از قدرت‌های جهانی‌ست که تصمیم آن را سران جمهوری اسلامی گرفته‌اند و به شکلی سازمان یافته نیز عمل کردند. امروزه در ایران تمام اقداماتی که می‌تواند بر سیاست داخلی و خارجی رژیم تأثیر بگذارد، تصمیم آن در شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی گرفته می‌شود و به اجرا درمی‌آید. حمله به سفارت انگلیس نیز که پیشاپیش روشن بود بر مناسبات بین‌المللی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی تأثیر خواهد گذاشت، قطعاً توسط شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی طراحی و تصویب شده است و بسیجیان هم عامل اجرایی آن بودند. بنابراین جمهوری اسلامی بیهوده می‌کوشد که پای مردم ایران و دانشجویان را به ماجرایی که نه حضوری در آن داشتند و نه نقشی، به میان بکشد. دعوای دو دولت ارتجاعی سرمایه‌داری هیچ ربطی به منافع توده‌های کارگر و زحمتکش ایران و انگلیس نداشته و ندارد. این هر دو دولت صرفاً به خاطر منافع خود به درگیری و نزاع با یکدیگر برخاسته‌اند.

این نزاع به ویژه پس از آن تشدید شد که در پی تصویب یک‌رشته قطعنامه‌ها در سازمان‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی، دولت انگلیس برای تشدید فشار سیاسی و اقتصادی بر رژیم، بانک مرکزی را تحریم کرد. واکنش جمهوری اسلامی، تصویب کاهش سطح مناسبات دیپلماتیک و اقتصادی در مجلس و حمله به سفارت انگلیس بود.

حمله به سفارت انگلیس واکنش‌های شدیدی را در عرصه بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی برانگیخت. شورای امنیت سازمان ملل بالاتفاق، این حمله را محکوم کرد. حتا دولت‌های روسیه و چین که جانبدار جمهوری اسلامی در منازعات کنونی‌اند، خود را ناگزیر دیدند که سوای شورای امنیت، جداگانه نیز حمله به سفارتخانه انگلیس را محکوم کنند. دولت نروژ سفارتخانه خود را فعلا تعطیل اعلام کرد. دولت انگلیس پس از آن که هیئت دیپلماتیک خود را همان روز از ایران خارج کرد، به هیئت دیپلماتیک جمهوری اسلامی دستور داد که ظرف ۴۸ ساعت خاک انگلیس را ترک کنند. دولت‌های آلمان، فرانسه، هلند نیز سفرای خود را به عنوان اعتراض به اقدام جمهوری اسلامی از ایران فراخواندند. این واکنش‌ها هم‌چنان ادامه دارد و قرار است وزرای خارجه اتحادیه اروپا در اجلاس خود، تصمیمات شدیدتری به ویژه در مورد تحریم‌های اقتصادی اتخاذ کنند.

با توجه به این واقعیت که مناسبات بین‌المللی جمهوری اسلامی به ویژه پس از محکومیت‌های پی در پی در سازمان‌های بین‌المللی در یک ماه گذشته، در وخیم‌ترین شرایط قرار گرفته است، این سؤال مطرح می‌شود که بر اساس کدام محاسبات سیاسی جمهوری اسلامی، دست به چنین اقدامی زد؟ معمولاً وقتی که دولت‌ها با بحران‌هایی در سیاست خارجی و مناسبات بین‌المللی درگیر هستند، قاعدتاً تلاش می‌کنند تاکتیک‌هایی را اتخاذ کنند که به بهبود وضعیت و موقعیت آن‌ها بیانجامد و نه این که بالعکس موقعیت آن‌ها را وخیم‌تر کند و بر انفراد بین‌المللی آن‌ها بیافزاید.

بر سر حمله به سفارت انگلیس آن‌چه که جمهوری اسلامی انجام داد، بالعکس تاکتیکی بود که موقعیت بین‌المللی رژیم را وخیم‌تر ساخت و بر انفراد بین‌المللی آن افزود. گرچه نتایج این اقدام جمهوری اسلامی پیشاپیش نیز روشن بود، اما آگاهانه انجام گرفت. دلیل آن هم این است که جمهوری اسلامی در سیاست داخلی و خارجی خود نه فقط با بحران، بلکه با بن‌بست‌های غیر قابل عبور روبروست و این واقعیت را باید برای خود حل کرده باشد که رفتنی‌ست. اما نمی‌خواهد و نمی‌تواند صاف و ساده کنار برود. بنابراین می‌کوشد بحران‌های خارجی را تشدید کند، تا بحران‌های داخلی را تحت‌الشعاع قرار دهد. در جهت پیشبرد این تاکتیک راهی ندارد جز این که به یک‌رشته ماجراجویی‌های سیاسی متوسل شود. در این‌جا دیگر مهم نیست که این ماجراجویی چقدر به نفع مناسبات بین‌المللی‌اش عمل می‌کند یا بالعکس به زیان اوست. چون آن‌چه که در این میان حائز اهمیت است، کشاندن درگیری و بحران به عرصه بین‌المللی از طریق تشدید تضادها در این عرصه است. بنابراین تعجب‌آور نخواهد بود که تاکتیک حمله به سفارت انگلیس، درست در شرایطی به مرحله اجرا درآید که رژیم در نامناسب‌ترین شرایط بین‌المللی قرار گرفته است. جمهوری اسلامی نیاز به تشدید تضادها در عرصه سیاست خارجی و مناسبات با دولت‌های دیگر دارد. مهم نیست که با آمریکا، انگلیس، فرانسه باشد یا دولت‌های عربی منطقه. جمهوری اسلامی حتا با کابینه‌ی اسلام‌گرای ترکیه که تا دیروز از حامیان‌اش بود، می‌تواند وارد یک درگیری شود. در همین هفته ترکیه را هم به حمله نظامی تهددید کرد و سران حکومت این کشور را دست پرورده‌های صهیونیسم و نوکران اسرائیل نامید.

فرمانده هوافضای سپاه پاسداران در این هفته به ترکیه هشدار داد که اگر جمهوری اسلامی مورد تهدید قرار گیرد، پایگاه‌های موشکی ناتو را در خاک ترکیه مورد حمله قرار خواهد داد. جانشین فرمانده پلیس جمهوری اسلامی نیز گفت: “صهیونیست‌ها اردوغان را خودشان آموزش دادند” “همین اردوغان که او را مسلمان دوآتشه و دشمن سرسخت صهیونیست معرفی کردند، طبق سفارش خودشان مردم مصر را به دین لائیک دعوت می‌کند.”

اگر حمله به سفارت انگلیس نوعی ماجراجویی جمهوری اسلامی‌ست، مورد ترکیه نیز نوع دیگری از همین ماجراجویی‌هاست. بر این اقدامات نام دیگری جز ماجراجویی‌های جمهوری اسلامی نمی‌توان نهاد که هدفی جز تلاش برای انتقال تضادها و بحران‌های متعددی که با آن‌ها روبروست به خارج از مرزها دنبال نمی‌کنند. اما عواقب این سیاست خواه در شکل فشارهای اقتصادی باشد و یا در مرحله‌ای درگیری نظامی، به داخل ایران بازمی‌گردد و فشار آن را توده‌های مردم ایران باید تحمل کنند. جمهوری اسلامی که در بن‌بستی لاینحل قرار گرفته است، راهی برای نجات خود ندارد، اما از آن‌جایی که دشمن سوگند خورده مردم ایران است، می‌کوشد به همراه نابودی خود، خسارات بزرگ جانی و مالی به مردم ایران تحمیل کند. شعارهای جنگ‌طلبانه سران سیاسی و نظامی رژیم در این روزها، این قصد شوم آن‌ها را به خوبی برملا می‌کند. توده‌های مردم ایران باید پیش از آن که فاجعه رخ دهد، جلوی رویداد آن را بگیرند.

بن‌بست‌های جمهوری اسلامی و افزایش اعدام‌ها در ایران

وقتی که صحبت از بحران‌ها و بن‌بست‌های لاینحل جمهوری اسلامی شود، می‌توان آن را در تمام عرصه‌ها و اقدامات رژیم نشان داد. سال به سال بر تعداد کسانی که در ایران اعدام می‌شوند افزوده شده است. به رغم اعتراضات سازمان‌های طرفدار حقوق بشر و محکومیت جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی، در سال جاری نیز صدها تن از مردم ایران اعدام شده‌اند. گستردگی اعدام‌ها در ایران به حدی‌ست که جمهوری اسلامی تنها اسامی تعدادی از آن‌ها را در رسانه‌های خبری خود اعلام می‌کند، بر طبق برخی گزارش‌ها تعداد اعدام‌های مخفیانه حتا می‌تواند بیش از رقمی باشد که علناً خبر آن‌ها انتشار می‌یابد.

در هفته‌ای که گذشت جمهوری اسلامی خبر اعدام ۹ نفر دیگر را اعلام نمود. صبح روز سه‌شنبه ۸ تن از زندانیان زندان کرمانشاه به دار آویخته شدند. دو نفر از آن‌ها در ملأ عام در میدان آزادی به اتهام آدم‌ربایی و تجاوز به عنف و ۶ تن دیگر در زندان دیزل‌آباد به اتهام قاچاق مواد مخدر به دار کشیده شدند. در همین روز در ساوه نیز یک نفر به اتهام زنای به عنف در ملآ عام اعدام شد. دادستان عمومی ساوه در گفتگو با خبرنگاران گفت: دو نفر دیگر هم که همدست وی بوده‌اند، به اعدام محکوم شده‌اند که هنوز آماده اجرا نیست.

در همین هفته، خبر دیگری انتشار یافت، مبنی بر این که دادگاه تجدید نظر شعبه ۳۶ تهران، حکم دادگاه بدوی در مورد قطع دست فردی به نام یاشار را به اتهام سرقت از یک قنادی تأیید نموده است و برای اجرای حکم به واحد اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شده است.

هر کسی در ایران می‌داند که در طول متجاوز از سه دهه که جمهوری اسلامی بر سر کار است، لااقل صدها هزار نفر با همین اتهامات دستگیر و به حبس محکوم شده‌اند و هزاران تن مخفی و علنی اعدام شده‌اند. با این همه نه از حجم جرایم کاسته شده و نه دستگیری و اعدام. بالعکس بر تعداد زندانیان سال به سال افزوده شد، به نحوی که هم اکنون آمار زندانیان از صدهزار تجاوز کرده است. افزایش روزافزون تعداد اعدامی‌ها در ایران نیز گویای این واقعیت است که اعدام‌های پیشین نه تنها منجر به کاهش جرائم نشده، بلکه افزایش یافته است. با این همه جمهوری اسلامی و دستگاه پلیسی و قضایی جیره‌خوارش، پس از گذشت ۳۰ سال از این مجازات‌‌های وحشیانه هنوز ادعا می‌کنند که این مجازات‌ها می‌تواند درس عبرتی برای دیگران و کاهش جرائم باشد.

اما در واقعیت این ساختار اقتصادی – اجتماعی معین جامعه است که سرمنشأ این جرائم می‌باشد. جرم در جایی رخ می‌دهد که معضلات اجتماعی حل نشده وجود دارد. مجرم اصلی و واقعی نیز همین ساختار اقتصادی – اجتماعی و طبقه حاکم جامعه است. در ایران بیش‌ترین تعداد زندانیان و اعدام‌شدگان را کسانی تشکیل می‌دهند که جرم آن‌ها قاچاق مواد مخدر اعلام می‌شود. اما برای این که در جامعه‌ای قاچاقچی مواد مخدر پیدا شود و تعداد آن‌ها مدام افزایش یابد، مقدم بر آن باید گروهی از مردم این کشور به سوی مواد مخدر و اعتیاد به آن‌ها روی آورده باشند. این دیگر بر کسی پوشیده نیست که در دوران استقرار جمهوری اسلامی میلیون‌ها تن از مردم ایران به مواد مخدر معتاد شده‌اند. این واقعیت هم پنهان نمانده که اکثر این معتادان را جوانان تشکیل می‌دهند.

اما چرا مردم، به ویژه جوانان به مواد مخدر روی آورده‌اند؟ به این علت که نظم اقتصادی – اجتماعی و سیاسی موجود ده‌ها معضل اجتماعی برای آن‌ها پدید آورده است. جوانی که بیکار است، در فقر به سر می‌برد، تحقیر می‌شود و چشم‌انداز و آینده‌ای ندارد، برای تسکین دردهای خود به مواد مخدر روی می‌آورد. جوانی که نظم اجتماعی و سیاسی موجود، صدها مانع اجتماعی بر سر راه او قرار داده است و از امکانات تفریحی، فرهنگی، ورزشی و غیره، تحت عنوان مغایرت با قوانین مذهبی محروم مانده است، به مواد مخدر روی می‌آورد. پس روشن است که اگر در ایران میلیون‌ها معتاد وجود دارد و مدام بر تعداد آن‌ها افزوده شده است، علت و مسبب آن نظم اقتصادی – اجتماعی سرمایه‌داری و رژیم فوق ارتجاعی جمهوری اسلامی‌ست.

وقتی که نظم اقتصادی – اجتماعی و سیاسی موجود در ایران، در ابعاد میلیونی، معتاد به مواد مخدر تولید کند، به این معناست که بازار پررونقی برای خرید و فروش مواد مخدر و قاچاقچی مواد مخدر ایجاد کرده است. اما تولید و یا واردات مواد مخدر نیاز به سرمایه کلان و سازماندهی شبکه وسیعی برای پخش و توزیع دارد. این کار فقط از عهده سرمایه‌داران و ثروتمندانی ساخته است که در عین حال نفوذ قابل ملاحظه‌ای در درون دستگاه دولتی و ارگان‌های پلیسی و قضایی رژیم دارند. بنابراین از یک طرف نظم اقتصادی – اجتماعی و سیاسی موجود، مردم را به سوی اعتیاد به مواد مخدر سوق می‌دهد و از سوی دیگر، طبقه حاکم و دستگاه دولتی آن از طریق بازار ایجاد شده برای خرید مواد مخدر، سودهای کلانی به جیب می‌زنند. در این میان، باندهایی که بازار خرید و فروش مواد مخدر را در اختیار گرفته‌اند، گروهی از همین مردم معتاد، فقیر و فلاکت‌زده را با پرداخت مبلغی ناچیز به عنوان توزیع‌کننده به خدمت می‌گیرند. آن‌گاه جمهوری اسلامی همین افراد را دستگیر و برای نمایش مبارزه با مواد مخدر تحت عنوان قاچاقچی به اعدام محکوم می‌کند. نتیجتاً نه فقط کوچک‌ترین تغییری در معضل اعتیاد در جامعه ایران پدید نمی‌آید، بلکه بالعکس افزایش می‌یابد و سال به سال بر تعداد به اصطلاح قاچاقچیان مواد مخدر که اعدام می‌شوند، افزوده می‌گردد. معضل، اما اجتماعی‌ست و به جای خود باقی‌ست.

جمهوری اسلامی‌ به ویژه در طول چندین سال اخیر تعداد زیادی از مردم را تحت عنوان تجاوز به عنف اعدام کرده است. در این مورد نیز نه فقط درس عبرتی برای کسی نبوده، بلکه افزایش هم یافته است. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی خود آشکارا اعتراف می‌کند که این اقدام عموماً از سوی جوانان بیکار و فقیر صورت گرفته است. موانعی که جمهوری اسلامی در رابطه‌ی زن و مرد ایجاد نموده، خود عامل دیگری در بروز و گسترش این جرم است. بنابراین، جامعه‌ی موجود است که یک جوان بیکار، فقیر و محرومی را که نیازهای جنسی او برآورده نشده، وامی‌دارد که به اقدامی نظیر تجاوز به عنف روی آورد. در این‌جا نیز مجرم واقعی نظم موجود و جمهوری اسلامی‌ست.

جمهوری اسلامی و نظم سرمایه‌داری حاکم بر ایران توده‌های وسیع مردم را به فقر و گرسنگی محکوم کرده‌اند. اما این مردم گرسنه، فقیر و بیکار بالاخره برای این که زنده بمانند باید به هر طریق ممکن لقمه نانی به دست آورند. گروهی از این مردم فقیر به تن‌فروشی روی آورده‌اند. جمهوری اسلامی آن‌ها را دستگیر و گاه اعدام می‌کند. گروهی به سرقت متوسل می‌شوند که در جریان این مسئله نیز قتل‌‌ها رخ داده و اعدام‌ها صورت گرفته است، اما معضل هم‌ چنان به جای خود باقی‌ست. جمهوری اسلامی حتا به خاطر به اصطلاح سرقت دست و پای انسان‌ها را قطع کرده است، اما هیچ معضلی را حل نکرده است.

جمهوری اسلامی‌نمی‌تواند کوچک‌ترین معضلی از بی‌شمار معضلات اجتماعی مردم ایران را حل کند، چرا که نمی‌تواند فقر، بیکاری، گرسنگی، اعتیاد، تن‌فروشی و ده‌ها گرفتاری اجتماعی دیگر مردم را از بین ببرد.

جمهوری اسلامی‌هیچ راه حلی برای بحران‌های اجتماعی جامعه ایران ندارد. در بن‌بست به سر می‌برد. همین که مدام بر تعداد اعدام‌شدگان می‌افزاید، همین که ادعا می‌کند، ا عدام می‌تواند درس عبرتی برای دیگران باشد، نشان‌دهنده بحران‌های علاج‌ناپذیر و بن‌بست جمهوری اسلامی‌ست.

جمهوری اسلامی با صدها و هزاران اعدام دیگر و چندین برابر کردن تعداد زندانیان، هرگز قادر نخواهد بود خود را از این بن‌بست نجات دهد. بحران‌های اجتماعی، راه حل اجتماعی دارند. برای حل معضلات اجتماعی جامعه ایران، نظام اقتصادی – اجتماعی ایران باید دگرگون شود. وقتی که فقر، گرسنگی، بیکاری، نابرابری، اختناق و استبداد برافتند، دیگر جایی برای جرم و جنایت وجود نخواهد داشت.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: