برنامه رادیو دمکراسی شورایی، سه‌شنبه ۱۱ مرداد

‌برنامه‌های امروز شامل: تفسيرهای خبری – تأثیر کشتار و قتل‌عام زندانیان سیاسی دهه شصت بر وضعیت سیاسی اجتماعی جامعه و توده‌های مردم، در گفتگویی با مرجان افتخاری از زندانیان سیاسی دهه شصت و از جان به‌در بردگان کشتار و قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، و مطلبی برگرفته از نشريه کار، ارگان سازمان فدائيان (اقليت) شمارۀ ۶۰۱ با عنوان «جنبش توده‌ای مردم در کجا ایستاده است؟»، خواهد بود.

برای شنیدن برنامه روز رادیو دمکراسی شورایی، اینجا را کلیک کنید

یا از ابزار پخش 4shared  در زیر استفاده کنید:

http://www.4shared.com/audio/0YZJSFyW/11mordad.html

 

همين جا گوش کنيد:

امکان دانلود يا گوش کردن مستقيم از سايت سازمان فدائیان (اقلیت) mp3

امکان دانلود برنامۀ امروز از طريق سايت راديو دمکراسی شورائیMP3

امکان دانلود يا گوش کردن مستقيم برنامۀ امروز در  mp3-4shared

برای شنيدن يا ذخيره برنامه چهار امکان وجود دارد، شنيدن مستقيم برنامهها از سايت راديوram، شنيدن يا ذخيره از سايت رادیـوMP3، يا سايت سازمان فدائيان (اقليت(؛ يا mp3-4shared  بر روی امکان دلخواه کليک کنيد.

فشار فزاینده به فعالان سیاسی و کارگری

بخشش آمنه بهرامی و موضوعی که مکتوم ماند

اعتراضات اجتماعی در اسرائیل

متن کامل تفسيرهای خبری راديو دمکراسی شورائی در ادامۀ نوشته:

تفسیرهای خبری:

فشار فزاینده به فعالان سیاسی و کارگری

نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی لحظه‌ای آرام و قرار ندارند و فعالان کارگری و سیاسی را تحت تعقیب و آزار قرار می‌دهند.

بر اساس خبری که روز دهم مرداد منتشر شد سعید جلالی فر روز پیش از آن دستگیر و روانه ی زندان اوین شد. مادر سعید به فعالان حقوق بشر گفته است که فرزندش به زندان اوین رفت تا از اجرای وثیقه جلوگیری کند، اما او را همان جا به بند ۳۵۰ فرستادند. رژیم جمهوری اسلامی سعید جلالی فر را به فعالیت علیه امنیت ملی متهم می‌کند، این در حالی ست که وی فعالیتی به جز در دفاع از حقوق کودکان نداشته است.

در حالی که مأموران امنیتی اسلامی جلالی‌فر را در تهران دستگیر کردند، همکارانشان در مریوان همچنان فرزاد حق‌شناس را در بازداشت نگاه داشته‌اند. آنان روز ۲۸ اردیبهشت فرزاد را در مغازه‌اش جلب کردند. حق‌شناس نیز فعالیت خاصی به جز عضویت در انجمن زیست محیطی “چیا” نداشته است. دیگر یاران وی در این انجمن که ایرج قادری، شریف باجور و بهروز داروند نام دارند نیز اخیراً در روز ۳ مرداد بازداشت شدند و تاکنون خبری از وضعیت‌شان به دست نیامده است.

از دیگر فعالان سیاسی که به زندان اوین احضار شده است تا دوران محکومیتش را سپری کند فؤاد شمس است. وی که دانشجوی جغرافیای دانشگاه تهران است به اتهام فعالیت‌های چپ‌گرایانه در چارچوب نشریات دانشجویی به شش ماه حبس تعزیری و شش ماه حبس تعلیقی محکوم شده است. فواد در سال ۱۳۸۸ نیز به مدت ۹۷ در بند ۲۰۹ اوین محبوس بود.

یادآوری کنیم که فعال کارگری و عضو هیئت مدیره شرکت واحد، رضا شهابی نیز همچنان در زندان اوین است. او را روز ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ به بند ۲۰۹ زندان اوین فرستادند. همسر رضا می‌گوید که مسئولان وی را در بلاتکلیفی نگاه داشته‌اند و هیچ مقام قضائی حاضر نیست پاسخ دهد که حکم دادگاهی که روز ۴ خرداد برگزار شد چه زمانی اعلام می‌شود.

تلاش‌های جمهوری اسلامی برای خفه کردن هر گونه حرکت کارگری مستقل در سال‌های اخیر بیش از دوران پایه‌گذاری‌اش با شکست مواجه شده است. کارگران آگاه با تشکیل اتحادیه‌های مستقل و تشکلات خود دست رد به تشکلات دولتی می‌زنند. نیروهای چپ دانشجویی نیز روز به روز در محیط‌های دانشگاهی تقویت شده‌اند و سرکوب‌های جمهوری اسلامی را بی اثر نموده‌اند. فعالان مدنی و اجتماعی نیز بیش از هر زمانی به تشکیل انجمن‌های خود دست یازیده‌اند. سرکوب بی فایده است، جنبش‌های مختلف اجتماعی به تدریج رشد می‌کنند.

بخشش آمنه بهرامی و موضوعی که مکتوم ماند

قرار بود روز نهم مرداد در ساعت شش و نیم بامداد جلادان اسلامی به چشمان سالم یک فرد به نام مجید کارد بیاجینند و او را از بینایی محروم کنند. این حکم قصاص مجید بود، مردی که دست به جنایتی فجیع زد و در پی عدم دریافت پاسخ مثبت از سوی آمنه بهرامی برای ازدواج به روی او اسید پاشید و چشمان او را کور کرد و چهره‌اش را نابود کرد.

این که آمنه مجید را بخشید و نخواست که جلادان اسلامی او را کور کنند نشان از انسانیت بی اندازه‌ی این زن دارد. رسانه‌های فارسی زبان مجاز و غیرمجاز و دورن و برون مرزی خبر ماجرای آمنه را وسیعاً پخش نمودند و درباره‌ی آن مطلب منتشر کردند. اما رسانه‌های بین‌المللی نیز با چاپ عکس‌های آمنه که پس از هفده عمل جراحی هنوز هم چهره‌ای آزاردهنده دارد در این مورد اطلاع‌رسانی کردند و نوشتند که آمنه نخواست تا قانون اسلامی قصاص اجرا گردد. اما موضوعی که کاملاً مکتوم ماند و بدتر از آن رسانه‌های بین‌المللی کوشیدند تا آن را به افکار عمومی القاء کنند این بود که ظاهراً در ایران قانون قصاص و قانون چشم در برابر چشم و جان در برابر جان قانونی عادی‌ست و مورد تأیید اکثریت مردم است. این یک دروغ بزرگ است. اکثریت مردم ایران اکنون مدت‌هاست که از مقررات و قوانین مذهبی و به خصوص قضائی بیزارند. مردم ایران خواهان برافتادن قانون قصاص هستند که عده‌ای را قربانی می‌کند تا انتقام از قربانیانشان بگیرد. قانون قصاص قانونی‌ست مربوط به اعصار گذشته و هیچ سنخیتی با آمال انسانیت مترقی ندارد. این قانون نه فقط قلب مردم را در ایران جریحه‌دار می‌کند بلکه در دیگر کشورهایی نیز که بر اساس قوانین اسلامی اداره می‌شوند با محکومیت مردم روبه رو است. همین چند روز پیش بود که دولت اسلامی عربستان سعودی سر یک زن اندونزیایی را از سر جدا کرد و بدن بدون سر او را با هلیکوپتری چرخاند تا به اصطلاح درس عبرتی برای دیگران باشد. اگر چشم در آوردن و با شمشیر سر بریدن عبرتی برای دیگران بود نمی‌بایستی یک هزار و چهارصد سال از قدمتش می‌گذشت.

آمنه بهرامی انسان والایی‌ست. موضوعی که در اکثریت قریب به اتفاق رسانه‌های در ماجرای وی مکتوم ماند همانا مخالفت با اصل قانون قصاص و برافتادن آن بود.

اعتراضات اجتماعی در اسرائیل

اسرائیل با یک جنبش اجتماعی بی سابقه روبه روست، جنبشی که کم‌تر در رسانه‌های بزرگ مطرح می‌شود، اما با این حال جنبشی‌ست بسیار گسترده و توده‌ای.

روز شنبه سی‌ام تیر هشتاد تا یک صد و بیست هزار نفر در ده شهر اسرائیل دست به تظاهرات زدند تا به گفته‌ی خود خواستار “عدالت اجتماعی” شوند. اکثر تظاهرکنندگان جوان و لائیک بودند و در تظاهرات از اعتراض به بنیان‌های مذهبی دولت اسرائیل چشم‌پوشی ننمودند. یکی از شعارهای محوری این موج بزرگ تظاهرکننده این بود: مردم عدالت اجتماعی می‌خواهند نه خیریه. تعداد معترضان فقط در تل آویو پنجاه هزار تن برآورد شد. در مسیر راهپیمایی تعداد زیادی پرچم سرخ به چشم می‌خورد. در بیت‌المقدس نیز پانزده هزار تن در برابر منزل نخست وزیر فعلی، بنیامین نتانیاهو دست به اعتراض زدند.

در اسرائیل بهای اجاره خانه‌ها افزایش یافته و قیمت کالاهای مورد نیاز مردم نیز روز به روز بیش‌تر می‌گردد. این در حالی‌ست که دستمزدهای واقعی در سال‌های اخیر مانند تمامی کشورهای سرمایه‌داری مدام کاهش داشته است. خدمات عمومی و بیمه‌های اجتماعی که هر سال بدتر شده از جمله مواردی است که اعتراض مردم را برانگیخته است.

دولت اسرائیل که شدیداً از اعتراضات توده ای در این کشور به هراس افتاده است، ضمن تلاش برای پوشاندن دلایل اصلی جنبش سعی کرد تنها با واداشتن مدیر عمومی وزارت اقتصاد و بودجه به استعفاء معترضان را آرام کند. این استعفاء که روز سی و یکم تیر روی داد، تأثیری نداشت چرا که روز یکم مرداد فقط در یک بخش، بخش شهرداری‌ها دست کم یک صد و پنجاه هزار نفر اعتصاب کردند.

بر اساس آخرین نظرسنجی‌ها هشتاد درصد مردم اسرائیل از جنبش اجتماعی که آغاز شده است پشتیبانی می‌کنند. دولت و سرمایه‌داران نیز بیم آن را دارند که این جنبش مانند کشورهای عرب همسایه‌شان آنان را با مشکلات جدی مواجه کند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: