ایران در هفته‌ای که گذشت – جمعه ۱۵ مهر

برگرفته از: رادیـو دمـکـراسـی شـورائـی

برنامه‌های امروز جمعه پانزدهم مهر ‌ماه، شامل تفسيرهای سياسی ايران در هفته‌ای که گذشت – گزارشی با عنوان «کار به جای بازی و آموزش»، و قسمت ديگری از مطلب ”تشکل‌های طبقاتی کارگران! وظایف و تاکتیک‌های ما”، خواهد بود.

برای شنیدن برنامه روز رادیو دمکراسی شورایی، اینجا را کلیک کنید

یا از ابزار پخش 4shared  در زیر استفاده کنید:

http://www.4shared.com/audio/aVDzNWU9/15mehr.html

همين جا گوش کنيد:

امکان دانلود يا گوش کردن مستقيم از سايت سازمان فدائیان (اقلیت) mp3

امکان دانلود يا گوش کردن از طريق سايت راديو دمکراسی شورائیMP3

امکان دانلود يا گوش کردن مستقيم برنامۀ امروز در mp3-4shared

تفسيرهای سياسی اين هفته:

افکار نژادپرستانه خامنه‌ای

یک ساعت و نیم روده‌درازی و دروغ‌پردازی

برای شنیدن برنامه یا خواندن مشروح تفسير هفته روی موضوع دلخواه کلیک کنید

تفسیرهای سیاسی هفته:

افکار نژادپرستانه خامنه‌ای

جمهوری اسلامی در هفته‌ای که گذشت، اجلاس موسوم به حمایت از انتفاضه‌ی فلسطین را در تهران برگزار کرد. در این اجلاس که عموماً اسلام‌گرایان و سران گروه‌های بنیادگرای اسلامی حضور می‌یابند، سران جمهوری اسلامی می‌کوشند به بهانه‌ی حمایت از مردم فلسطین، گروه‌ها بنیادگرای اسلامی را دور یکدیگر گرد آورند و اجلاسی به اصطلاح بین‌المللی برای پیشبرد سیاست‌های پان اسلامیستی خود تشکیل دهند.

نخستین سخنران این اجلاس خامنه‌ای بود. او در سخنرانی خود نخست تحلیلی تاریخی از مسئله فلسطین ارائه کرد که چیزی جز تحریف و بی اعتبار کردن مبارزات مردم فلسطین تا پیش از پیدایش جمهوری اسلامی ایران و شکل‌گیری گروه‌های بنیادگرای اسلامی از نمونه‌ی حماس و جهاد اسلامی نداشت.

او پس از آن که خط بطلانی بر این مبارزات کشید، نتیجه گرفت: “ایدئولوژی چپ و یا صرفاً احساسات ناسیونالیستی آن چیزی نبود که مسئله‌ی پیچیده و دشوار فلسطین به آن نیاز داشت. آن‌چه می‌توانست ملتی را به میدان مقاومت وادار کند و نیرویی شکست‌ناپذیر از آنان فراهم سازد، اسلام و جهاد و شهادت بود.”

در حقیقت، اما برجسته‌ترین لحظات در جنبش مقاومت مردم فلسطین علیه اشغال‌گران اسرائیلی مربوط به دورانی‌ست که جبهه خلق برای آزادی فلسطین و الفتح، مبارزه‌ی همه جانبه‌ای را علیه اشغال‌گران سازمان دادند و مسئله فلسطین را به یک مسئله بین‌المللی که از حمایت افکار عمومی مردم سراسر جهان برخوردار گردید، تبدیل کردند. عقب‌نشینی اسرائیل از بخشی از سرزمین‌های اشغلی و تشکیل دولت خودمختار فلسطین، نتیجه‌ی چیز دیگری جز این مبارزه و این مقاومت نبود. گروه‌های اسلام‌گرا در این مبارزه و پیروزی‌های آن نقشی نداشتند. بالعکس آن‌ها نقشی مخرب در این مبارزه ایفا نمودند. این واقعیت دیگر بر کسی پوشیده نیست که گروه اسلام‌گرای حماس با حمایت و پشتیبانی اسرائیل و عربستان سعودی برای تضعیف و در هم شکستن قدرت چپ و مبارزات آن شکل گرفت و بعداً هم به ابزاری در دست جمهوری اسلامی برای خرابکاری در جنبش مردم فلسطین تبدیل گردید.

گرچه سران جمهوری اسلامی می‌کوشند در ظاهر خود را طرفدار جنبش مقاومت مردم فلسطین جا بزنند و حتا از حق تعیین سرنوشت فلسطینی‌ها سخن می‌گویند، در حقیقت اما مخالفت آن‌ها با اسرائیل نه از زاویه‌ی اشغال‌گری و به بند کشیدن یک ملت، بلکه از دیدگاهی اسلامی و مذهبی‌ست. جمهوری اسلامی، فلسطینی می‌خواهد که گروه‌های بنیادگرا بر آن حاکم باشند. از آن جایی که می‌داند چنین چیزی لااقل فعلاً عملی نیست، راه حلی را مطرح می‌کند که مسئله فلسطین به عنوان یک مسئله‌ی لاینحل باقی بماند و بتواند از آن در خدمت پیشبرد سیاست‌های خود استفاده کند. در این‌جا موضع اسرائیل و جمهوری اسلامی در حقیقت واحد می‌شود وهر یک به سیاست دیگری یاری می‌رسانند.

این که جمهوری اسلامی خواهان حل مسئله فلسطین و پایان دادن به اشغال‌گری اسرائیل نیست، در همین سخنرانی خامنه‌ای آشکار بود. او اقدام حکومت خودمختار فلسطین را برای به رسمیت شناخته شدن کشور مستقل فلسطینی در چارچوب قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل رد کرد و گفت: “هر طرحی که بخواهد فلسطین را تقسیم کند، یک‌سره مردود است. طرح دو دولت که لباس حق به جانب پذیرش دولت فلسطین به عضویت سازمان ملل را بر آن پوشانده‌اند، چیزی جز تن دادن به خواسته‌ی صهیونیست‌ها یعنی پذیرش دولت صهیونیستی در سرزمین فلسطین نیست. فلسطین از نهر تا بحر است، نه حتا یک وجب کم‌تر.”

جمهوری اسلامی در این جا آشکارا در کنار اسرائیل و آمریکا قرار گرفت که هر دو اقدام حکومت خودمختار را در سازمان ملل برای به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین رد کردند. اسرائیل مخالف تشکیل کشور مستقل فلسطینی‌ست و جمهوری اسلامی‌ هم با ادعای فلسطین از بحر تا نهر مخالف تشکیل کشور مستقل فلسطین است. هر دو رژیم ارتجاعی و توسعه‌طلب در یک نقطه به هم رسیده‌اند.

این که برانداختن کشور اسرائیل و تحقق شعار از بحر تا نهر، از رود اردن تا دریای مدیترانه با حکومتی اسلامی، رؤیای تحقق‌ناپذیر خامنه‌ای‌ست، بماند، اما تکلیف مردم اسرائیل چه می‌شود؟ در این‌جا نیز جمهوری اسلامی ایران همانند دولت اسرائیل، در چهره‌ی یک رژیم نژادپرست ظاهر می‌گردد. خامنه‌ای برای سرپوش گذاردن بر نگرش نژادپرستانه خود ادعا می‌کند که جمهوری اسلامی یک همه‌پرسی عمومی را پیشنهاد می‌کند، منتها این همه‌پرسی عمومی، چندان هم عمومی نیست و شامل حال مهاجرینی که در طول لااقل دوران استقرار دولت اسرائیل در این کشور ساکن شده‌اند نمی‌شود. خامنه‌ای آن‌ها را به عنوان “یهودیان مهاجر” از حق رأی محروم می‌کند و این که دولت اسلامی‌ی از نهر تا بحر چه بلایی باید سر آن‌ها بیاورد، می‌ماند تا این که به گفته‌ی وی دولت برآمده، پس از استقرار، تکلیف مهاجرین غیر فلسطینی را که در سالیان گذشته به این کشور کوچ کرده‌اند، معین خواهد کرد. جالب اما این جاست که خامنه‌ای پس از ارائه طرح نژادپرستانه خود، ادعای مضحکی را مطرح می‌کند و می‌گوید: “این یک طرح عادلانه و منطقی است که افکار عمومی جهان آن را به درستی درک می‌کند و می‌تواند از حمایت ملت‌ها و دولت‌های مستقل برخوردار شود.”

یک لحظه فکر کنید که اگر افکار عمومی جهانی، طرح نژادپرستانه‌ی خامنه‌ای و جمهوری اسلامی را “عادلانه و منطقی” می‌دانست، چه جنایات و وحشی‌گری‌هایی در جهان به راه می‌افتاد. اول از همه می‌بایستی ده‌ها میلیون مهاجر به دستور گروه‌های نژادپرست از حق رأی در کشورهای اروپایی و آمریکایی محروم و دولت نژادپرست مستقر، آن‌ها را اخراج کند. چون ماجرای تعیین تکلیف با مهاجران است، لابد بومیان تمام قاره‌‌ی آمریکا، استرالیات و زلاندنو هم که حقیقتاً در دوران برده‌سازی استعماری ستمی بزرگ در حق آن‌ها شد، خواهان محرومیت صدها میلیون انسان ساکن در کشورهای این قاره‌ها از حق رأی و شاید هم اخراج آن‌ها شوند. حقیقتاً طرح خامنه‌ای نژادپرستانه به تمام معناست و به هذیان‌گویی می‌ماند. از همین روست که رژیم ارتجاعی، اشغال‌گر و نژادپرست اسرائیل هم این اظهارات را بهانه و دستاویزی برای پیشبرد سیاست‌های اشغال‌گرایانه و نژادپرستانه‌ی خود علیه خلق فلسطین قرار می‌دهد.

درست در شرایطی که طرح مسئله‌ی به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین از سوی سازمان ملل، با حمایت افکار عمومی مردم کشورهای سراسر جهان، دولت‌های آمریکا و اسرائیل را ایزوله و زیر فشار قرار داده بود، نتانیاهو نخست‌وزیر دست راستی افراطی اسرائیل، هذیان‌گویی خامنه‌ای را در مورد نابودی کشور اسرائیل، دستاویزی برای تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی جهان و توجیه سیاست‌های اشغال‌گرایانه و تجاوزکارانه‌ی اسرائیل قرار داد. او در بیانیه خود، از سیاست تجاوزکارانه و اقدامات وحشیانه‌ی اسرائیل علیه مردم فلسطین، به عنوان تدابیر امنیتی نام برد و خواهان به رسمیت شناخته شدن اسرائیل به عنوان کشوری یهودی گردید.

البته باید گفت که اوضاع سیاسی رژیم اسرائیل و نخست‌وزیر آن خراب‌تر از آن است که با دستاویز قرار دادن هذیان‌گویی خامنه‌ای و سیاست‌های جمهوری اسلامی بتوانند خود را از وضعیتی که در آن گرفتارند، نجات دهند.

اوضاع سیاسی جهان، به ویژه تحولات سیاسی منطقه‌ی خاورمیانه تماماً به زیان اسرائیل و به نفع توده‌های مردم فلسطین است. حتا در درون خود اسرائیل، توده‌های کارگر و زحمتکش مردم به مبارزه و مخالفت علیه سیاست‌های اشغال‌گرایانه و نژادپرستانه‌ی رژیم حاکم بر این کشور برخاسته‌اند. دولت آمریکا نیز که همواره از پشتیبانان سیاست‌های ضد انسانی رژیم اسرائیل بوده است، اکنون در وضعیتی‌ نیست که به همان شکل سابق بتواند از این رژیم حمایت کند. به استثنای دولت امریکا، بزرگ‌ترین قدرت‌های جهان البته با کمی اختلاف از تشکیل و به رسمیت شناخته شدن کشور مستقل فلسطینی حمایت می‌کنند. با این وجود، رژیم اسرائیل هنوز می‌کوشد به اشغال‌گری و سیاست‌های نژادپرستانه خود علیه مردم فلسطین ادامه دهد. معهذا اوضاع تغییر کرده و شکست و عقب‌نشینی اسرائیل ناگزیر است.

نه سیاست اشغال‌گری و توسعه‌طلبی اسرائیل قابل دوام است و نه ادعاهای پوشالی خامنه‌ای و جمهوری اسلامی برای نابودی اسرائیل. نه فلسطینیان می‌توانند اسرائیل را نابود کنند و نه اسرائیل می‌تواند مردم فلسطین را از حق داشتن یک کشور مستقل محروم نماید.

نزاع فلسطین و اسرائیل، تنها دو راه حل دارد. راه حل اساسی، با کنار نهادن مسئله ملیت، نژاد و مذهب و یک زندگی انسانی در یک کشور واحد که البته نیازمند یک قدرت سیاسی از کارگران و زحمتکشان است. دیگری، راه حل فوری که همانا به رسمیت شناخته شدن کشور مستقل فلسطینی در چارچوب قطعنامه‌های سازمان ملل و خاتمه دادن به اشغال‌گری اسرائیل است. راه حل دیگری برای حل این نزاع، لااقل در شرایط کنونی متصور نیست.

یک ساعت و نیم روده‌درازی و دروغ‌پردازی

در حالی که فریاد اعتراض توده‌های مردم ایران نسبت به گرانی، بیکاری، فقر، فساد دولتی در هر کوی و برزنی شنیده می‌شود، احمدی‌نژاد، سه‌شنبه شب یک ساعت و نیم روده‌درازی کرد، اما کلامی از مشکلات مردم نگفت. بالعکس آن‌چه که گفت تعریف و تمجید از خودش بود با نمره‌ی ۲۰ و داستانی از “خود گویی و خود خندی” از فتح‌الفتوحات مرد هنرمندی! که همه جا را به تسخیر خود درآورده و بر همه‌ی معضلات “ملت” پیروز شده است.

خطبه‌ی اول ایشان به نقش و تأثیرگذاری بی بدیل احمدی‌نژاد و جمهوری اسلامی در سازمان ملل اختصاص یافت. گرچه او در این گفتگوی تلویزیونی از هاله‌ی نوری که معمولاً در سازمان ملل به گرد سرش در چرخش است، سخنی به میان نیاورد، اما از گفته‌های دیگر وی چنین استنباط می‌شود که این هاله، باز هم وی را رها نکرده و هم‌چنان در هیجان روحی به سر می‌برد. دلیل آن را هم می‌توان در جملات قصار او در همین گفتگوی تلویزیونی یافت که مِن بابِ نمونه فرمودند: “در سازمان ملل دو کشور هستند که قدرت اثرگذاری داشته و حرف برای گفتن دارند. آمریکا بر فضای فعلی بین‌المللی حاکم بوده و این ایران است که باید حاکمیت ناعادلانه آمریکا را بر ساختارها و نظم فعلی عرصه بین‌المللی به چالش بکشد.” و “انجام سفر به سازمان ملل با هدف استفاده از ظرفیت‌های خود این سازمان برای احیا و نوسازی ایده تشکیل واقعی سازمان ملل طراحی و اجرا شد.”

پس تا این‌جا مردم ایران متوجه شدند که در سازمان ملل دو قدرت تأثیرگذار وجود دارند. یکی آمریکاست و دیگری جمهوری اسلامی که باید حاکمیت آمریکا را بر ساختارها و نظم عرصه بین‌المللی به چالش بکشد و یک سازمان ملل واقعی تشکیل دهد. اما از بد روزگار رژیمی قرار است قدرت آمریکا را به چالش بکشد که نه فقط چنین وظیفه و قدرتی را ندارد، بلکه عجالتاً مجری دستوراتی‌ست که فقط دو نهاد مالی بین‌المللی وابسته به این قدرت و شرکای دیگر آن، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، صادر می‌کنند و اجرای آن‌ها توسط جمهوری اسلامی به فقر، بیکاری، گرسنگی و شکاف طبقاتی بزرگی در ایران انجامیده است.

احمدی‌نژاد در هر سخنرانی و گفتگویی بالاترین افتخار خود را پیشبرد سیاست خصوصی‌سازی و آزادسازی قیمت‌ها می‌داند. یعنی اجرای همان اوامر آمریکا از طریق بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول. او در واقع در نقش نوکر امپریالیسم آمریکا و مجری برنامه آن عمل می‌کند و به این نوکری افتخار هم می‌کند، اما در خیال تصور می‌کند که قدرت آمریکا را به چالش کشیده است.

احمدی‌نژاد در رؤیا از قدرت تأثیرگذاری منحصر به فرد جمهوری اسلامی‌ و شخص احمدی‌نژاد در سازمان ملل می‌گوید، در واقعیت اما، اگر در چند سال گذشته گروه محدودی از کشورهای عضو سازمان ملل به هنگام سخنرانی وی در مجمع عمومی، جلسه را ترک می‌کردند، امسال، نیمی از سالن اجلاس به کلی خالی بود. چون همه می‌دانند که او یک آدم خرافاتی‌ی متعصب پریشان حال است که جز یک مشت حرف‌های تکراری و بی سر و ته و دروغ‌پردازی‌های رسوا حرفی برای گفتن ندارد. او در سازمان ملل از آزادی، انسانیت و غیره حرف می‌زند، اما آن هیئت‌های نمایندگی که در مجمع عمومی حضور می‌یابند، می‌دانند که او دارد حرف مفت می‌زند، دروغ می‌گوید، چرا که لااقل از طریق سفرای خود در ایران خبر دارند که در جمهوری اسلامی انسان‌ها را سلاخی می‌کنند. هر روز بساط دار و شکنجه برپاست و آن چیزی که در ایران خبری از آن نیست، آزادی‌ست. بنابراین جلسه را ترک می‌گویند و احمدی‌نژاد را به حال خود می‌گذارند تا هر چه می‌خواهد یاوه‌سرایی کند. اما او به ایران که بازمی‌گردد دروغ‌های تازه‌ای تحویل مردم می‌دهد و از تأثیرگذاری دو دولت در سازمان ملل که یکی از آن‌ها جمهوری اسلامی باشد و رئیس جمهور آن سخن می‌گوید.

احمدی‌نژاد، پس از آن که خطبه اول را به پایان رساند و نقش بی بدیل جمهوری اسلامی را به اطلاع مردم رساند، وارد بحث مسایل داخلی شد و از بیخ و بن وخیم‌تر شدن شرایط مادی و معیشتی مردم را انکار کرد. مردم ایران همه روزه با افزایش مداوم بهای کالاها و خدمات مورد نیاز خود روبرو هستند. احمدی‌نژاد که پیش از این ادعا کرده بود در سال جاری، تورم هم تک رقمی خواهد شد، بدون این که نرخ رشد تورم را اعلام کند، گفت: “هم اکنون با افزایش ۶ درصدی قیمت‌ها مواجه هستیم که دو درصد آن به خاطر تورم جهانی است. یعنی به عبارتی ۴ الی ۵ / ۴ درصد است که این هم نقطه به نقطه نزولی است.” این در حالی‌ست که مرکز آمار رژیم از افزایش مدام نرخ تورم خبر می‌دهد و این نرخ را حدود ۲۰ درصد اعلام کرده است. منابع حتا دولتی دیگر این نرخ رشد تورم را تا ۳۰ درصد نیز اعلام کرده‌اند.

در مورد افزایش روزافزون تعداد بیکاران نیز در حالی که حتا نمایندگان مجلس از انبوه جوانان بیکار در شهرستان‌ها خبر می‌دهند و چند روز پیش نماینده ماهشهر از کثرت جوانان بیکار در جایی خبر داد که مرکز کارخانه‌های پتروشیمی‌ست و فرمانده پلیس شاهرود هم در همین هفته گفت که ۷۷ درصد مجرمانی که دستگیر شده‌اند، بیکارند، احمدی‌نژاد در این گفتگو باز هم یاوه‌سرایی خود را در مورد کاهش بیکاران تکرار کرد، از اشتغال ۵ / ۲ میلیونی در سال جاری سخن به میان آورد و ادعا کرد که در پایان سال دیگر، بیکاری در ایران وجود نخواهد داشت. او اوضاع اقتصادی را در ایران عالی توصیف کرد و رشد سرمایه‌گذاری در صنعت و معدن را در ۵ ماه گذشته ۵ / ۶۲ درصد اعلام نمود. این ادعای احمدی‌نژاد در شرایطی‌ست که تمام منابع آماری دولتی و غیر دولتی از کاهش نرخ رشد تولید ناخالص داخلی خبر می‌دهند.

ادعای دیگر احمدی‌نژاد کاهش فاصله طبقاتی و شکاف فقر و ثروت بود. اما هر کس می‌داند که در حالی که مدام سطح درآمد کارگران و زحمتکشان در نتیجه‌ی تورم کاهش می‌یابد، بالعکس بر حجم سود، ثروت و سرمایه ثروتمندان افزوده می‌شود. شکاف طبقاتی در سال‌های اخیر نه کاهش، بلکه افزایش یافته است. در همین هفته در سایت‌های خبری رژیم خبری انتشار یافت که بهای یک پنت‌هاوس ۷۰۰ متری در زعفرانیه تهران ۷ میلیارد تومان است. در کشوری که مسکن ۷ میلیارد تومانی خرید و فروش می‌شود، لابد باید خریداران آن‌ها ثروت‌های ده‌ها میلیارد تومانی داشته باشند و درآمدهای ماهیانه لااقل صدها میلیون تومانی. این در حالی‌ست که درآمد ماهیانه بخش بزرگی از کارگران حتا به ۵۰۰ هزار تومان در ماه نمی‌رسد و ثروت اندوخته شده‌ای هم  ندارند. همین چند روز پیش بود که ماجرای اختلاس‌های میلیاردی و ثروت‌های هنگفت سرمایه‌دارانی از نمونه‌ی امیر منصور آریا برملا شد که در فاصله ۶ سال صاحب ۳۹ کارخانه و مؤسسه تولیدی، مالی و خدماتی می‌شود سرمایه او از ۲۰ میلیون به ۴۷۰۰ میلیارد تومان می‌رسد. با این همه احمدی‌نژاد آن‌قدر شارلاتان هست که بگوید شکاف طبقاتی در ایران کاهش یافته و باز هم کاهش خواهد یافت. احمدی‌نژاد در این گفتگوی تلویزیونی یاوه‌‌های بسیار گفت، حقیقت اما بر مردم ایران پوشیده نیست. آن‌ها به عینه می‌بینند که شکاف طبقاتی در جامعه‌ی ایران عمیق‌تر می‌شود شرایط زندگی آنان مدام وخیم‌تر می‌گردد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: