ایران در هفته‌ای که گذشت – جمعه ۱ مهر

برگرفته از: رادیـو دمـکـراسـی شـورائـی

برنامه‌های امروز جمعه اوّل مهر ‌ماه، شامل تفسيرهای سياسی ايران در هفته‌ای که گذشت – گزارشی با عنوان «افزايش بهای مسکن در شيراز، محاسبه‌ای بر اساس تعداد خانوار، و قسمت اوّل از مطلب ”تشکل‌های طبقاتی کارگران! وظایف و تاکتیک‌های ما”، خواهد بود.

برای شنیدن برنامه روز رادیو دمکراسی شورایی، اینجا را کلیک کنید

یا از ابزار پخش 4shared  در زیر استفاده کنید:

http://www.4shared.com/audio/sS3Y5gHI/01mehr.html

امکان دانلود يا گوش کردن مستقيم از سايت سازمان فدائیان (اقلیت) mp3

امکان دانلود يا گوش کردن از طريق سايت راديو دمکراسی شورائیMP3

امکان دانلود يا گوش کردن مستقيم برنامۀ امروز در mp3-4shared

تفسيرهای سياسی اين هفته:

انعکاس شکست اسلام‌گرایی در اجلاس اسلام‌گرایان در تهران

دانشجویان، آماده‌ی نبرد در سال جدید

احتمال حذف پست ریاست جمهوری در ایران

برای شنیدن برنامه یا خواندن مشروح تفسير هفته روی موضوع دلخواه کلیک کنید

متن کامل تفسيرهای سياسی در ادامۀ نوشته:

تفسیرهای سیاسی هفته:

انعکاس شکست اسلام‌گرایی در اجلاس اسلام‌گرایان در تهران

جنبش نان و آزادی که از شمال آفریقا سر بلند کرد و به سرعت بخش بزرگی از کشورهای خاورمیانه را نیز فرا گرفت، جنبشی علیه استبداد و بی‌حقوقی، فقر و نابرابری اجتماعی‌ست. این جنبش تا همین لحظه، یک‌رشته تحولات سیاسی در پی داشته که یکی از نتایج آن، ضربه مرگ‌باری‌ست که بر پیکر پوسیده‌ی اسلام‌گرایی و گروه‌های اسلام‌گرا وارد آورده است.

از این بابت، بازنده اصلی تحولات منطقه‌ای، جمهوری اسلامی ایران است که داعیه‌ی پان‌اسلامیسم و ایجاد یک امپراتوری اسلامی را به سبک و سیاق خود در سر داشت.

جنبش بیداری سیاسی توده‌های مردم منطقه که بر پایه نیاز مبرم و فوری آن‌ها به آزادی، کار و نان شکل گرفت، نمی‌توانست با اهداف اسلام‌گرایان سر سازش داشته باشد. آزادی و برابری، رفاه و خوشبختی مردم با اسلام‌گرایی در ستیز قرار دارد. الگوی اسلام‌گرایی در نمونه‌های دولت‌های مذهبی از قماش عربستان سعودی، جمهوری اسلامی ایران، افغانستان طالبان در برابر توده‌های مردم قرار داشت. اسلام ناب محمدی در وجود حکومت اسلامی ایران تبلور یافته بود که یکی از بی‌رحم‌ترین و وحشی‌ترین رژیم‌های استبدادی در سراسر جهان است. جنبش آزادی‌خواه مردم منطقه نمی‌توانست قرابتی با اسلام‌گرایی و حکومت اسلامی ایران داشته باشد که به تمام معنا یک قصاب‌خانه‌ی آدم‌کشی اسلامی است. ۷۰ میلیون انسان را در کشوری به وسعت ایران به بند کشیده است. تمام آزادی‌های سیاسی و حقوق دمکراتیک و انسانی مردم را از آن‌ها سلب نموده و با سرکوب و اختناق موجودیت خود را حفظ کرده است.

جنبش توده‌های مردم کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه‌ی عربی برای نان، نمی‌توانست قرابتی با اسلام‌گرایی داشته باشد که سمبل‌های آن از نمونه‌ی جمهوری اسلامی ایران، برای اکثریت بسیار بزرگ مردم، ارمغانی جز فقر و گرسنگی نداشته است. حکومت اسلامی در میان توده مردم، رسوا و چنان بی‌اعتبار است که حتا گروه‌های اسلام‌گرا، دیگر جرأت طرح شعارهای اسلامی را در این جنبش‌ها ندارند. لذا روشن است که چرا جنبش بیداری سیاسی مردم منطقه ضربه‌ای مرگ‌بار به جنبش‌های اسلام‌گرای منطقه و دولت‌های مذهبی از قماش جمهوری اسلامی‌ست.

سران جمهوری اسلامی ایران که البته آشکارا می‌بینند، تحولاتی که در جریان است، تماماً به زیان آن‌هاست و نمی‌توانند کم‌ترین تأثیری بر این تحولات بگذارند، در این هفته با برپایی اجلاسی تحت عنوان “اجلاس بیداری اسلامی” با حضور تعدادی از اسلام‌گرایان کشورهای دیگر، بر شکست خود و رسوایی اسلام‌گرایی سرپوش بگذارد.

خامنه‌ای، این سرکرده‌ی مرتجعین در ایران، اجلاس را با نطق خود در به اصطلاح تحلیل این تحولات و جنبش‌های مردم افتتاح کرد. او یکی از “اصول انقلاب‌های کنونی منطقه”، “مصر و دیگر کشورها” را چنین عنوان نمود: “برافراشتن پرچم اسلام که عقیده‌ی عمیق و دلبستگی دیرین مردم است و برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت و شکوفایی که جز در سایه شریعت اسلامی به دست نخواهد آمد.”

خامنه‌ای با این اظهار نظر، کاری جز این نکرد که در میان مردم ایران و منطقه، رسوایی حکومت اسلامی را بیش‌تر برملا کند. در هیچ‌یک از کشورهایی که انقلاب‌ها و قیام‌های توده‌ای رخ داده است، پرچم اسلام برافراشته نشد. اگر پرچم اسلام برافراشته شده بود، هم اکنون فاتحه‌ی انقلابات یک‌سره خوانده شده بود و مردم این کشورها می‌بایستی با اختناق و بی حقوقی نظیر ایران و عربستان روبرو باشند. بالعکس نه شعارهای مردم اسلامی بود و نه پرچم اسلامی در این کشورها برافراشته شد. خامنه‌ای با این دروغ بزرگ، به تمام مردمی که حرف‌های او را شنیدند، بار دیگر نشان داد که درجه‌ی رسوایی اسلام‌گرایان و طرفداران حکومت اسلامی تا به آن‌جاست که از گفتن دروغی به این بزرگی بیم ندارند.

خامنه‌ای پس از آن که در خواب و خیال پرچم اسلام را در تمام انقلابات و جنبش‌های انقلابی منطقه برافراشت، توصیه می‌کند که به شیوه‌ی جمهوری اسلامی ایران هر گرایش غیر مذهبی را سرکوب کنند.

او پس از اشاره به تجارب جمهوری اسلامی می‌افزاید: “نظام‌سازی کار بزرگ و اصلی شما است. این کاری پیچیده و دشوار است. نگذارید الگوهای لائیک یا لیبرالیسم غربی، یا ناسیونالیسم افراطی، یا گرایش‌های چپ مارکسیستی خود را بر شما تحمیل کند. هدف نهایی را باید امت واحده‌ی اسلامی” قرار داد.

خامنه‌ای گویا واقعاً بر این پندار است که در نتیجه‌ی انقلابات، رژیم‌های اسلام‌گرا بر سر کار آمده‌اند و حالا اسلام‌گرایان در موقعیتی قرار گرفته‌اند که می‌توانند با سرکوب و کشتار مردم هر گرایش فکری و سیاسی دیگر را قلع و قمع کنند. این هم خواب و خیال دیگر خامنه‌ای‌ست. عجالتاً آن‌چه که زیر ضربات جنبش توده‌ای و مطالبات کارگران و زحمتکشان در کشورهای منطقه قرار گرفته است، اسلام‌گرایی و جنبش‌ها و سازمان‌های اسلام‌گراست. مردم که در جریان انقلاب پیوسته آگاهی‌های جدیدی کسب می‌کنند، به “الگوهای لائیک” و “گرایش‌های چپ مارکسیستی” گرایش دارند. این را نه فقط در تونس بلکه در مصر نیز به وضوح می‌بینیم. اسلام‌گرایی برآمده از گنداب رکود سیاسی و بی حرکتی توده‌هاست. “الگوهای لائیک” و “گرایش‌های چپ مارکسیستی” نشانه پیشرفت و بالندگی توده مردم در دوره تحرک سیاسی و دگرگونی‌های انقلابی‌اند. تا وقتی که انقلابات تداوم داشته باشند، چیزی جز ضعف و نابودی عاید اسلام‌گرایان نخواهد شد.

در چنین شرایطی، نوبت خامنه‌ای و جمهوری اسلامی ایران هم به زودی فرا خواهد رسید. کاری‌ترین ضربه را بر اسلام‌گرایی و حکومت اسلامی، انقلاب کارگران و زحمتکشان ایران وارد خواهد آورد. انقلابی که نه فقط بساط حکومت اسلامی و دولت دینی را از ایران جاروب خواهد کرد، بلکه به الگوی جدیدی تبدیل می‌گردد که تحرک انقلابی نوینی در سراسر منطقه ایجاد خواهد کرد.

اجلاس به اصطلاح “بیداری اسلام” که در روزهای شنبه و یک‌شنبه‌ی این هفته در تهران برگزار شد، بازتاب شکست و فروپاشی اسلام‌گرایی بود. به همین دلیل به عرصه‌ی کشمکش و اختلافات حاد میان گرایشات مختلف اسلام‌گرایان تبدیل گردید. شیعه و سنی علیه یکدیگر موضع‌گیری کردند. در درون هر یک از این فرقه‌ها نیز شکاف‌های جداگانه‌ای بروز کرد و در مجموع خط بطلانی بر حکومت اسلامی و رؤیای خامنه‌ای بر “امت واحده‌ی اسلامی” کشید.

جعفری، نخست‌وزیر پیشین عراق که از طرفداران حکومت اسلامی ایران است، در مصاحبه تلویزیونی با شبکه‌ی العالم در مورد این اختلافات گفت: “نخبگان بیداری اسلامی باید تلاش کنند، دیدگاه‌های به ظاهر دور را از طریق گفت‌وگو به هم نزدیک کنند.” در واقع اما این اختلافات نتیجه‌ی شکست اسلام‌گرایی‌ست و گفت‌وگوی اسلام‌گرایان نمی‌تواند آن را برطرف کند. بنابراین از این اجلاس هم چیزی عاید جمهوری اسلامی‌ نشد.

دانشجویان، آماده‌ی نبرد در سال جدید

در حالی که جمهوری اسلامی در ادامه‌ی سیاست تبعیض جنسیتی علیه زنان، اجرای طرح تفکیک جنسیتی را در دانشگاه‌ها در دستور کار خود قرار داده است، دانشجویان که مخالف پیشبرد این سیاست ارتجاعی اسلامی در دانشگاه‌ها هستند، از هم اکنون در آستانه‌ی سال جدید تحصیلی، در تدارک برپایی اعتراضات برای مقابله با این سیاست و به عقب‌نشینی واداشتن رژیم برآمده‌اند.

بیانیه‌هایی توسط دانشجویان در محکومیت این اقدام رژیم انتشار یافته که خواهان مقابله و اعتراض جدی دانشجویان تمام دانشگاه‌ها برای متوقف ساختن این طرح رژیم شده‌اند.

از جمله در این هفته، بیانیه فعالین دانشجویی دانشگاه مازندران انتشار یافت، که در آن تهدید شده است، چنان‌چه رژیم بخواهد این طرح را به مرحله‌ی اجرا بگذارد، از رفتن به کلاس درس خودداری خواهند کرد. این بیانیه، طرح تفکیک جنسیتی کلاس‌های درس را به توهین به شأن دانشجویان اعلام نموده و می‌افزاید: “بنابراین می‌خواهیم با شجاعت در برابر هجمه‌ی افکار ارتجاعی و واپس‌گرا مقابله کرده و تحریم کلاس‌های درسی را از زمان بازگشایی آن با عدم حضور خود در کلاس‌های درسی و اجتماع در محوطه دانشگاه‌ها اعلام داریم.”

در این بیانیه، تعلیق، اخراج و بازداشت دانشجویان در طول چند سال اخیر، به همراه دیگر اقدامات سرکوب‌گرانه و ارتجاعی رژیم در دانشگاه‌ها محکوم شده است. بیانیه می‌گوید: “در طی این ۳۲ سال، دانشگاه‌های کشور مورد هجوم خصمانه و خشونت‌آمیز از طرف ساخت قدرت مستبد و تمامیت‌خواه حکومت اسلامی قرار گرفته‌اند و نمود عملی وحشت رژیم از دانشگاه‌ها به این صورت قابل مشاهده است و تمام تلاش خود را برای سرکوب هر چه بیش‌تر جنبش دانشجویی که زمینه‌ای مناسب برای پیدایش جنبش‌های ضد سنتی، عدالت‌خواهانه و آرمان‌گرایانه ایجاد می‌کنند، هزینه کرده است.”

همان‌گونه که بیانیه‌ی دانشجویان دانشگاه مازندران بر آن تأکید می‌کند، جمهوری اسلامی بنا به سرشت دینی و استبدادی خود همواره در طول سال‌های موجودیت خود، دشمنی آشتی‌ناپذیرش را با دانشگاه به عنوان مرکز علم و آگاهی و سنگر مبارزه علیه اختناق و دیکتاتوری نشان داده است. دولت دینی جمهوری اسلامی که بر پایه  عقاید خرافاتی اعصار باستانی و قرون وسطایی قرار دارد، هرگز نمی‌تواند علوم و مراکز علمی را که پایه‌های این خرافات را در هم می‌شکنند، تحمل کند، تا جایی که امروزه تدریس برخی علوم انسانی را ممنوع اعلام کرده است. جمهوری اسلامی‌ هرگز نمی‌تواند دانشگاهی را که سنگر مبارزه علیه اختناق، بی‌حقوقی و استبداد باشد تحمل کند، از همین روست که از همان سال‌های نخستین به قدرت رسیدن‌اش، دشمنی‌اش را با دانشگاه نشان داد و در سال ۵۹ با سرکوب و کشتار دانشجویان و اخراج اساتید مترقی، دانشگاه‌ها را یک‌سره تعطیل کرد.

جمهوری اسلامی نمی‌تواند دانشجویان مبارزه، آزادی‌خواه، سوسیالیست و برابری‌طلب را در دانشگاه‌ها تحمل کند، از همین رو، در طول ۳۲ سال گذشته هزاران دانشجو اخراج، صدها تن اعدام و هزاران تن به زندان محکوم شده‌اند.

جمهوری اسلامی به عنوان یک دولت دینی، تجسم تام و تمام زن‌ستیزی، ستم‌گری نسبت به زنان و مبلغ و مروج نابرابری زن و مرد است. این رژیم متحجر اسلام‌گرا سال‌هاست که سیاست آپارتاید جنسیتی را دنبال کرده و در هر کجا که با مقاومت روبرو نشده آن را به مرحله‌ای اجرا درآورده است. در ادامه‌ی همین سیاست است که پس از سرکوب‌های دو سال اخیر، به ویژه اخراج و زندانی کردن تعداد زیادی از فعالین دانشجویی، اجرای سیاست آپارتاید جنسیتی را در دانشگاه‌ها تحت عنوان تفکیک جنسیتی و دانشگاه‌های تک جنسیتی در دستور کار قرار داده است.

تجربه نشان داده است که رژیم جمهوری اسلامی در هر کجا که مقاومتی جدی از سوی مردم در برابر سیاست‌های ارتجاعی‌اش صورت گرفته، ناگزیر به عقب‌نشینی شده است. بنابراین مقاومت و مبارزه دانشجویان در برابر طرح ارتجاعی تفکیک جنسیتی، مسئله‌ای مهم و جدی‌ست. اگر مقاومتی گسترده و سراسری در تمام دانشگاه‌های کشور در برابر این سیاست تبعیض‌آمیز صورت نگیرد، در آن صورت رژیم به سرعت آن را به تمام دانشگاه‌ها بسط خواهد داد. باید در برابر این طرح، به شکلی سراسری ایستاد و مانع از پیشبرد آن شد. نباید اجازه داد که رژیم، مقاومت دانشجویان را در این یا آن دانشگاه در هم بکشند و طرح خود را پیش ببرد. اتحاد تمام دانشجویان از زن و مرد در برابر این تعرض رژیم به دانشگاه‌ها ضروری‌ست. باید با تشکیل کمیته‌های هماهنگی مخفی در دانشگاه‌ها فعالیت‌ها را هماهنگ و مبارزه را سراسری و مشترک پیش برد. راهی جز مبارزه‌ای متشکل برای توقف تعرضات رژیم به دانشگاه‌ها وجود ندارد. باید با تمام قدرت مانع از اجرای طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها شد. اعلام آمادگی فعالین برخی از دانشگاه‌ها از نمونه‌ی دانشجویان دانشگاه مازندران، نویدبخش آغاز و تداوم این مبارزه در سال تحصیلی جدید است.

احتمال حذف پست ریاست جمهوری در ایران

در یک دولت دینی اسلامی و استبدادی که ولی فقیه، دیکتاتور مطلق‌العنان است و تمام مقامات، ارگان‌ها و نهادهای دولتی تابع بی چون و چرای او، ارگان‌های ظاهراً انتخابی که برای بزک کردن چهره‌ی کریه حکومت اسلامی علم کرده‌اند، نه فقط قلابی و فرمایشی هستند و هیچ قدرت مستقلی ندارند، بلکه اصولاً موجودیت‌شان وابسته به اراده‌ی ولی فقیه است.

اگر فی‌المثل، رئیس جمهوری این دولت دینی، در جایی خلاف اراده‌ی ولی فقیه عمل کرد، او می‌تواند فوراً وی را برکنار کند. البته این کار، عواقب سیاسی دارد، اما ولی فقیه هم راه‌های مختلفی برای این برکناری دارد تا عواقب سیاسی آن را لااقل محدود سازد. با این وجود، از آن‌جایی که اصولاً حتا ظاهرسازی انتخابی و اعطای قدرت صوری به ارگان‌ها و نهادهای خاص، با موجودیت نظام مبتنی بر قدرت مطلقه‌ی ولی فقیه در تناقض قرار دارد، غالباً به تضاد در درون دولتی دینی و بروز اختلافات می‌انجامد. برجسته‌ترین این تناقض نیز به ویژه در حیطه‌ی قدرت ولی فقیه و رئیس جمهور رژیم به طور مداوم خود را نشان داده است. از دوران بنی‌صدر تا خاتمی و احمدی‌نژاد، همواره این تناقض به درگیری و اختلافات انجامیده است.

در این هفته خبرهایی انتشار یافت، مبنی بر این که در درون رژیم گفتگوهایی در جریان است تا با حذف پست ریاست جمهوری و سپردن وظایف وی به نخست‌وزیری که منصوب از جانب مجلس ارتجاع اسلامی باشد، به این تناقض پایان داده شود.

حمیدرضا کاتوزیان، رئیس کمیسیون انرژی مجلس در گفتگویی با خبرگزاری ایلنا گفت: “اخیراً نظریه‌ای بین صاحب‌نظران سیاسی مطرح شده است، مبنی بر این که کشورها با توجه به این که از نعمت ولایت فقیه و رهبر معظم انقلاب برخوردار است. نیازی به وجود رئیس جمهور در کشور نیست. کشور می‌تواند به عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی، نخست‌وزیر داشته باشد که توسط مجلس انتخاب شود.” وی افزود: “اکنون نیز در بسیاری محافل این موضوع طرح شده و در حال بررسی است. این نظر بین نمایندگان مجلس که وجهه‌ی سیاسی بیش‌تری دارند مطرح و مورد بررسی و صحبت است.”

رئیس کمیسیون انرژی مجلس، حقیقتی را بیان می‌کند. در کشوری که دیکتاتوری به نام ولی فقیه وجود دارد، دیگر نیازی به پست و شخصیت دیگری به نام رئیس جمهور نیست. چون بالاخره یک نفر باید عالی‌ترین مقام جمهوری اسلامی باشد که آن هم ولی فقیه است. لذا نمی‌شود که حتا در شکل صوری و ظاهری، مقام دیگری هم به نام ریاست جمهوری وجود داشته باشد، والا دعوا و مرافعه‌ای بروز می‌کند که در این سه دهه، چندین مورد آن دیده شده است. پس بهترین راه این است که پست ریاست جمهوری از قانون اساسی جمهوری اسلامی حذف شود و مجلس فردی را به نام نخست‌وزیر انتخاب نماید که دیگر ادعایی به نام مقام اول نداشته باشد.

از جهت دیگر نیز، جمهوری اسلامی، نیاز به حذف این ارگان مزاحم دارد. دعوا و کشمکش جناح‌ها بر سر پست ریاست جمهوری خاتمه خواهد یافت. چون اکنون حتا در درون دسته‌بندی‌های جناح موسوم به اصول‌گرا اختلافات چنان بالاست که هیچ‌یک حاضر نیست فردی از باند و گروه دیگر را تأیید نماید.

سرانجام، به این نکته نیز باید اشاره کرد که با خیمه شب بازی انتخاباتی سال ۸۸، دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری به پایان رسید. چون، این آخرین تلاش رژیم برای کشاندن مردم به پای صندوق رأی بود و پس از آن رسوایی بزرگی که به بار آورد، دیگر حتا طرفداران گروه‌های موسوم به اصلاح‌طلب نیز حاضر نیستند به پای صندوق رأی بروند.

بنابراین به دلایل متعدد است که حذف پست ریاست جمهوری در رژیم استبدادی موجود، در مقطع کنونی به بحث درونی مقامات حکومت اسلامی تبدیل شده و این احتمال نیز وجود دارد که حتا پیش از پایان یافتن دوره‌ی ریاست جمهوری احمدی‌نژاد آن را تصویب کنند.

جمهوری اسلامی البته می‌تواند با حذف پست ریاست جمهوری، خود را از یک تناقض نجات دهد، اما تناقضات این رژیم آن‌قدر زیاد و برجسته‌اند که بود و نبود این تناقض نمی‌تواند تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر وضعیت رژیم بگذارد.

جمهوری اسلامی سرشار از تناقضاتی‌ست که به این سادگی‌ها حل نمی‌شوند و گریبان آن را رها نمی‌سازند. این تناقضات فقط با برافتادن جمهوری اسلامی‌ست که برمی‌افتند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: