“هیئت عالی حل اختلاف” هم مشکل‌گشای تناقضات نیست

جمعه، ۷ مرداد ۹۰- جمهوری اسلامی، یک نظام سیاسی با تناقضات لاینحل است. جمهوری اسلامی در وهله نخست دولتی‌ست که پاسدار نظام سرمایه‌داری و طبقه سرمایه‌دار می‌باشد. لذا بر طبق الگوی دولت‌های سرمایه‌داری سازمان یافته است. ارتش، پلیس، وزارت‌خانه‌های متعدد، قوای مقننه، اجرایی و قضایی دارد که ظاهراً باید کارکرد الگوی هر دولت سرمایه‌داری را داشته باشند. اما در همان حال یک دولت مذهبی‌ست. این مذهبی بودن دولت که ارگان‌ها و نهادهای ویژه خود با کارکردهای مختص خود را داراست، دائماً کارکردهای اصلی دولت را مختل می‌کند و به تناقضات پی در پی می‌انجامد. یک ارتش وجود دارد که ظاهراً وظیفه‌اش محافظت از مرزها و حاکمیت سرزمینی طبقه‌ی حاکم است. پلیس هم که قاعدتاً باید مثل هر کشور سرمایه‌داری دیگر نظم و امنیت داخلی را برای طبقه سرمایه‌دار تأمین کند. اما خصلت مذهبی دولت دینی، نیروی مسلح دیگری را پدید آورده است که از مذهبی بودن و اسلامی بودن دولت حفاظت نماید. لذا سپاه پاسداران، بسیج و گروه‌های شبه نظامی این وظیفه را بر عهده گرفته‌اند.

در ظاهر بر طبق الگوی دولت معمولی سرمایه‌داری، رئیس جمهوری بالاترین مقام کشوری‌ست. اما مذهبی بودن دولت، فرد دیگری را به خاطر جایگاه‌اش در دستگاه مذهبی در بالاترین مقام قرار داده است. هر دوی این مقامات می‌توانند به عنوان بالاترین مقام تصمیم بگیرند و در عین حال تصمیمات یکدیگر را وتو کنند. مجلسی وجود دارد که ظاهراً مثل یک دولت پارلمانی، نمایندگانش باید منتخب آزادانه مردم باشند. اما اگر عجالتاً خصلت استبدادی دولت را کنار بگذاریم، نمایندگان مجلس باید مقدم بر هر چیز به خصلت مذهبی دولت پای‌بند باشند و نهادی به نام شورای نگهبان تصدیق و تأیید کند که این فردی که می‌خواهد نماینده شود، به دولت دینی وقادار است و از ولی فقیه تبعیت می‌کند. مجلس هم فقط می‌تواند چیزی را تصویب نماید که برخلاف نظر این ولی فقیه نباشد.

یک قوه قضایی وجود دارد که ظاهراً بر طبق الگوی تفکیک قوا باید مستقل باشد، اما رأس آن توسط بالاترین مقام دولت مذهبی منصوب می‌گردد و قضات آن هم باید مسلمان باشند و بر طبق قوانین اسلامی حکم دهند. طبیعی‌ست که در یک دولت با چنین ساختاری باید پیوسته درگیری میان ارگان‌ها و نهادهای مختلف وجود داشته باشد.

چه کسی رسماً بالاترین مقام است و تصمیم‌گیرنده؟ از درون آن نزاع ولی فقیه و رئیس جمهوری سر برمی‌آورد که هواره در طول حیات جمهوری اسلامی وجود داشته و گاه به درگیری‌های حاد کشیده است. مجلسی که صلاحیت نمایندگانش از جهت اسلامی بودن و تبعیت از ولی فقیه تأیید شده است، می‌تواند با رعایت تمام ضوابط دست نشانده‌گی‌اش تصمیم بگیرد و چیزی را تصویب کند؟ البته! فقط با یک شرط که یک نهاد رسماً انتصابی به نام شورای نگهبان مصوبه را کنترل کند تا چیزی خلاف اسلامیت دولت در آن نباشد. اگر چنین بود بی اعتبار است و ابطال آن اعلام می‌گردد. تضاد و اختلاف همیشگی مجلس و شورای نگهبان از این‌جا برمی‌خیزد. رابطه‌ی قوه مقننه و اجرایی چگونه است؟ قوه مقننه می‌باید در وهله نخست چیزی را تصویب کند که خواست ولی فقیه و شورای نگهبان است و نه نیاز دستگاه اجرایی. نتیجه، اختلاف و نزاع دائمی این دو قوه است. دستگاه قضایی هم که فقط مجری اوامر ولی فقیه است و سر و کارش با پلیس و دستگاه امنیتی تحت ریاست و فرماندهی ولی فقیه. لذا اغلب هماهنگی با قوای دیگر ندارد و این ناهماهنگی‌ها به تناقضات و اختلافات با ارگان‌های دیگر می‌انجامد.

هنگامی مجموعه‌ی تناقضات جمهوری اسلامی‌ به شکلی عریان و آشکار خود را نشان می‌دهند که با بحران‌های جدی روبرو می‌گردد. خمینی برای حل این تناقضات، مجمع تشخیص مصلحت را به عنوان داور نهایی میان ارگان‌ها تعیین نمود. اما این ارگان جدیدالتأسیس نمی‌توانست تناقضات را از میان بردارد. فقط می‌توانست آن‌ها را تخفیف دهد. با تشدید این تناقضات در دوره خامنه‌ای، دیگر آشکار گردید که از این ارگان هم کاری ساخته نیست. بنابراین خامنه‌ای راه دیگری نداشت جز این که در شرایط بسیار بحرانی خودش مستقیماً وارد صحنه شود و با دستورات شخصی برای حل آن‌ها تلاش نماید. از دوره‌ی زمام‌داری خاتمی، این دخالت مستقیم مدام افزایش یافت و در دوره‌ی احمدی‌نژاد به اوج خود رسید. اما بالاخره کاری از پیش نرفت و اختلافات و تناقضات به جای خود باقی ماند. اکنون چاره دیگری اندیشیده که چون “رهبر” است و در شأن و مقام ولایت نیست که همه روزه درگیر این نزاع‌ها باشد، در عین حال از مجمع تشخیص مصلحت هم کاری ساخته نیست و ایضاً تنزل جایگاه و موقعیت رفسنجانی هم شاید مد نظر باشد، لذا یک نهاد دیگری را برای حل و فصل نزاع سران ارگان‌های دولتی تعیین کرده است و در سوم مرداد نامه‌ای از جانب وی خطاب به هاشمی شاهرودی انتشار یافت که در آن خبر از تشکیل یک “هیئت عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه‌گانه” به ریاست هاشمی شاهرودی برای یک دوره‌ی ۵ ساله داده شده است.

در این نامه هم‌چنین آمده است که “مسئولان عالی نظام خود در تعامل با یکدیگر، روابط قوا را به نحو مطلوب تنظیم و اختلافات احتمالی را رفع کنند و کمال همکاری را با هیئت مذکور به عمل آورند.”

اگر “مسئولان عالی نظام” می‌توانستند در تعامل با یکدیگر روابط قوا را نه البته به نحو مطلوب بلکه در حدی که هر روز با یکدیگر درگیر نباشند، تنظیم کنند و اختلافات را رفع نمایند، و اگر این اختلافات می‌توانست حتا با دخالت مستقیم خامنه‌ای در چند سال اخیر حل گردد، تاکنون تنظیم و حل شده بود. تشکیل “هیئت عالی حل اختلاف” فقط این را نشان می‌دهد که سید علی خامنه‌ای هم از حل اختلافات عاجز مانده است. در یک چنین شرایطی پوشیده نیست که از این هیئت هم کاری ساخته نیست. اختلافات در درون جمهوری اسلامی حل شدنی نیست، چرا که اولاً، این اختلافات برخاسته از تناقضات ذاتی جمهوری اسلامی به عنوان یک دولت مذهبی‌ست. ثانیاً، این اختلافات برخاسته از بحرانی‌ست که تمام ارکان نظم موجود را فرا گرفته است و جمهوری اسلامی را در تمام عرصه‌ها با بن‌بست روبرو ساخته است. این اختلافات هنگامی برطرف می‌شوند که جمهوری اسلامی دیگر وجود نداشته باشد و دین از دولت به کلی جدا شده باشد. در آن صورت دیگر نام و نشانی هم از خامنه‌ای، “مقامات عالی نظام” و ارگان‌ها و نهادهای آن باقی نخواهد ماند.

یک پاسخ

  1. ما همواره درطول تاریخ شاهد آن بوده ایم که سیستم دیکتاطوری توسط توده های تحت ستم چگونه پایانی برایش رقم می خوردو از آ.نجایی که حاکمیت آن روز را برای خود وهمه ای ارکانش می بیند
    به اشکال مختلف سعی در به تعویق انداختن آن دارد.در چنین حاکمیتهایی حتی اگر دین ومذهب هم از دولت جدا شود شرایط تعقییری نمی کند چرا که ماهیت نظام تعقییری نمی کند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: