نزاع جمهوری اسلامی و دولت انگلیس

جمعه، ١١ آذر ۹۰-  حمله به سفارت انگلیس و پیامدهای آن در این هفته، مهم‌ترین رویداد سیاسی در ایران بود. روز سه‌شنبه گروهی از بسیجیان در حالی که شعار می‌دادند: “علمدار ولایت، بسیجیان فدایت”، “مرگ بر انگلیس”، “حزب فقط حزب‌الله، سید علی روح‌الله”، “حسین، حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست” تحت حمایت پلیس جمهوری اسلامی به درون سفارت ریختند، با شکستن درب و پنجره وارد اتاق‌ها شدند، مدارک موجود را با خود بردند و با تخریب وسایل و به آتش کشیدن اتومبیل‌های داخل سفارت، محل را ترک کردند. در این حمله که شمار آن‌ها ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر برآورد شده است، تعدادی از افراد بسیج دانشجویی، عوامل وزارت اطلاعات و عناصری از سپاه پاسداران حضور داشتند.

در حمله به مجموعه مسکونی کارمندان سفارت انگلیس در باغ قلهک نیز گروه دیگری از بسیجیان آن‌جا را اشغال کردند. ایرنا خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی در گزارش خود نوشت: “۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر دانشجوی بسیجی از دانشگاه‌های امیرکبیر، صنعتی و تهران در باغ قلهک” در حال سر دادن شعار هستند. رسایی، یکی از سران فراکسیون‌های مجلس ارتجاع اسلامی که در جریان این حمله در جمع بسیجیان حضور داشت، با سخنرانی خود از اقدام حمله به سفارت انگلیس حمایت کرد و آن را ستود. لاریجانی رئیس مجلس، اقدام بسیجیان را نشانه خشم تاریخی ملت ایران نامید و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی آن را “تجلی احساسات پاک درونی دانشجویان دانست.”

در واقعیت اما بر کسی پوشیده نیست که اقدام بسیجیان در حمله به سفارت انگلیس، برآمده از نزاع دو دولت است که نه ربطی به توده‌های مردم ایران دارد و نه دانشجویان ایران.

بسیج یک گروه مزدور جمهوری اسلامی‌ست که علیه توده‌های مردم ایران سازماندهی شده است و تمام اقداماتی که انجام می‌دهد، با دستور مستقیم مقامات سیاسی و نظامی رژیم است و در خدمت منافع آن‌ها.

اقدام بسیجیان در مورد حمله به سفارت انگلیس نیز نتیجه‌ی تشدید اختلافات و تضادهای جمهوری اسلامی با دولت انگلیس و برخی دیگر از قدرت‌های جهانی‌ست که تصمیم آن را سران جمهوری اسلامی گرفته‌اند و به شکلی سازمان یافته نیز عمل کردند. امروزه در ایران تمام اقداماتی که می‌تواند بر سیاست داخلی و خارجی رژیم تأثیر بگذارد، تصمیم آن در شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی گرفته می‌شود و به اجرا درمی‌آید. حمله به سفارت انگلیس نیز که پیشاپیش روشن بود بر مناسبات بین‌المللی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی تأثیر خواهد گذاشت، قطعاً توسط شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی طراحی و تصویب شده است و بسیجیان هم عامل اجرایی آن بودند. بنابراین جمهوری اسلامی بیهوده می‌کوشد که پای مردم ایران و دانشجویان را به ماجرایی که نه حضوری در آن داشتند و نه نقشی، به میان بکشد. دعوای دو دولت ارتجاعی سرمایه‌داری هیچ ربطی به منافع توده‌های کارگر و زحمتکش ایران و انگلیس نداشته و ندارد. این هر دو دولت صرفاً به خاطر منافع خود به درگیری و نزاع با یکدیگر برخاسته‌اند.

این نزاع به ویژه پس از آن تشدید شد که در پی تصویب یک‌رشته قطعنامه‌ها در سازمان‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی، دولت انگلیس برای تشدید فشار سیاسی و اقتصادی بر رژیم، بانک مرکزی را تحریم کرد. واکنش جمهوری اسلامی، تصویب کاهش سطح مناسبات دیپلماتیک و اقتصادی در مجلس و حمله به سفارت انگلیس بود.

حمله به سفارت انگلیس واکنش‌های شدیدی را در عرصه بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی برانگیخت. شورای امنیت سازمان ملل بالاتفاق، این حمله را محکوم کرد. حتا دولت‌های روسیه و چین که جانبدار جمهوری اسلامی در منازعات کنونی‌اند، خود را ناگزیر دیدند که سوای شورای امنیت، جداگانه نیز حمله به سفارتخانه انگلیس را محکوم کنند. دولت نروژ سفارتخانه خود را فعلا تعطیل اعلام کرد. دولت انگلیس پس از آن که هیئت دیپلماتیک خود را همان روز از ایران خارج کرد، به هیئت دیپلماتیک جمهوری اسلامی دستور داد که ظرف ۴۸ ساعت خاک انگلیس را ترک کنند. دولت‌های آلمان، فرانسه، هلند نیز سفرای خود را به عنوان اعتراض به اقدام جمهوری اسلامی از ایران فراخواندند. این واکنش‌ها هم‌چنان ادامه دارد و قرار است وزرای خارجه اتحادیه اروپا در اجلاس خود، تصمیمات شدیدتری به ویژه در مورد تحریم‌های اقتصادی اتخاذ کنند.

با توجه به این واقعیت که مناسبات بین‌المللی جمهوری اسلامی به ویژه پس از محکومیت‌های پی در پی در سازمان‌های بین‌المللی در یک ماه گذشته، در وخیم‌ترین شرایط قرار گرفته است، این سؤال مطرح می‌شود که بر اساس کدام محاسبات سیاسی جمهوری اسلامی، دست به چنین اقدامی زد؟ معمولاً وقتی که دولت‌ها با بحران‌هایی در سیاست خارجی و مناسبات بین‌المللی درگیر هستند، قاعدتاً تلاش می‌کنند تاکتیک‌هایی را اتخاذ کنند که به بهبود وضعیت و موقعیت آن‌ها بیانجامد و نه این که بالعکس موقعیت آن‌ها را وخیم‌تر کند و بر انفراد بین‌المللی آن‌ها بیافزاید.

بر سر حمله به سفارت انگلیس آن‌چه که جمهوری اسلامی انجام داد، بالعکس تاکتیکی بود که موقعیت بین‌المللی رژیم را وخیم‌تر ساخت و بر انفراد بین‌المللی آن افزود. گرچه نتایج این اقدام جمهوری اسلامی پیشاپیش نیز روشن بود، اما آگاهانه انجام گرفت. دلیل آن هم این است که جمهوری اسلامی در سیاست داخلی و خارجی خود نه فقط با بحران، بلکه با بن‌بست‌های غیر قابل عبور روبروست و این واقعیت را باید برای خود حل کرده باشد که رفتنی‌ست. اما نمی‌خواهد و نمی‌تواند صاف و ساده کنار برود. بنابراین می‌کوشد بحران‌های خارجی را تشدید کند، تا بحران‌های داخلی را تحت‌الشعاع قرار دهد. در جهت پیشبرد این تاکتیک راهی ندارد جز این که به یک‌رشته ماجراجویی‌های سیاسی متوسل شود. در این‌جا دیگر مهم نیست که این ماجراجویی چقدر به نفع مناسبات بین‌المللی‌اش عمل می‌کند یا بالعکس به زیان اوست. چون آن‌چه که در این میان حائز اهمیت است، کشاندن درگیری و بحران به عرصه بین‌المللی از طریق تشدید تضادها در این عرصه است. بنابراین تعجب‌آور نخواهد بود که تاکتیک حمله به سفارت انگلیس، درست در شرایطی به مرحله اجرا درآید که رژیم در نامناسب‌ترین شرایط بین‌المللی قرار گرفته است. جمهوری اسلامی نیاز به تشدید تضادها در عرصه سیاست خارجی و مناسبات با دولت‌های دیگر دارد. مهم نیست که با آمریکا، انگلیس، فرانسه باشد یا دولت‌های عربی منطقه. جمهوری اسلامی حتا با کابینه‌ی اسلام‌گرای ترکیه که تا دیروز از حامیان‌اش بود، می‌تواند وارد یک درگیری شود. در همین هفته ترکیه را هم به حمله نظامی تهددید کرد و سران حکومت این کشور را دست پرورده‌های صهیونیسم و نوکران اسرائیل نامید.

فرمانده هوافضای سپاه پاسداران در این هفته به ترکیه هشدار داد که اگر جمهوری اسلامی مورد تهدید قرار گیرد، پایگاه‌های موشکی ناتو را در خاک ترکیه مورد حمله قرار خواهد داد. جانشین فرمانده پلیس جمهوری اسلامی نیز گفت: “صهیونیست‌ها اردوغان را خودشان آموزش دادند” “همین اردوغان که او را مسلمان دوآتشه و دشمن سرسخت صهیونیست معرفی کردند، طبق سفارش خودشان مردم مصر را به دین لائیک دعوت می‌کند.”

اگر حمله به سفارت انگلیس نوعی ماجراجویی جمهوری اسلامی‌ست، مورد ترکیه نیز نوع دیگری از همین ماجراجویی‌هاست. بر این اقدامات نام دیگری جز ماجراجویی‌های جمهوری اسلامی نمی‌توان نهاد که هدفی جز تلاش برای انتقال تضادها و بحران‌های متعددی که با آن‌ها روبروست به خارج از مرزها دنبال نمی‌کنند. اما عواقب این سیاست خواه در شکل فشارهای اقتصادی باشد و یا در مرحله‌ای درگیری نظامی، به داخل ایران بازمی‌گردد و فشار آن را توده‌های مردم ایران باید تحمل کنند. جمهوری اسلامی که در بن‌بستی لاینحل قرار گرفته است، راهی برای نجات خود ندارد، اما از آن‌جایی که دشمن سوگند خورده مردم ایران است، می‌کوشد به همراه نابودی خود، خسارات بزرگ جانی و مالی به مردم ایران تحمیل کند. شعارهای جنگ‌طلبانه سران سیاسی و نظامی رژیم در این روزها، این قصد شوم آن‌ها را به خوبی برملا می‌کند. توده‌های مردم ایران باید پیش از آن که فاجعه رخ دهد، جلوی رویداد آن را بگیرند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: