این هم یک رسوایی دیگر

 جمعه، 4 آذر 90- انتشار خبر حمله پلیس و نیروهای دادستانی جمهوری اسلامی با پرتاب گاز اشک‌آور به درون دفتر روزنامه ایران در این هفته، چندان هم تعجب‌آور نبود. از این اتفاقات در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، بسیار رخ می‌دهد و به امری عادی تبدیل شده است. چرا که جمهوری اسلامی فقط در برخورد با توده‌های مردم ایران به قهر و سرکوب متوسل نمی‌شود، باندهای درونی جمهوری اسلامی، برای تسویه حساب با یکدیگر نیز به روش‌های قهرآمیز متوسل می‌شوند، گیریم ملایم‌تر از برخورد با مردم.

اما به‌رغم اخبار متناقضی که انتشار یافت، اصل قضیه چه بود؟ چرا به درگیری کشید و از کجا منشأ گرفت؟

ریشه تمام ماجرا در تضادها و درگیری‌های درونی‌ست که جمهوری اسلامی با آن روبروست. جمهوری اسلامی در چنگال انبوهی از بحران‌ها گرفتار است. این بحران‌ها در درون طبقه حاکم بر ایران انعکاس یافته و به اختلافات شدید و تضادهای حاد و لاینحل انجامیده است. جمهوری اسلامی در طول سال‌های گذشته تلاش نمود با تصفیه‌های درونی بر این بحران درون رژیم غلبه کند. جناح‌ها و گروه‌های متعددی کنار زده شدند و سر و کار برخی از سران آن‌ها به زندان و فرار از ایران هم کشید. بگذریم از این که در گذشته‌های دورتر اعدامی هم داشتند. معهذا، با تمام این تصفیه‌ها، معضل رژیم حل نشد و با حذف هر گروه و باند، در میان گروه‌های باقی‌مانده، باندهای جدیدی شکل گرفت. اختلافات و تضادهای تازه‌ای پدید آمد و این روند ادامه یافت تا جایی که امروز چنان تضادها و اختلافات حاد شده‌اند که هر گروهی، همه امکانات خود را برای تسویه حساب با گروه دیگر به کار گرفته است. هم ‌اکنون در یک طرف، باندهای متشکل در درون مجلس و قوه قضاییه تحت رهبری خامنه‌ای صف‌آرایی کرده‌اند و در طرف مقابل، باندهای متشکل در قوه اجرایی، تحت رهبری احمدی‌نژاد. این هر دو دسته مشغول توطئه و تلاش برای وارد آوردن ضربه به یکدیگرند.

پس از علنی شدن نزاع احمدی‌نژاد و خامنه‌ای، باندهای متشکل در مجلس و قوه قضاییه یورش همه‌جانبه‌ای را به احمدی‌نژاد و باندهای طرفدار او آغاز نمودند که تاکنون حتا به دستگیری تعدادی از آن‌ها انجامیده است. ماجرای حمله به دفتر روزنامه ایران هم ادامه همین کشمکش‌‌هاست.

دو روز پیش از این حمله، مصاحبه‌ای از جوانفکر، سرپرست روزنامه ایران که در عین حال مدیر عامل خبرگزاری ایرنا و مشاور مطبوعاتی احمدی‌نژاد نیز هست، در روزنامه اعتماد به چاپ رسید که وی در این گفتگو، ماجراهایی از کشمکش‌ها و اختلافات درونی رژیم را برملا کرد، به افشاگری علیه باندهای رقیب پرداخت، از مشایی دفاع کرد و گفت به دستور مقامات بالا دهان‌اش را بسته‌اند و تهدید کرد که احمدی‌نژاد پرونده‌های فساد و دزدی‌های آن‌ها را برملا خواهد کرد. از آن‌جایی که سران جمهوری اسلامی و دسته‌بندی‌های آن، همه پرونده‌های کلان دزدی و فساد مالی دارند، هر گروهی از آن‌ها می‌کوشد با استفاده از این حربه، گروه‌های رقیب را مرعوب و به عقب‌نشینی وادارد. می‌دانیم که تاکنون تعدادی از اطرافیان احمدی‌نژاد با همین اتهامات دستگیر و به زندان انداخته شده‌اند. گویا در دوره‌ای که وزارت اطلاعات در دست احمدی‌نژاد بود و دو معاون این وزارت‌خانه از طرفداران او، تعدادی از پرونده‌های فساد گروه‌‌های رقیب خود را از وزارت اطلاعات بیرون برده و هم اکنون در دست احمدی‌نژاد است.

به هر رو، در پی انتشار مصاحبه‌ی جوانفکر، سران دستگاه قضایی فرصت را غنیمت شمرده تا ضربه دیگری به طرفداران احمدی‌نژاد وارد آوردند و دستور تعطیل روزنامه اعتماد که وابسته به گروه‌های “اصلاح‌طلب” است و دستگیری جوانفکر را صادر نمود. لذا روز دوشنبه، نیروهای پلیس و دادستان به قصد دستگیری جوانفکر وارد دفتر روزنامه ایران می‌شوند. آن‌‌ها برای قدرت‌نمایی و تحقیر احمدی‌نژاد، در همان‌جا می‌خواهند به وی دستبند بزنند و وی را با دستبند به خیابان ببرند که درگیری آغاز می‌شود. کارکنان روزنامه ایران به طرفداری از جوانفکر وارد ماجرا می‌شوند و نمی‌گذارند که او را دستگیر کنند. واحدهای پلیس کمکی به دفتر روزنامه گسیل می‌شوند که با پرتاب گاز اشک‌آور به درون ساختمان به سوی کارکنان روزنامه یورش می‌برند. آن‌ها را با باتوم‌های شوک‌آور کتک می‌زنند. وسایل دفتر روزنامه را تخریب می‌کنند و حدود ۳۰ نفر را دستگیر و روانه بازداشتگاه می‌کنند. اما گویا موفق نمی‌شوند جوانفکر را با خود ببرند. چون در این فاصله در درون سران رژیم مسایلی می‌گذرد که ما از آن بی‌خبریم و دستور عقب‌نشینی پلیس صادر می‌شود. همین قدر می‌دانیم که احمدی‌نژاد مانع دستگیری وی شده است. اما این که چگونه؟ به احتمال زیاد، می‌باید با دخالت خامنه‌ای مسئله عجالتاً پایان یافته باشد.

دادستان تهران نیز در گفتگویی که با خبرنگاران داشت، پنهان نکرد که دستگیری جوانفکر در رابطه با مصاحبه با روزنامه اعتماد و مسایل مطرح شده در این گفتگو بوده است. وی گفت: “در پی مصاحبه روز شنبه علی اکبر جوانفکر با یکی از روزنامه‌های کشور و طرح مسایل خلاف واقع و تنش‌آفرین، اطلاع حاصل شد که مشارالیه قصد دارد در روز دوشنبه هم با برگزاری نشستی مطبوعاتی این اظهارات را تکرار کند.” “مقرر شد نامبرده به دادسرا معرفی شود.” وی افزود: “وی در قبال دستور قضایی و اقدام مأمورین مقاومت کرده با تماس‌های تلفنی و حضور در جمع کارکنان مؤسسه، موجب تحریک کارکنان و ایجاد اختلال و بی‌نظمی در روند کاری روزنامه شد که پس از این حوادث حسب دستور دادستان، مأمورین محل را ترک کردند.”

این هم گزارشی از دادستان کذاب حکومت اسلامی از رویدادهای درون مؤسسه. اما خبرنگاران از وی سؤال می‌کنند، پس این ماجرای استفاده از گاز اشک‌آور و دستگاه‌‌های شوک الکتریکی چیست؟ ایشان در حالی تکذیب می‌کنند که هنوز مصاحبه وی آغاز نشده بود، فیلم این حمله با گاز اشک‌آور و یورش مأموران دادستانی و پلیس، کتک زدن کارکنان روزنامه ایران با باتوم‌های شوک‌آور، و تخریب اتاق‌ها و وسایل کار در اینترنت پخش شده بود و مردم کشورهای دیگر هم از آن‌چه که گذشته بود، خبردار شده بودند. فقط احمدی‌نژاد نیست که دروغ‌های شاخدار تحویل مردم می‌دهد. تمام سران و مقامات حکومت اسلامی آدم‌های شارلاتان کذ اب و رسوایی هستند.

آن‌چه که در دفتر روزنامه ایران گذشت، ماجرای پایان یافته‌ای نیست. درگیری‌های حادتری میان باندهای درونی جمهوری اسلامی در پیش است. این کشمکش و درگیری باندها، بیان چیز دیگری جز فساد، زوال و فروپاشی جمهوری اسلامی نیست.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: